گنجور

حاشیه‌ها

سعید ابراهیم در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۱:

با سلام و ادب. نظم ادامه نثر ناقص می‌باشد و جهت تکمیل آن پس از متن نثر شیخ اجل می‌باید 4 بیت زیر درج شود.
هرکه سلطان مرید او باشد/گر همه بد کند نکو باشد
وانکه را پادشه بیندازد/کسش از خیل خانه ننوازد
کسی بدیده انکار اگر نگاه کند/نشان صورت یوسف دهد به ناخوبی
وگر به‌چشم ارادت نگه کنی در دیو/فرشته‌ایت نماید به‌چشم، کروبی

حمید رضائیان در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ عراقی » عشاق‌نامه » فصل اول » بخش ۴ - مثنوی:

درمصراع اول بیت 11به جای خواهند خواند صحیح است.

پارسا کیان در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ خلیل‌الله خلیلی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲:

درمصراع چهارم "ای غنچه ی تر"درست است

پارسا کیان در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۰، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد دوم » ناآشنا:

دربیت ششم سر سودا درست است لطفا تصحیح گردد

ایرانی در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۰، ساعت ۰۲:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۹:

فکر می کنم به جای "کدم ز تک صلصل فخار برآمد" صحیح این باشد: کآدم ز تک صلصل فخار برآمد

اسحاق در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:

عزیزان، در مصرع اول "هر که جهانش" بسیار بیشتر دیده شده در متون تا "هر دو جهانش". اگه اینطور معنیش کنید راحت تر میتونید بپذیرید که میتونه درست باشه. یعنی: هرکه سودای تو دارد، چه غمی دارد از دیگر کسانیکه سودای جهان را دارند؟

شهریار شبنم در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

غزل شهریار دربلندای معرفت نوشته شده

شهریار شبنم در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

شهریارهجریار برنمیکشد وبامن راه نمیاید چه کنم

sara در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » گوزوم آیدین:

لطفا ترجمه این شعر رادر سایت درج کنیدباتشکر

زورق شکسته در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰، ساعت ۰۱:۳۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸ - ماه سفرکرده:

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم
غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم
قصه ی عشق چو گوش من دیوانه چو خوانی...
بس کن افسانه و خوابم کن وبگذار بمیرم...

یحیی م.س در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۷ دی ۱۳۹۰، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴:

داو اصطلاحی است در بازی تخت نرد بمعنی دو برابر

سارا در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۶ دی ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱ - بازار شوق:

واقعا با چون منی غیر محبت روا نبود

حسین آقاجانی در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۶ دی ۱۳۹۰، ساعت ۲۱:۰۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸۱ - این قصیدهٔ را حرز الحجاز خوانند در کعبهٔ علیا انشاء کرده و بر بالین مقدس پیغمبر اکرم صلوات الله علیه در یثرب به پایان آورده:

شعر خاقانی و شعرای بزرگ ما تنها یک سروده نیستند بلکه توصیفی توام با راز و رمز از آنچه می باشد که ایشان در عالم ارواح یا روان بوضوح دیده اند (مشروط بانکه بُعد زمان را درک کنیم) مع الوصف فهم گفتار خاقانی منوط به علم کلام است و با علم ادب صِرف نمیتوان به کشف مقصود آنان نائل شد.مستفاد از علم ناقص من در علم کلام پارسی (ونه کلام ناقص اسلامی) مراد از سیمرغ خموش , شاه عجم یعنی بانا شاه (وحید قاسمی) و یا (آخرین پیام آور)و به تعبیر عام همان امام زمان است که قبلا خموش بوده و اینک سخن گفته است و این قیاس سیمرغ و طوطی و همچنین مقایسه ی بین نفت سیاه و آیینه بیضا نیز (از حیث انعکاس حقایق) تعبیر درستی است.حافظ نیز گفت: سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد. در سوره مدثر نام وحید آمده است و همچنین عطار گفت: مه و خورشید چون باشد مدثر - دثار از سر برافکن قم فانذر. و یا در جای دیگر گفته :نکو گویی نکو گفته است در ذات- که التوحید اسقات الاضافات. که با ساقط کردن اضافات در التوحید اسم وحید را می توان بالذات دید و .........

مجید در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۶ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۷:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:

درود بر شما فرهیختگان ایزان زمین
این غزل ناب را استاد شجریان عزیز در دودستگاه اجرا نموده اند که با شنیدن آن به ایرانی بودن خود می بالیم

Nazila در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۶ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۴:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۰۴:

بی‌آتش عشق تو نخوردم آبی

غلامحسین مراقبی در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۶ دی ۱۳۹۰، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » هشتم:

با درود و سپاس کوشندگان گرامی گنجور
من از این ترجیع بند در برنامه رادیویی ام بهره بردم که در اینجا باید از شما سپاسگزاری کنم. اما دو نکته در باره این شعر:
مصراع نخست بیت چهارم بند دوم این شعر را چنین نوشته اید: خود چه بود خاک که در چرخ تست
پیشنهاد می کنم که هم در این مصراع و هم در جاهای دیگر ریخت درست { توست} را بنویسیم و تست ننویسیم، چون نه در وزن و نه در خوانش دگرگونی پدید نمی آورد، که خوشبختانه شما در بیت بالا ریخت درست را بکار برده اید.
دوم: آیا مصراع دوم بیت سوم کاستی ندارد، می پندارم مست قروی باید مست غروری باشد، البته می کوشم منبع را بیابم و مصراع درست را بازتاب دهم.
با سپاسی دیگر

سید عماد رضوی در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱۶ دی ۱۳۹۰، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۵۰:

این شعر نشان می دهد که ابوسعید ابوالخیر هم به موضوع جبر اعتقاد داشته است

فاطمه در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۹ - در احوال لیلی:

در بیت در حلقه آن بتان چون حور/ می رفت چنان که چشم به دور
وزن و آهنگ آخرمصرع ها جور در نمیاد! اینجا اشتباه ازکیه؟ از خود نظامیه؟
چون همه جا همینجوری نوشته شده

فاطمه در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۹ - در احوال لیلی:

بلبل ز درخت سرکشیده/ مجنون صفت آه برکشیده

حسین در ‫۱۴ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۰، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۲:

پاسخ به حامد:
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
واژه "نیست" صحیح است
اشاره دارد به اینکه آنچه در گذشته وجود داشته "بوده است" تضمینی نیست که امروز هم وجود داشته باشد و همچنین آنچه در گذشته نبوده هم از گذشته نبوده و باز هم تضمینی بر وجودش در زمان حال نیست
و در مصراع بعدی نتیجه میگیرد که بهتر است نه غم آنچه بوده و نیست را بخوری و نه غم آنچه نبوده و حال هست یا نیست
نظر شخصی بود،اگر طولانی یا مبهم بیان شد پوزش میطلبم

۱
…
۵۵۶۳
۵۵۶۴
۵۵۶۵
۵۵۶۶
۵۵۶۷
…
۵۸۱۹