بخش ۱۴ - پاسخ کیخسرو به پیام افراسیاب: رد چاپلوسی، یادآوری کشتن سیاوش و پیمان شمشیر تا رستخیز
چو از جهن پیغام بشنید شاه
همی کرد خندان بدو بر نگاه
به پاسخ چنین گفت کای رزمجوی
شنیدیم سر تا سر این گفت و گوی
نخست آن که کردی مرا آفرین
همان باد بر تخت و تاج و نگین
درودی که دادی ز افراسیاب
بگفتی که او کرد مژگان پر آب
شنیدم همین باد بر تاج و تخت
مبادم مگر شاد و پیروزبخت
دوم آن که گفتی ز یزدان سپاس
که بینم همی پور یزدان شناس
ز شاهان گیتی دل افروزتر
پسندیدهتر شاه و پیروزتر
مرا داد یزدان همه هرچه گفت
که با این هنرها خرد باد جفت
ترا چند خواهی سخن چرب هست
به دل نیستی پاک و یزدان پرست
کسی کو به دانش توانگر بود
ز گفتار کردار بهتر بود
فریدون فرخ ستاره نگشت
نه از خاک تیره همی برگذشت
تو گویی که من بر شوم بر سپهر
بشستی بر این گونه از شرم چهر
دلت جادوی را چو سرمایه گشت
سخن بر زبانت چو پیرایه گشت
زبان پر ز گفتار و دل پر دروغ
بر مرد دانا نگیرد فروغ
پدر کشته را شاه گیتی مخوان
کنون کز سیاوش نماند استخوان
همان مادرم را ز پرده به راه
کشیدی و گشتی چنین کینه خواه
مرا نوز نازاده از مادرم
همی آتش افروختی بر سرم
هر آن کس که او بد بدرگاه تو
بنفرید بر جان بی راه تو
که هرگز به گیتی کس آن بد نکرد
ز شاهان و گردان و مردان مرد
که بر انجمن مر زنی را کشان
سپارد بزرگی به مردم کشان
زننده همی تازیانه زند
که تا دخترش بچه را بفگند
خردمند پیران بدانجا رسید
بدید آن که هرگز ندید و شنید
چنین بود فرمان یزدان که من
سرافراز گردم به هر انجمن
گزند و بلای تو از من بگاشت
که با من زمانه یکی راز داشت
از آن پس که گشتم ز مادر جدا
چنانچون بود بچهٔ بینوا
به پیش شبانان فرستادیم
به پروار شیران نر دادیم
مرا دایه و پیشکاره شبان
نه آرام روز و نه خواب شبان
چنین بود تا روز من برگذشت
مرا اندر آورد پیران ز دشت
به پیش تو آورد و کردی نگاه
که هستم سزاوار تخت و کلاه
به سان سیاوش سرم را ز تن
ببری و تن هم نیابد کفن
زبان مرا پاک یزدان ببست
همان خیره ماندم به جای نشست
مرا بی دل و بی خرد یافتی
به کردار بد تیز نشتافتی
سیاوش نگه کن که از راستی
چه کرد و چه دید از بد و کاستی
ز گیتی بیامد ترا برگزید
چنان کز ره نامداران سزید
ز بهر تو پرداخت آیین و گاه
بیامد ز گیتی ترا خواند شاه
وفا جست و بگذاشت آن انجمن
بدان تا نخوانیش پیمانشکن
چو دیدی بر و گردگاه ورا
بزرگی و گردی و راه ورا
بجنبیدت آن گوهر بد ز جای
بیفگندی آن پاک دل را ز پای
سر تاجداری چنان ارجمند
بریدی به سان سر گوسفند
ز گاه منوچهر تا این زمان
نبودی مگر بدتن و بدگمان
ز تور اندر آمد زیان از نخست
کجا با پدر دست بد را بشست
پسر بر پسر بگذرد همچنین
نه راه بزرگی نه آیین دین
