فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱ - اندر ستایش سلطان محمود
ز یزدان بر آن شاه باد آفرین
که نازد بدو تاج و تخت و نگین
که گنجش ز بخشش بنالد همی
بزرگی ز نامش ببالد همی
ز دریا به دریا سپاه وی است
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۲ - نشستن کیخسرو بر تخت پیل و زدن مهره، فراخوان مهتران و آرایش سپاه برای جنگ افراسیاب
چو شد کار پیران ویسه به سر
به جنگ دگر شاه پیروزگر
بیاراست از هر سوی مهتران
برفتند با لشکری بیکران
برآمد خروشیدن کرنای
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۳ - خبر شکست و مرگ خویشان: شیون افراسیاب، سوگند کین و آراستن سپاه بر جیحون
سپهدار توران از آن سوی جاج
نشسته به آرام بر تخت عاج
دوباره ز لشکر هزاران هزار
سپه بود با آلت کارزار
نشسته همه خلخ و سرکشان
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۴ - لشکرکشی کیخسرو به رویارویی افراسیاب، خندق و دو روز خاموشی، و گفتوگوی پشنگ و شیده در شیوهٔ نبرد
چو آگاه شد شهریار جهان
ز گفتار بیدار کارآگهان
ز ترکان وز کار افراسیاب
که لشکرگه آورد ز این روی آب
سپاهی ز جیحون بدین سو کشید
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۵ - پیام آشتی افراسیاب به دست شیده، پند سپاه و پافشاری کیخسرو بر کین سیاوش
بدو گفت شاه ای سرفراز مرد
نه گرم آزموده ز گیتی نه سرد
از ایدر برو تا میان سپاه
از ایشان یکی مرد دانا بخواه
به کیخسرو از من پیامی رسان
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۶ - پاسخ کیخسرو به شیده: پیشنهاد نبرد تنبهتن، هراس افراسیاب از خواب و اصرار پسر بر جنگ
بفرمود تا قارن نیکخواه
شود باز و پاسخ گزارد ز شاه
که این کار ما دیر و دشوار گشت
سخنها ز اندازه اندر گذشت
هنر یافته مرد سنگی به جنگ
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۷ - نبرد دور از سپاه کیخسرو و شیده، کشتن شیده و سوگ افراسیاب
چو روشن شد آن چادر لاژورد
جهان شد به کردار یاقوت زرد
نشست از بر اسب جنگی پشنگ
ز باد جوانی سرش پر ز جنگ
به جوشن بپوشید روشن برش
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۸ - چیرگی قارن بر جهن، نیایش کیخسرو و گریز شبانگاهی افراسیاب
چو خورشید برزد سر از برج گاو
ز هامون برآمد خروش چکاو
تبیره برآمد ز هر دو سرای
همان ناله بوق با کرنای
ز گردان شمشیرزن سی هزار
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۹ - گریز شبانهٔ افراسیاب از جیحون، نیایش کیخسرو و دخمهٔ کشتگان ایران
چو نیمی ز تیره شب اندر گذشت
سپهر از بر کوه ساکن بگشت
سپهدار ترکان بنه بر نهاد
سپه را همه ترگ و جوشن بداد
طلایه بفرمود تا ده هزار
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۰ - نامهٔ سه رزم به کاووس، گریز افراسیاب به گنگ و رسیدن کیخسرو به گلزریون
بفرمود تا پیش او شد دبیر
بیاورد قرطاس و مشک و عبیر
نبشتند نامه به کاووس شاه
چنانچون سزا بود زان رزمگاه
سر نامه کرد از نخست آفرین
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۱ - نبرد کیخسرو و افراسیاب: دعای شاه و باد سخت، گریز به بهشت گنگ و نامه به فغفور چین
وز آن سوی گنگ اندر افراسیاب
به رخشنده روز و به هنگام خواب
همی گفت با هرکه بد کاردان
بزرگان بیدار و بسیاردان
که اکنون که دشمن به بالین رسید
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۲ - رسیدن کیخسرو به گنگدژ، گردش بر حصار و آرایش سپاه برای ویرانی بارهٔ افراسیاب
دو هفته بر این گونه شادان بزیست
که داند که فردا دلافروز کیست
سیم هفته کیخسرو آمد به گنگ
شنید آن غو نای و آوای چنگ
بخندید و برگشت گرد حصار
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۳ - آمدن جهن از دژ و گزاردن پیام افراسیاب به کیخسرو: پشیمانی از خون سیاوش، پیشنهاد آشتی و تهدید جنگ
دگر روز چون خور برآمد ز راغ
نهاد از بر چرخ زرین چراغ
خروشی برآمد بلند از حصار
پر اندیشه شد زان سخن شهریار
همانگه در دژ گشادند باز
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۴ - پاسخ کیخسرو به پیام افراسیاب: رد چاپلوسی، یادآوری کشتن سیاوش و پیمان شمشیر تا رستخیز
چو از جهن پیغام بشنید شاه
همی کرد خندان بدو بر نگاه
به پاسخ چنین گفت کای رزمجوی
شنیدیم سر تا سر این گفت و گوی
نخست آن که کردی مرا آفرین
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۵ - فتح گنگدژ و گریز نهانی افراسیاب، زاری زنان توران و بخشایش کیخسرو
یکی تاج دادش زبرجد نگار
یکی طوق زرین و دو گوشوار
همانگه بشد جهن پیش پدر
بگفت آن سخنها همه در به در
ز پاسخ برآشفت افراسیاب
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۶ - نامهٔ فتح گلزریون و گنگ، همپیمانی افراسیاب با فغفور چین و آرایش دو سپاه
دبیر نویسنده را پیش خواند
سخن هرچه بایست با او براند
سر نامه کرد آفرین از نخست
بدان کو زمین از بدیها بشست
چنان اختر خفته بیدار کرد
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۷ - پیشنهاد نبرد تنبهتن افراسیاب، رد خسرو به رای رستم و کمین شبیخون
وز آن پس برآمد ز لشکر خروش
زمین و زمان شد پر از جنگ و جوش
ستاره پدید آمد از تیره گرد
رخ زرد خورشید شد لاژورد
سپهدار ترکان از آن انجمن
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۸ - شکست شبیخون افراسیاب، پوزش فغفور و گریختن شاه توران از آب زره به گنگدژ
به ره کنده پیش و پس اندر سپاه
پس کنده با لشکر و پیل شاه
سپهدار ترکان چو شب در شکست
میان با سپه تاختن را ببست
ز لشکر جهاندیدگان را بخواند
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۱۹ - نامهٔ گشودن دژ افراسیاب نزد کاووس، نیایش شاه، بند گرسیوز و خلعت گیو
بفرمود تا پیش او شد دبیر
بیاورد قرطاس و چینی حریر
یکی نامه از قیر و مشک و گلاب
بفرمود در کار افراسیاب
چو شد خامه از مشک وز قیر تر
[...]
فردوسی » شاهنامه » جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب » بخش ۲۰ - نامه به کیخسرو در گنگ، پذیرایی خاقان و فغفور، و سرپیچی شاه مکران
وز آن پس بیامد خرامان دبیر
بیاورد قرطاس و مشک و عبیر
نبشتند نامه که از کردگار
به دادیم و خشنود از روزگار
که فرزند ما گشت پیروزبخت
[...]
