با غیر همراه آمدی از وصل به هجران تو
صد بار بر دل به ود درد تو از درمان تو
بر دل اگر خنجر زنی بر دیده گر تیر جفا
آگه نگردم بس که شد چشم و دلم حیران تو
عید تو هر سالی شود کشت انتظار کشتنم
خواهم که هر روز و شبی جانم شود قربان تو
گر تیغ بر فرقم زنی هر روز آیی از درم
باور مکن تا زندهام پیچم سر از فرمان تو
هر روز در میخانهها بشکستهام پیمانهها
ساقی بده پیمانهای نشکستهام پیمان تو
خواهی چو از من بگذری از بهر قتل دیگران
خواهم که از من مگذری دست من و دامان تو
سرهای جمله سروران غلتان به میدانت چو گو
اما نباشد هر سری زیبنده چوگان تو
لطفی نما زخمی بکن بر روی زخم کاریم
خواهم که باشد روز و شب در سینهام پیکان تو
کردی نکردی یک زمان قطع نظر از دشمنان
گفتی نگفتی جان من هرگز چه شد خاقان تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای خنجر بران تو روز وغا برهان تو
برهان که دید اندر جهان جز خنجر بران تو
خورشید روشن تخت تو ماه فروزان تاج تو
روی مجره فرش تو چرخ برین ایوان تو
بحری و جود کف تو روز سخاوت موج تو
[...]
کی خندد اندر وی من بخت من از میدان تو!
کی خیمه از صحراء جانم بر کند هجران تو!
ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان تو
چرخی بزن ای ماه تو جان بخش مشتاقان تو
تلخی ز تو شیرین شود کفر و ضلالت دین شود
خار خسک نسرین شود صد جان فدای جان تو
در آسمان درها نهی در آدمی پرها نهی
[...]
چون جلوهگر گردد بلا از قامت فتان تو
صد ره کنم در زیر لب خود را بلاگردان تو
در جلوهٔ تو نازک میان کوشیده بهر من به جان
من کرده در زیر زبان جان را فدای جان تو
در رقص هرگه بستهای زه بر کمان دلبری
[...]
تو پاک دامن نوگلی، من بلبل نالان تو
پاک از همه آلایشی عشق من و دامان تو
زینسان متاز ای سنگدل ترسم بلغزد توسنات
کز خون ناحقکشتگان، گِل شد سر میدان تو
از جا بجنبد لشکری کز فتنه عالم پُر شود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.