زدی گردن نوذر نامدار
پدر شاه وز تخمهٔ شهریار
برادرت اغریرث نیکخوی
کجا نیکنامی بدش آرزوی
بکشتی و تا بودهای بدتنی
نه از آدم از تخم آهرمنی
کسی گر بدیهات گیرد شمار
فزون آید از گردش روزگار
نهالی به دوزخ فرستادهای
نگویی که از مردمان زادهای
دگر آن که گفتی که دیو پلید
دل و رای من سوی زشتی کشید
همین گفت ضحاک و هم جمشید
چو شدشان دل از نیکویی ناامید
که ما را دل ابلیس بی راه کرد
ز هر نیکویی دست کوتاه کرد
نه برگشت از ایشان بد روزگار
ز بد گوهر و گفت آموزگار
کسی کو بتابد سر از راستی
گزیند همی کژی و کاستی
به جنگ پشن نیز چندان سپاه
که پیران بکشت اندر آوردگاه
زمین گل شد از خون گودرزیان
نجویی جز از رنج و راه زیان
کنون آمدی با هزاران هزار
ز ترکان سوار از در کارزار
به آموی لشکر کشیدی به جنگ
وز ایشان به پیش من آمد پشنگ
فرستادیش تا ببرد سرم
از آن پس تو ویران کنی کشورم
جهاندار یزدان مرا یار گشت
سر بخت دشمن نگونسار گشت
مرا گویی اکنون که از تخت تو
دلافروز و شادانم از بخت تو
نگه کن که تا چون بود باورم
چو کردارهای تو یاد آورم
از این پس مرا جز به شمشیر تیز
نباشد سخن با تو تا رستخیز
بکوشم به نیروی گنج و سپاه
به نیک اختر و گردش هور و ماه
همان پیش یزدان بباشم به پای
نخواهم به گیتی جز او رهنمای
مگر کز بدان پاک گردد جهان
به داد و دهش من ببندم میان
بداندیش را از میان بر کنم
سر بدنشان را بیافسر کنم
سخن هرچه گفتم نیا را بگوی
که در جنگ چندین بهانه مجوی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
جهن افراسیاب فریدون (اشاره) سیاووش پیران منوچهر (اشاره) تور (اشاره) نوذر (اشاره) اغریرث (اشاره) آدم (اشاره) اهریمن (اشاره) ضحاک (اشاره) جمشید (اشاره) ابلیس (اشاره)
هوش مصنوعی: کیخسرو به پیغام افراسیاب پاسخ میدهد و از تحسین و چاپلوسیهای او برمیآشوبد. او قتل سیاوش به دست افراسیاب را به یاد میآورد و از کینهورزی و بدعهدی او انتقاد میکند. کیخسرو به افراسیاب توصیه میکند که به جای سخنان شیرین، با کردار نیکش خود را بشناساند و از او میخواهد که حقایق را ببیند و مسئولیت اعمالش را بپذیرد. او سپس به افراسیاب هشدار میدهد که در جنگ با او و سپاهش به زودی ناکام خواهد شد و تنها با شمشیر اوست که میتواند پاسخگوی اقداماتش باشد. کیخسرو در نهایت عزم خود را برای جنگ با او جزم میکند و بر التزام به یزدان و رهایی از اندیشههای بد تأکید میکند.
هوش مصنوعی: کیخسرو وقتی پیغام افراسیاب را شنید، با خنده به او نگاه کرد.
هوش مصنوعی: کیخسرو در پاسخ به افراسیاب میگوید ای جنگجو، ما تمام این سخنان و گفتوگوها را شنیدیم.
هوش مصنوعی: نخستین چیزی که تو به من ستایش کردی، همان چیزی است که باعث شده من بر تخت سلطنت و تاج و نگین نشستهام.
