Mahmood Shams در ۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۵:
با سلام و احترام دوست عزیز حضرت حافظ هم ادای احترام کرده و فرموده ولی در اشعار منتسب است و همانطور که مستحضرید دیوان اشعار کهن جمع آوری و تصحیح شده است و چه بسا که اشعاری برای شاعر دیگری بوده و اضافه شده یا شعری دستکاری و حذف شده چون در آن زمان دست به دست می شده ، یکی از دلایلی که حضرت سعدی استاد سخن می نامند همین بیت حافظ است که می فرماید : استاد سخن سعدی است پیش همه کس اما / دارد سخن حافظ طرز سخن خواجو / با یک بیت و یک تیر دو نشان زدند چرا که بسیار از سعدی تضمین کرده و از نظم و شیوه خواجوی کرمانی تاثیر گرفتند .
احمد اسدی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:
در بیت سوم فعل "چیست" باید به صورت "چی است" خوانده شود تا وزن شعر رعایت گردد.
حسن زارع در ۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:
واقعا شعر زیبایی است و توضیحات خانم برناس،بیدار کننده و تاثیر گذار است.
احمد اسدی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۵:
جناب حسین مطهری سلام،
در خصوص بیت سوم پرسیده بودید که به قدر بضاعت فهمِ خود توضیحی ارائه میکنم.
فعل "خَستن" در ادبیات فارسی به معنای زخمی و مجروح و آزرده کردن به کار میرود. مثلا سعدی میفرماید:
به نازِ وصل پروردن یکی را
خطا کردی به تیغِ هجر خستن
شعرای پارسی زبان غمزه و نگاهِ دلبر را در موارد بسیاری به تیری تشبیه می کنند که بر دلِ عاشق زخم میزند. در این راستا ابروی دلبر را به کمان و مژگانِ او را به تیر و یا ناوک تشبیه میکنند. چنانکه حافظ میفرماید:
دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود
در بیت سوم مولانا میفرماید که با یک تیر از نگاهِ خودت جگرِ مرا مجروح کردی و پس از آن با آتشِ عشق آنرا سوزاندی. سپس در مصراع دوم این فضای مفهومی تیر زدن و آتش زدن در دل را به پختنِ جگر تشبیه می کند و میگوید که مراحل بعدی جفای معشوق را می داند که این جگرِ آتش زده را خواهد پخت و خواهد خورد. مصراع دوم تشبیهی است از جفای معشوق و بلایی که از او بر دل می رسد و نهایتا عاشق را بیدل خواهد کرد.
آتشی در نیستان در ۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۰۳ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ صفای اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۹:
نکته جالبی بود
.
نظرتون راجب اجرای محمد اصفهانی چیه؟
مجید سلیمانی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴۷:
صحبت نکند کرم فراموش یعنی چه؟
احمد اسدی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸:
درود بر علاقمندان ادب پارسی،
به نظر می رسد که خط سیر این غزل از بیت سوم تا بیت چهاردم اشاره است به سرگردانی آدمی در ورطه ای بین خیر و شر، و در ابیات انتهایی چنگ زدن در دامن فضل خداوند برای رهایی از این سرگردانی است.
برای اشاره به دو سوی این ورطه سرگردانی مولانا از بیت سوم اشاره به دوگانه های متضاد زیادی دارد نظیر "طرب و بلا"، "بقا و فنا"، "شکر و وا ویلا"، "کنج خلا (عزلت) و روی و ریا"، "قیصر و گدا"، "زهر و شکر" ،"درد و دوا"، "آب و خون" ، "خار و گل" ، "قارون و مسیح" و ...
بر این اساس، در بیت یازدهم هم "محمدبک" و "سگ و پلنگ" باید اشاره به دو سوی طیف سرگردانی بشر باشد کما اینکه در مصراع دوم همین بیت دو سوی این طیف را به تحول و تطور از "دشمن بدرگ" تا "والدین و اقربا" می داند. بنابراین محمدبک باید در تضاد با سگ و پلنگ باشد و اشاره به مقام انسانی در مقابل مرتبه حیوانی.
