رسته در ۱۵ سال قبل، چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۷:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
در حواب جناب محسن
برای مولوی مرگ روشن ترین آینه هاست. از نظر او باید همه چیز را در این آینه دید.
آگاه بودن از مرگ و گذر کردن از مرگ در هر عمل ، روش کار مولوی است.
{
راست گفتست آن سپهدار بشر
که هر آنک کرد از دنیا گذر
نیستش درد و دریغ و غبن موت
بلک هستش صد دریغ از بهر فوت
که چرا قبله نکردم مرگ را
مخزن هر دولت و هر برگ را
قبله کردم من همه عمر از حول
آن خیالاتی که گم شد در اجل
حسرت آن مردگان از مرگ نیست
زانست کاندر نقشها کردیم ایست
ما ندیدیم این که آن نقش است و کف
کف ز دریا جنبد و یابد علف
چونک بحر افکند کفها را به بر
تو بگورستان رو آن کفها نگر
}
ابیات فوق نمونه ای از نگرش و روش مولوی در آینه مرگ است نه خوردن کف افیون و رفتن به عالم هپروت
نمونه ی دیگر آن عزاداری شیعیان انتاکیه
این بحث چند سال پیش در حاشیه گنجور پیش آمد
این جا را نگاه کنید:
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب/
محسن در ۱۵ سال قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
در جواب جناب رسته عرض می کنم اگر یکبار دیگر شعر را بخوانند متوجه می شوند که هدف مولانا از بیان شعر در واقع مواجه شدن حضرتشان با سوالات بدون جواب که برای هر انسانی پیش می آید چنان که حضرت علی در نهج البلاغه می فرمایند من راجه به مرگ خیلی فکر کردم و به جوابی نرسیدم و فقط خدا بر این امر آگاه است.بنابر این انچه این شعر را از بقیه اشعار مولانا متمایز می کند بیان فلسفی جهان هستی و پرسشهای به مراتب مشکل راجع به هستی و نیستی و اینکه این انسان درمانده در پیشرفته ترین حالت هم خواهد مرد کوله باری از سوالات بی جواب را با خود به دوش می کشد و این همان چه دانمهای بسیار است.
sajjad در ۱۵ سال قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » رموز بیخودی » بخش ۲۵ - در معنی اینکه بقای نوع از امومت است و حفظ و احترام امومت اسلام است:
خیلی برنا مه ی مفیدیه
sajjad در ۱۵ سال قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » رموز بیخودی » بخش ۲۵ - در معنی اینکه بقای نوع از امومت است و حفظ و احترام امومت اسلام است:
saadcysfukfygkdfoutgoweuhfuiowgfohfgr
جعفر در ۱۵ سال قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
من که خاک پای شهریار هم نمی شوم اما عاشقم و در فراق معشوق زیبارویم شعر زیر را برایش سروده ام:
خزان با تو برای من بهار است
بهار من بدون تو خزان است
رسته در ۱۵ سال قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۰۹ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
شاید هم بر عکس باشد. البته حافظ خودش دیوان خودش را تدوین و تالیف نکرده است و در رابطه کپی رایت وصله ای به خود حافظ نمی چسبد. دیوان حافظ بعد از فوت او توسط جمعی از ادیبان به سرپرستی محمد گل اندام جمع آوری و تدوین و تالیف شده است. اگر هم رعایت حق کپی رایت مطرح باشد بایستی از طرف محمد گل اندام رعایت می شد . حمید رضا مشترکات حافظ و سلمان را استحراج کرده و در این لینک گذاشته است
حافظ » استقبالهای حافظ از سلمان ساوجی/
عباس در ۱۵ سال قبل، سهشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
دربعضی ازنسخ بیت زیر هم آمده است:
نحله سای شد صبادامن پاکت ازچه روی/خاک بنفشه زاررامشک ختن نمی کند
sina در ۱۵ سال قبل، دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۸:
در بیت آخر هر غزل نام شاعر نیز می آید ولی در این شعر اینگونه نبود
سمیه در ۱۵ سال قبل، دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹۱:
با درود .اگ ر می شود معنی تمام ابیات آن را بنویسید.