هوش مصنوعی: افراسیاب به کیخسرو درود و سلامی ارسال کرده و او در آن پیام از محبت و نازکی مژگان (چشمان) افراسیاب صحبت کرده و گفته است که او (افراسیاب) با چشمان اشکبارش به کیخسرو سلام میفرستد.
هوش مصنوعی: شنیدم که باد این خبر را به تاج و تخت میرساند و اگر بر من بوزد، روشن است که من نه شاد هستم و نه پیروزمند.
هوش مصنوعی: من تو نمیگذارم از یزدان سپاسگزاری کنی، زیرا من میبینم که پسر یزدان (فرزند خدا) را میشناسم و شناخت او برای من مهمتر است.
هوش مصنوعی: کیخسرو میگوید که از میان شاهان دنیا، او را با دلافروزی و کامیابی بیشتر از دیگران برگزیدهاند.
هوش مصنوعی: یزدان (خدا) به من همه چیزهایی را که گفت، عطا کرده است و با این هنرها باید بدانم که عقل و خرد همپایه (همردیف) این نعمتها هستند.
هوش مصنوعی: تو چند بار میخواهی با شخصی با لحن شیرین صحبت کنی، در حالی که دل تو پاک نیست و به یزدان (خدا) ایمان نداری؟
هوش مصنوعی: کسی که دارای دانش و علم باشد، از نظر ارزش و اعتبار بالاتر است و اعمالش از حرفهایش مهمتر و بهتر است.
هوش مصنوعی: فریدون، پادشاه فرخنده و درخشان، به دلیل پاکی و نیکوکاریاش، هرگز از خاک و ریشهٔ ناپاک خود فاصله نگرفت و از آن جدا نشد.
هوش مصنوعی: تو به من میگویی که بر آسمان نشستهام، اما نمیدانی که به خاطر شرم از چهرهام، در این حالت نیستم.
هوش مصنوعی: وقتی دل تو فریب و جادو را به عنوان سرمایه قبول کند، سخن گفتنت نیز مانند زینتی خواهد شد که به آن افزوده شده است.
هوش مصنوعی: زبان پر از حرف و گفتار و دل پر از نیرنگ و دروغ، بر مرد دانا و آگاه هیچگاه تأثیر نمیگذارد و نمیتواند برای او جذابیت و روشنایی بیاورد.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، پدر کشته را دیگر شاه جهان نخوان، زیرا دیگر هیچ استخوانی از سیاوش باقی نمانده است.
هوش مصنوعی: کیخسرو به افراسیاب میگوید که تو همان مادرم را از پشت پرده بیرون کشیدی و موجب شدی که اینقدر نسبت به تو و کینهات بدبین شوم.
هوش مصنوعی: تو از همان زمان که من متولد شدم، به خاطر نازکردگی و محبت مادرم، بر سر من ناراحتی و آتش دشمنی افکندهای.
هوش مصنوعی: هر کسی که در درگاه تو به بدی صحبت کند، بر جان خود ظلم کرده است و به بیراه رفته است.
هوش مصنوعی: هیچکس در دنیا به اندازهٔ پادشاهان و جنگجویان با فضیلت، بدی نکرده و نخواهد کرد.
هوش مصنوعی: در جمع و مجلسی به کسی (زن) میگوید که او را به دیگران بسپارد و بزرگیاش را به مردم نشان دهد.
هوش مصنوعی: زننده (سورتمهکش) به دخترش تازیانه میزند تا بچهاش را به سوی خود بیاورد.
هوش مصنوعی: پیر خردمند (پیران) به جایی رسید که چیزهایی را مشاهده کرد که هرگز آنها را ندیده و نشنیده بود.
هوش مصنوعی: این چنین است که فرمان خداوند این است که من (کیخسرو) در هر مجلس و جمعی با عظمت و سرافرازی ظاهر شوم.
هوش مصنوعی: بدی و خشم تو از من دور شده است، چونکه زمانه با من در یک راز و نیات مشترک دارد.