کسری عسکری در ۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۰۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:
جسارتا سوالی از دوستان داشتم در خوانش بیت از دیده عبر کن در خوانشی که در سایت تعبیه شده عَبر امده ولی بنده قبل عِبر شنیده بودم که ایهام هم گرفته شده بود کدام درست است؟
سحر پرستش در ۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
بخشی از این غزل را در "زین قند پارسی" ببینید و بشنوید.
سحر پرستش در ۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
مطلع این غزل را در "زین قند پارسی" بشنوید.
سحر پرستش در ۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:
مطلع این غزل را در "زین قند پارسی" ببینید و بشنوید.
IRANHOLZ در ۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۶:
در ابتدای گلهای جاویدان شماره 154 گوینده دو بیت از این غزل زیبا را به این شرح خوانده است:
ای شراب جان مستم نام تو
چشم عقلم روشن از انعام تو
منتطر بنشسته ام تا در رسد
از پی جان خواستن پیغام تو
در سکوت در ۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
در سکوت در ۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
سمیه حسنی در ۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۱ - پادشاهی جمشید هفتصد سال بود:
با سلام
بیت 17 و 21 دو خطا دارد و طبق تصحیح خالقی مطلق چنین است:گروهی که آتوربان خوانیش/ به رسم پرستندگان دانیش
صفی بر دگردست بنشاندند/ همی نام تیشتاریان خواندند
احمد نیکو در ۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۵:
در سه مصرع از سه رباعی خیام یا منسوب به او به شماره های (105-98-52) کلمه ملکت بکار ر فته است.
1.خشت سرخم ز ملکت جم خوشتر
2.خوشتر بود آن ز ملکت سلطانی
3.وز تخت قباد و ملکت طوس به است
Mahmood Shams در ۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۳:
با سلام و درود جناب هادی بنظرم حضرت سعدی که خود استاد سخن است و فردی بسیار اجتماعی و برون گرا از فواید سکوت و خاموشی سخن گفته که بسته به موقعیت و شرایط است که نشان خردمندی است مثال وقتی دو استاد ادبیات که دکترا دارند و بسی تحقیق و پژوهش و مطالعه در مورد شعری یا شاعری نظر و سخنی بیان می کنند بنده دانشجو که اول راه هستم باید سکوت کنم و نظری ندهم مگر خواسته شود یا در مجلسی که جمعی در رشته ای مثلا نجوم تحصیل کرده و بنده در رشته دیگری و هیج اطلاعاتی در این زمینه ندارم بهتر است حماقت نکنم و سکوت کنم و نظری ندهم تا شخصیت و شعورم زیر سوال نرود ، قرن ها بعد از سعدی بزرگ نویسنده فرانسوی کتاب مشهور شازده کوچولو آنتوان دو سنت اگزوپری می نویسد : شازده کوچولو به روباه گفت: «چطوری حماقتم رو نشان دهم؟!» روباه در جواب سوال شازده کوچولو گفت: «دربارهی هر چیزی اظهارنظر کن!» ضمن اینکه خود سعدی در مقدمه و دیباچه گلستان به زیبایی می فرماید : دو چیز طیرهٔ عقل است دم فرو بستن / به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی / با احترام
علی محمد refigh۹۷rezazade@gmail.com در ۴ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص):
سلام، در کتاب ادبیات فارسی دوران مدرسه بیت اول اینگونه بود: سرو نروید به اعتدال محمد. که به نظرم زیباتر بود.
بابک بامداد مهر در ۴ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۷:
کاملا واضح است این غزل به ویژه وخیلی از غزلهای مشابه درحال نواختن موسیقی وبرای سوارشدن بر آهنگ وسماع سروده شده وتکرارها دراین حالت ترانه گونه قابل توجیه است.
Mahmood Shams در ۴ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۰۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۱: