گنجور

حاشیه‌ها

منصورگروسی در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

یادش همیشه گرامی باد سعدی عزیز
((( هرکسی گو به حال خود باشد )))
بنقل از کلیات سعدی نوشته ی محمدعلی فروغی
در انتهای این مصرع بجای باشد
که مرقوم فرموده اید
باشید
هرکسی گو به حال خود باشید
درج گردیده است
که بیشتر مقرون به صحت است
زیرا خطاب شاعر به هرکسی می باشد
بنابراین
باشید بهتر مینماید که در کلیات سعدی نوشته محمدعلی فروغی چنین است
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

منصورگروسی در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹:

این توئی یا سرو بستانی به رفتار امدست ؟
خطاب به یارست و سئوال از یار
که : این تو هستی یا سرو بستان در حال راه رفتن است ؟
به رفتار امدست : یعنی به راه رفتن امده
یا ملک در صورت مردم به گفتار امدست ؟
باز هم سئوال از یارست
به این مفهوم که : سرو بستان به رفتار امده
یا تو ملکی هستی که در صورت انسان سخن میگویی ؟
مردم : بمعنای انسان است در این بیت

منصورگروسی در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

با سلام
در این غزل دلنشین سعدی
از مصرع اول بیت دوم
تا مصرع دوم بیت چهارم
با توجه به اینکه کلیه این مصرعها
سئوالی می باشند
بهتر می نماید
تا در اخر تمامی این مصرعها علامت سئوال ( ؟)
درج گردد
و این مصرع نیز اصلاح شود
قافله ی شب چه شنیدی ز صبح ؟
مرغ سلیمان چه خبر از سبا ؟

موفق باشید و کامروا

منصورگروسی در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:

با سلام

اشتباه تایپی را اصلاح بفرمایید
از دست کمان مهره ی ابروی تو در شهر
کمان مهره ی : درست است
موفق باشید

خسرو یاوری در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳۱:

سلام : در این رباعی بیت اول کلمه ( می زن ) صحیح است نه میزان.

Nazila در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳۱:

دیوار بدو نمای و گو سر میزن

محمد هادی در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳:

نه درستش همینه
پیسه به هرچیز سیاه و سفید میگن و بعضی گیاهها به رنگ سیاه و سفید هستن
پس معنی اش میشه هرچیز سیاه و سفیدی که دیدی نهال نیست
شاید یه پلنگ باشه

محمّدمهدی در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹:

سلام
ممنونم سایت ارزشمندی است..
این غزل با صدای استاد نازنین، محمد رضا شجریان، آلبوم نوامرکب خوانی فوق العاده زیبا و ماندنی است

نازیلا در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۹۳:

زهدی که ز دام تو رهیدن نتوان

نگین در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » سهندیم:

بع بیر چوک ایستملی بی شعر استاد شهریاردان او بع شعریعسهند معروف شعرین جوابندا گوندریپ

نیره در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۵۴:

کلا شعرای امیر خسرو دهلوی غلط املایی زیاد داره
شدیدا نیاز به رسیدگی داره
چرا بعضی جاها حروف یه کلمه جابه جا شده یا از هم فاصله دارن؟

میراسماعیل سیدعلیزاده در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:

شاعر دراین بیت: خطا می‌دانم و آهو به آهو نسبت چشمت
که چشم شیر گیر تو ندارد هیچ آهویی
شاعر با واژه( آهو)بسیار عالی بازی کرده است که حیفم آمد توضیحی نداده باشم البته به اساتیدم درس پس می دهم:درمصرع اول واژه اولی به معنی گناه و تقصیر و عیب است و واژه دوم به معنی غزال همان جانور معروف می باشد . درمصراع دوم کلمه آهو به هر دو معنی ایهام دارد. (آهو) از ریشه پهلوی می باشد: آ(حرف نفی و تضاد است)+هو(خوب)=ضدخوب

Nazila در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۵:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳۷:

شاد آنکه ز دور یار ما بنماید

mobina joooooooooooooooon در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۵ - زاری کردن مجنون در عشق لیلی:

Ali boooooooooooood va hast....mersi.....

هانیه در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ:

حقا که حافظ زمانه ای... روحت شاد.

چلیپا در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:

مصراع اول (...ما را که برد خانه) صحیح است که به اشتباه (...ما را کی برد خانه) نوشته شده و وزن شعر را هم نادرست کرده.

