ابر تری خواهم و دماغ تری هم
ور بکف آید وصال سیمبری هم
چون در روزی زنم که در مژه دارم
لخت دلی بلکه پارهٔ جگری هم
بخت خوشی خواهم و ستارهٔ سعدی
تا بتو شاهی بسر کنم سحری هم
آنکه بهر ذره داده قوت پرواز
میکند امداد من بیبال و پری هم
خیز برقص آستین فشان شو و بنمای
جلوهٔ قد و نزاکت کمری هم
قافلهٔ عمر کی شد از نظرم کاش
بودی ازین رهروان اثری هم
نیست بیزمش ره نظارهٔ «طالب»
کاش توان دیدنش بر هگذری هم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.