از آن مئی که ترا در قرابهٔ نکهست
اگر فرشته کشد نامهاش ببین سیهست
فلک هم از صف صفرائیان شکر اوست
وگرنه بر کف دستش چرا ترنج بهست
زاشک ریختنم در فراق سیری نیست
کمینه گریهام از شام تا بصبح گهست
در آن چه ذقن از کلک صنع خال کبود
مناسب آمده گوئی کبوتری بچهست
بعفو دوست نگر جرم خود مبین «طالب»
که برق عفو مهیای خرمن گنهست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.