چلیپا در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:

مصرع اول صحیح است که به اشتباه نوشته شده و وزن شعر را هم نادرست کرده.

ندا در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:

خطاب به تلخ :
اولن این شعر صد در صد کوچه بازاری نیست و کاملاً با زبان شعر و کنایه بیان شده و اونهم کنایه به افرادی بوده در ذهنشون یک پیشفرضهایی را قرار دادند و ریشه آن را هیچگاه نمیکنند . ضمناً شاعران دیگر هم ممکن است حسابشان با خیام فرق کند شما همه را یکی کردید . ضمناً مطهری هم درباره حافظ کتاب نوشته اما در مورد خیام به یاد ندارم مطلبی داشته باشند شما بهتر بود اول یک دور اشعار خیام را با تفکر میخواندید بعد حرف از فضل میزدید .
جهانبینی خیام در تمام رباعیاتی که در گنجور آمده آنقدر واضح و مبرهن است که نیازی به تفسیر به رأی ندارد و تفاسیر به رأیی هم شده کاملاً سطحی است . این اشعار را نمیتوانید هیچکاریش بکنید .
خیام در این رباعی نقل قول میکند از افراد مذهبی که میگویند بهشتی ها با حوری خوشند اما من آب انگور را دوست دارم . آواز دهل شنیدن از دور خوش است . حال شما تفسیر عرفانی! خود را بگویید ؟ اگر قرار باشد برای شعر استدلال نکنیم پس اینهمه شرح دیوان حافظ همه کشک است ؟ ضمناً استدلال کردن برای پی بردن به مقصود شاعر با تن دادن به منطق شعری فرق دارد . چون شاعران گاه از حسن تعلیل (علت غیر منطقی برای یک پدیده استفاده میکنند ) استفاده میکنند اما مقصود کاملاً منطقی دارند .
پاراگراف آخرتون هم مغلطه بود . اگر کسی اعتقاد داشته باشه شراب در شعر خیام هست لزوماً شرابخوار هم نیست و اگر هم باشد ربطی به اینجا ندارد .
خطاب به م.ح : برداشت کاملاً اشتباهی بود . اگر هم به فرض خیام آب انگور بهشت را بر حوری بهشت ترجیح میدهد پس بیت دوم را چه میکنید ؟ در بیت دوم خیام میگوید فعل نزدیک را بچسب و آینده را رها کن نسیه را رها کن . پس اگر آب انگور مربوط به بهشت باشد منظور خیام از نقد و نسیه چیست ؟ حوری بهشت و می بهشت هر دو نسیه هستند پس می مربوط به دنیا(نقد) و حوری مربوط به بهشت(نسیه) است و خیام میگوید حوری بهشت را ول کن و به می دنیا بچسب . حالا اگر این می می عرفانی باشد نیازی ندارد که حوری را رهاکند چون هر دو در طول همدیگر هستند ( هم حوری هم می عرفانی ) اما اگر می دنیایی باشد شعر را میتوان توجیه کرد چنان که در سایر رباعی ها هم همین مطلب را رسانده است :
گویند بهشت و حورعین خواهد بود
آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
چون عاقبت کار چنین خواهد بود

ندا در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:

شک نکنید خیام اگر زنده بود تو همین زمان هم همین شعر را می سرود شک نکنید

ندا در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:

در این بیت خیام ویژگی افرادی را ذکر میکند که به گفته خودش (( اقیانوس فضل و آداب )) هستند .
این افراد خوب کسی جز زاهدان و شیخان نمیتوانند باشند . چرا که کسی جز آنها نمیتواند چنین ویژگی یا بهتر بگم چنین کنایه ای برازنده اش باشد . بارها و بارها قرینه های این مفهوم در ابیات خیام آمده .
بعد خیام میگه این افراد ((افسانه گفتند و مردند )) .
یعنی اینکه شیخان و زاهدان نه تنها نتوانستند به حقیقتی دست پیدا کنند بلکه آنچه که گفتند هم همگی خطا و دروغ و افسانه بوده است . از همین قرینه افسانه بودن گفته ها میفهمیم خیام اصطلاح ((محیط یا اقیانوس فضل و آداب )) را با کنایه به افراد مدنظرش گفته و آنها را به نوعی دروغگو و شیاد خطاب کرده .

۱
…
۵۵۶۴
۵۵۶۵
۵۵۶۶
۵۵۶۷
۵۵۶۸
…
۵۸۱۹