فغان بلبل از رشکست این جانهای شیدا را
که گر با گل نشینی خار در دل بشکند مارا
پسین روز مرا ایکاش فردا آورد بختم
که در نظارهٔ امروز کردم کار فردا را
تو ای دلرام دامی، وحشیرم خورده میداند
کمند اندازی و پیچیدن زلف چلیپا را
زروی یار بازار گلی دارم که از رشکش
ز افغان بلبلان در آتش اندازند دلها را
نمیپرسی که در کوی تو «طالب» نالهٔ دارد
فغان و ناله از دردیست جان ناشکیبا را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.