هوش مصنوعی: پس از آن که از مادر خود جدا شدم، مانند بچهای بیپناه و بیکس شدم.
هوش مصنوعی: کیخسرو برای شبانان فرستادهای را به منظور پرورش و بزرگ کردن شیران نر فرستاده است.
هوش مصنوعی: کیخسرو میگوید که نه تنها دایه که به او شیر داده، بلکه مربی و شبانش هم کسی بوده که او را در کار شبانی و نگهداری از گله راهنمایی کرده است. به همین خاطر هیچ آرامشی در روز ندارد و شبها هم خوابش نمیبرد.
هوش مصنوعی: منظور از این بیت این است که تا زمانی که روزگار من به پایان برسد، پیران، یعنی پیران و حکیمان، مرا از دشت به میان خود آوردند، اشاره به احترام و با اشاره به موقعیت اجتماعی او است.
هوش مصنوعی: او (کیخسرو) میگوید که پیش تو (افراسیاب) آمده و تو را نگاه کرده است تا بفهمی که من شایستهٔ پادشاهی و احترام هستم.
هوش مصنوعی: اگر به وضعیت سیاوش (که به ناحق کشته شد) توجه کنی، میگوید که مانند او، سرم را از بدنم جدا کن، چرا که بدن من حتی لایق کفن هم نیست و در این حالت نمیتوانم امیدی به زندگی داشته باشم.
هوش مصنوعی: خداوند زبان مرا به راستی از گفتن بازداشت، و من همچنان در حیرت و اندیشه در جایی که میبایست بنشینم، قرار گرفتم.
هوش مصنوعی: افراسیاب مرا بیدل و بیخرد یافته است، چرا که در کردار بد به سرعت برمن خشم میگیرد و به من حمله میکند.
هوش مصنوعی: به سیاوش توجه کن که او چه کارهایی بر اساس راستی انجام داد و چه بدیها و کمبودهایی را مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: از میان مردم دنیا بر تو نگریسته و تو را انتخاب کرده است، بهگونهای که چنین انتخابی برای نامداران شایسته است.
هوش مصنوعی: برای تو از گیتی، مراسم و زمان را فراهم کردند و به خاطر تو، تو را به عنوان پادشاه از میان مردم انتخاب کردند.
هوش مصنوعی: به خاطر وفاداری و عهدی که داشته، آن جمع را ترک کرد تا مواجه با تو نشود و وفای به عهدش را زیر سؤال نبرند و پیمانشکن ننامنش.
هوش مصنوعی: وقتی که تو بزرگی و مقام او را دیدی، و چهره و سرزمین او را مشاهده کردی، و همچنین راه و روش او را فهمیدی،
هوش مصنوعی: اگر تو آن درخشنده را از جای خود برمیداشتید، آن دل پاک سیاوش را از پایش به زمین میافکندید.
هوش مصنوعی: کیخسرو میگوید که تو (افراسیاب) سرنگونی و تاجداری را با بیارزشی و بیاحترامی مانند کشتن یک گوسفند برابری کردی.
هوش مصنوعی: از زمان منوچهر تا اکنون، فقط بداندیشان و انسانهای بدطینت وجود داشتهاند.
هوش مصنوعی: از ابتدا زیان و ضرر از سویی به سرزمین توران (توران) وارد شده است که پدر (منوچهر) در آغاز دستش را از بدی شست.
هوش مصنوعی: فرزند بر فرزند ظلم و ستم نمیکند، نه راه بزرگی را در پیش میگیرد و نه اصول دین را رعایت میکند.
هوش مصنوعی: تو گردن نوذر، پدر شاه، را زدی و او را کشتی؛ نوذر از تبار شهریاران است و دارای نام و مقام بزرگ است.
