ای جان من آویزان از بند قبای تو
بیچاره دلم خون شد در عهد وفای تو
افتاده نخواهم بود، الا به درت زین پس
گر خاک شوم باری زیر کف پای تو
گفتی که بدین زاری از بهر که می میری
والله که برای تو، بالله که برای تو
یارب، نفسی باشد کز عشق امان یابم
و آسوده بخسپم شب ایمن ز بلای تو
جان تیغ ترا دادم از شرم رخت مردم
زیرا به از این باید تعظیم جفای تو
یار دگرم گویی، وز آه نمی ترسی
یعنی که کسی دیگر، آنگاه بجای تو؟
هر چند که شد خسرو سلطان سخنگویان
از بهر یکی بوسه هم هست گدای تو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و درد فراق سخن میگوید و به یاری محبوب خود نیازمند است. او با حالتی از عشق عمیق و احساسات دردناک، از وفاداریاش به محبوب میگوید و بیان میکند که حتی در خاکی زیر پای محبوب بودن را بیشتر از زندگی بینکته ترجیح میدهد. شاعر به زیباییهای محبوب و تضادهایی که عشق برای او ایجاد کرده، اشاره میکند و در نهایت بر وفاداری و اشتیاق خود تأکید میکند، هرچند که به خاطر بلای عشق، در شرایط سختی قرار دارد.
هوش مصنوعی: ای جان من، دل بیچارهام به خاطر وفای تو به شدت آسیب دیده و در عذاب است، گویی که به بند قبای تو آویزان شدهام.
هوش مصنوعی: هرگز نخواهم افتاد، جز اینکه در درگاه تو باشم. حتی اگر به خاک تبدیل شوم، باز هم زیر پای تو خواهم بود.
هوش مصنوعی: گفتی که به این حال و روز برای چه میمیری. قسم به خدا که همه این رنجها به خاطر توست.
هوش مصنوعی: ای کاش وجودی داشته باشد که از عشق تو نجاتم دهد و بتوانم شب را با آرامش و بدون ترس از مصیبتهای تو سپری کنم.
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی چهرهات جانم را به تیغ تو میسپارم، چرا که از این بیشتر، باید به بیرحمی تو احترام گذاشت.
هوش مصنوعی: دلم برای تو تنگ است، ولی تو به نظر میرسد که دیگر به من فکر نمیکنی. آیا به نظر تو کسی دیگری میتواند جایت را پر کند؟
هوش مصنوعی: هرچند که خسرو، پادشاه سخنرانان است، اما برای یک بوسه از تو هم گدا و بینوا به حساب میآید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاهان جهان باشند از جان چو گدای تو
محبوب تر از جانی صد جان به فدای تو
رندان ز تو می جویند زهاد ز تو حلوا
هر کس به هوای خود مائیم و هوای تو
دل خلوت خاص تست ، بنشین تو به جای خود
[...]
بخرام که سرها شد خاک کف پای تو
آویخته جانها باز از بند قبای تو
گفتی که برای کیست دست از دو جهان شستن
عالم همه میدانند والله برای تو
صد ملک سلیمان را در زیر نگین بنگر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.