ز ناشایستگی هر دم نماید یار آزادم
ولی من بندهام گر او کند صدبار آزادم
نیم مرغی که گرد سر بگردانی و بگذاری
بگردان گرد سر اما مکن زنهار آزادم
نه ز آسان کرد شهباز غمت صیدم که بتواند
عقاب مرگ آسان کردش از منقار آزادم
نه در قید عناصر ماندهام کین جا رهم گوهر
بمن پیوستهاند اما من از هر چار آزادم
بدام خویشتن چون عنکبوتان ماندهام «طالب»
مگر از خود کند جام دوئی سرشار آزادم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.