هوش مصنوعی: برادر تو، اغریرث نیکو، کجاست که آرزوی نیکنامی بد را دارد؟
هوش مصنوعی: تو از نظر اخلاقی و انسانی بد بودهای و از زمانهای قدیم هم همین طور بودهای، نه اینکه از نسل آدم (که نماد انسانیت و خوبی است) باشی، بلکه از نسل اهریمن (که نمایانگر شر و بدی است).
هوش مصنوعی: اگر کسی به حقایق واضح توجه نکند و آنها را انکار کند، با مرور زمان دچار مشکلات و گرفتاریهای بیشتری خواهد شد.
هوش مصنوعی: تو نهالی را به دوزخ فرستادهای، پس نباید بگویی که از انسانها به دنیا آمدهای.
هوش مصنوعی: تو همچنین گفتی که دیو زشت (افراسیاب) دل و اندیشهام را به سمت زشتی و پلشتی کشانده است.
هوش مصنوعی: ضحاک و جمشید نیز چنین گفتند که وقتی دلشان از خوبی و نیکی ناامید شد، این وضعیت به وجود آمد.
هوش مصنوعی: دل ابلیس (شیطان) ما را به بیراهه برد و از هر کار نیک و باارزشی محروممان کرد.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که در روزگار بد، هیچ امیدی به تغییر رفتار این افراد نیست و آنها به خاطر خصلتهای ناپسندشان، از آموزههای نیک پیروی نمیکنند.
هوش مصنوعی: کسی که از حقیقت و راستی دور میشود، همواره در انتخابهایش به نادرستی و نقصان دچار خواهد شد.
هوش مصنوعی: در جنگ پشن (که به دلیلی دیگر به جنگ پرداخته است) نیز سپاهی جمع شده است که به اندازهای زیاد است که پیران (یکی از سرداران) را در میدان جنگ به قتل میرساند.
هوش مصنوعی: زمین از خون گودرزیان، که نشانهای از حماسه و رزمندگان دلاور است، به حالت گل آلود درآمده و جز رنج و خسارت، نتیجهای به همراه نداشته است.
هوش مصنوعی: اکنون تو با هزاران سوار ترک به سوی میدان نبرد آمدهای.
هوش مصنوعی: تو با لشکری از آمود (جایی در آسیای میانه) به جنگ آمدی و پشنگ، یکی از جنگجویانت، به پیش من آمد.
هوش مصنوعی: فرستادی کسی را تا سر من را بیاورد و بعد تو بتوانی کشور من را ویران کنی.
هوش مصنوعی: خدای بزرگ یزدان به من یاری کرده و برعکس، بخت دشمن به سمت بدبختی و افلاس رفته است.
هوش مصنوعی: تو میگویی اکنون که من خوشحال و سرحال از تخت تو پایین آمدهام، این خوشحالی به خاطر بخت توست.
هوش مصنوعی: به من نگاه کن و ببین که آیا میتوانم به خواستهات ایمان بیاورم، زمانی که کارها و رفتار تو را به یاد میآورم.
هوش مصنوعی: از این پس تنها با شمشیر تیز و قاطع میتوانم با تو صحبت کنم تا روز رستاخیز.
هوش مصنوعی: من تمام تلاشم را با قدرت گنج و سپاه و همچنین با توجه به ستارههای نیک و حرکت خورشید و ماه میکنم.
هوش مصنوعی: من تنها پیش خداوند یزدان خواهم ایستاد و بجز او هیچ راهنمایی در دنیا نمیخواهم.
هوش مصنوعی: آیا دنیا از بدی پاک خواهد شد، اگر من با بخشش و نیکوکاری میان خود و مردم را پر کنم؟
هوش مصنوعی: من میخواهم بداندیشان را از بین ببرم و بدون هیچ مقاومتی، سر آنها را از بدنشان جدا کنم.
هوش مصنوعی: هر چه من گفتهام، به نیا (پدر) بگو که در جنگ، بهانههای زیادی وجود ندارد و نباید دنبال بهانه بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.