شاهان جهان باشند از جان چو گدای تو
محبوب تر از جانی صد جان به فدای تو
رندان ز تو می جویند زهاد ز تو حلوا
هر کس به هوای خود مائیم و هوای تو
دل خلوت خاص تست ، بنشین تو به جای خود
والله که نخواهم داشت غیر تو به جای تو
گر دست مرا گیری من دامن تو گیرم
پائی ز تو گر یابم آیم به سرای تو
گویند که این و آن باشند برای ما
نی نی که غلط کردند هستند برای تو
جز نقش خیال تو در چشم نمی آید
هر نور که می یابم بینم به لقای تو
در دار فنا سید از عشق تو گر جان داد
جانش ز خدا جوید پیوسته بقای تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و ارادت خویش به محبوبی سخن میگوید که برای او جانش را فدای او میکند. او بیان میکند که همهی دنیا و هر چیزی که وجود دارد، تنها به خاطر وجود محبوب معنایی دارد و هیچ کس در نظرش مهمتر از او نیست. شاعر از جدایی و خلوتی که دارد میگوید و تأکید میکند که در زندگیاش به غیر از محبوب جایی ندارد. در پایان، او عشق به محبوب را برتر از هر چیز دیگری میداند و معتقد است که حتی در مرگ نیز، عشق او ماندگار است.
هوش مصنوعی: پادشاهان دنیا اگرچه مقام و مقامتی دارند، اما در دل من تو به مراتب بیشتر از جانم محبوبی. برای تو حتی صد جانم را هم قربانی میکنم.
هوش مصنوعی: آدمهای متمرد و خوشگذران از تو میپرسند و زاهدان از تو خواستههای شیرین دارند. هر کس به دنبال آرزوی خودش است، اما ما همواره تحت تأثیر خواستههای تو هستیم.
هوش مصنوعی: دل من تنها و مختص توست، پس بیام Reach و جایگاه خودت را بگیر، قسم به خدا که هیچکس را جز تو در قلبم نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: اگر دستی به من بدهی، من هم به دامن تو چنگ میزنم. اگر تو مرا بخواهی، به سوی خانهات میآیم.
هوش مصنوعی: میگویند که دیگران چیزهایی دارند که برای ما مفید است، اما در واقع آنها تنها به درد تو میخورند و تمام اشتباهات از سوی خود توست.
هوش مصنوعی: جز تصویر تو در چشمانم چیزی نمیبینم، هر نوری که میبینم، به خاطر دیدن توست.
هوش مصنوعی: در جهان فانی، اگر شخصی به خاطر عشق تو جان دهد، آن فرد همواره از خدا طلب میکند تا بقاء و جاودانگی تو را داشته باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای جان من آویزان از بند قبای تو
بیچاره دلم خون شد در عهد وفای تو
افتاده نخواهم بود، الا به درت زین پس
گر خاک شوم باری زیر کف پای تو
گفتی که بدین زاری از بهر که می میری
[...]
بخرام که سرها شد خاک کف پای تو
آویخته جانها باز از بند قبای تو
گفتی که برای کیست دست از دو جهان شستن
عالم همه میدانند والله برای تو
صد ملک سلیمان را در زیر نگین بنگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.