ناشناس در ۱۵ سال قبل، دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
سلام و سپاس
مصرع اولِ بیت سوم ، با علامت سؤال بهتر خوانده می شود :
تو به شوخی چگ.نه مشهوری ؟
مصرع دوم بیتِ چهارم با سجاوندی بهتر خوانده می شود :
حسن ، شوخی و ؛عشق ، رسوایی
دوست در ۱۵ سال قبل، دوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
احتمالا آقا سلمان ساوجی حق کپی رایت رو رعایت نمیکرده !!!!!!!!!!!!!
دوست در ۱۵ سال قبل، یکشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰ - مرغ بهشتی:
"مگر از گوشه ی چشمی وگر..." نادرست تایپ شده است، نگارش صحیح بیت:
مگر از گوشه ی چشمی دگر، طرحی دگر ریزی...
(دقت کنید که از نگارش فعلی، اصولاً معنایی دریافت نمی شود.)
مهدی سلمانی در ۱۵ سال قبل، یکشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۲:
فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل
گر بگذریم نتوان دیگر به هم رسیدن
شکوهی در ۱۵ سال قبل، یکشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۱۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۳۱ - نبرد سکندر با نرمپایان، کشتن اژدهای کوه، بانگ مرگ و رفتن به شهر زنان هروم:
بیت نادرست: چو گاه خورش درگذشت اژدها -
بیامد چو آتش بران تند جا
بیت درست:چو گاه خورش درگذشت اژدها -
بیامد چو آتش بدان تند جا
"بران" تبدیل به "بدان" شود.
سپاس
شکوهی
جمشید پیمان در ۱۵ سال قبل، یکشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۹:
لطفن در مصرع دوم از بیت چهارم محروم را به محرم تصحیح کنید:
حاسدت از سماع آن مــحـــرَمِ آه و ناله باد
امید رضا محبی در ۱۵ سال قبل، یکشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۴:
با سلام
لطفاً زیعانجوانی به ریعان جوانی اصلاح شود، ریعان بمعنی اول و بهترینچیزی، و ریعان جوانی بمعنی اول جوانی یا بهترین موسم جوانی است.
با احترام
مهدی سلمانی در ۱۵ سال قبل، شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:
سر و چشمی چنین دلکش تو گوئی چشم از او برکش؟
برو کاین وعظ بیمعنی مرا در سر نمیگیرد
همراز شب در ۱۵ سال قبل، شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
سلام خدمت همه عزیزانی که که وقت گذاشتند و در مورد این ابیات نظر دادند.بنده تمام نظر ها را مطالعه کردم.راستش نمی دونم کی درست میگه کی غلط.ولی اینا می دونم که خیام هم انسان بوده و هر انسانی آزاده هر جور دوست داره فکر کنه.ولی به نظر بنده در کل شراب خواری کاری بس بیهوده وعبثه.آخه کدوم آدم عاقلی میاد هوشیاری را به مستی ترجیح بده.کم نیستن آدم هایی که در عالم مستی همه چیزشون را از دست دادن.و بعضی ها حتی یک کشور و ملت را به باد فنا دادن. حالا قضاوت با خودتون.
حسین ماپار در ۱۵ سال قبل، شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۰۱:۰۵ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:
در بیت ششم: چو نان حصاریی، که گذر دارد از رقیب
«چونان=چون آن» با یک فاصله اضافه، به صورت دو کلمه «چو نان» در آمده که دریافت معنی را مشکل می کند و ذهن را به بیراهه می کشد.
به علاوه، تنها به عنوان یک حدس شخصی با توجه به معنی بیت، آیا در هیچ یک از نسخه های چاپی مصرع بدین گونه نبوده است؟ :
«چونان حصاریی، که حذر دارد از رقیب»
در بیت دوازدهم: سار از درخت سرو مرو را شده مجیب
ظاهرا کلمه «مرو» در واقع همان «مر او» است، که نگارش کنونی من بی سواد را در خوانش اول به اشتباه انداخت.
در بیت سیزدهم: صلصل به سر و بن بر، با نغمۀ کهن
ترکیب «سرو بن» با فاصله ای اضافه به صورت «سر و بن» نوشته شده که شدیدا غلط انداز است.
با تشکر از عنایت و همکاری شما.
علی در ۱۵ سال قبل، چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه: