علی دادمهر در ۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
زیبا و عالی
Mahmood Shams در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمسالدین محمد جوینی صاحب دیوان:
با سلام و درود خدمت ادب دوستان گرامی ، شیخ اجل می فرماید :هرآنکه مهر یکی در دلش قرار گرفت / روا بود که تحمل کند جفای هزار / بنظرم یکی از بهترین و مهمترین مضمون این قصیده زیبا و قابل تامل این بیت است که در باب عشق و و عاشق واقعی که باید گذشت و صبوری را در خود پرورش داد و در فراز و شیب های زندگی ، جفای یار و روزگار رنج ها را تحمل کرد و جا نزد تا به عشق پایدار رسید ، در جای دیگری می فرماید : یار آن بود که صبر کند بر جفای یار / ترک رضای خویش کند در رضای یار / البته پندها و وعظ های بسیاری در این قصیده گنجانده شده که برای هر فردی در زندگی شخصی و اجتماعی مفید و تاثیرگذار و الهام بخش خواهد بود اگر گوش شنوایی داشته باشیم و شعر را در عمل و رفتار زندگی کنیم . امیدوارم
ج امیدوار در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳۱:
کودک خرد سال از شهوت چه میداند
ج امیدوار در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۳۱:
جای تعجب است سعدی که در جای دگر میگوید « مرا باشد از درد طفلان خبر که در خردی از سر برفتم پدر» در اینجا میگوید پدر مرا از شهوت پرهیز داد.
نردشیر در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش ملک الرسا شمس الدین محمودبن علی:
سخاش یعنی چی ؟
شمس (ساقی) در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۱۷ دربارهٔ میرزاده عشقی » نمایشنامه » نمایشنامهٔ ایدآل پیرمرد دهگانی یا سه تابلوی مریم » بخش ۱ - ایدآل یا سه تابلوی عشقی:
واقعا بی نظیر است این اثر زندهیاد میرزاده عشقی
نردشیر در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۲ - در پند و اندرز و ستایش رکن الدین مفتی خوی و رکن الدین عالم ری و تاج الدین رازی ابن امین الدین:
بیت 45
در تخت نرد پشت عدد های یک و دو عددهای شش و پنج هستند ولی اینجا برای اینکه قافیه درست در بیاد نوشته شش و چهار.
رضا از کرمان در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۲ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۹ - قصهٔ جوحی و آن کودک کی پیش جنازهٔ پدر خویش نوحه میکرد:
سلام آقا کوروش عزیز
در قدیم وقتی که دختران جوان به هر دلیل از خانه خارج میشدند معمولا یکی از خدمتکاران پیر خانه یا دایه خانواده به جهت جلوگیری از مزاحمت مردان در کوی وبرزن اونها رو همراهی میکردن منظور از این دوبیت در تاکیدوتوصیه به صبر ، اشاره به همین موضوعه میفرماید اگر قصد داری به وصال دلبر برسی مجبوری با لالا یا همان پیرزن همراه دختر جوان یا دلبرت کنار بیای واگر از لالا بگریزی یا بقولی با او کنار نیای مطمئن باش به وصال یار نمیرسی .
دربیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
شاد باشی
حبیب شاکر در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۸:
سلام بر عزیزان هم نوا
گویند بهشت باغ و بستان دارد
حور و ملک و میوه و ریحان دارد
گر جمله کائنات بخشند کجا؟
یک ذره ز لطف روی جانان دارد
سپاس از عزیزان
دکتر صحافیان در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:
عارف آگاه از میکده عشق پس از زیارت صبحگاهی میکده، با شراب نورانی وضو گرفت( تضاد وضو با شراب و زیارت میخانه)
همین( خانلری: همان) که ساغر زرین خور نهان گردید
هلال عید به دور قدح اشارت کرد
به محض غروب خورشید آخرین روز روزه، هلال عید قدح شراب را یادآور شد.
۳- چه سعادتی دارد آنکه با درد آگاهی بخش عشق، با اشک و خون جگرش وضو گرفت.
۴- خواجه متدین که خواست نمازی طولانی بگذارد با شراب( خون تاک) جامه اش را تطهیر کرد(ایهام قصارت: در معنای عربی به معنای کوتاه کردن و متضاد دراز- این بیت در خانلری نیست)
۵- دلم از آن حلقه زلف، آشوب عشق خرید، در حیرتم که این معامله چه سودی داشته است؟!( در جاذبه عشق وارد وادی حیرت شده است)
۶- و اگر امام جماعت به دنبال حافظ گشت بگویید: با شراب وضو گرفته است(با ورود به حریم کبریایی آرامش از نماز جماعت ریایی بی نیاز گشته است)
- بیت ۲ و ۳ در غزل قبل تکرار شده است.
- ۳ بار وضو گرفتن با شراب و خون دل مقدمه ورود به حریم کبریایی آرامشدکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
Mahmood Shams در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای:
دوستان گرامی که که فرمودند این داستان از حضرت مولاناست و از ایشان اقتباس شده میشه بفرمایید کدام شعر و در کجا !!؟ بنده چیزی پیدا نکردم در این موزد !! ممنون میشم راهنمایی بفرمایید ، با سپاس
Mahmood Shams در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۵۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای:
با سلام و درود ، به متن حاشیه جناب محمد عزیز اضافه کنم که در باب این آیه زیبا از کتاب آسمانی قرآن : آیه ۲۱۶ سوره مبارکه بقره 《 و عَسی أَنْ تَکْرَهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسی أَنْ تحبّوا شیئاً و هو شرٌّ لکم و الله یعلم و أَنتم لا تعلمون》 ( و چه بسا چیزی را خوش نمیدارید و آن برای شما خوب است، و بسا چیزی را دوست میدارید و آن برای شما بد است، و خدا میداند و شما نمیدانید ) حضرت مولانا در مثنوی معنوی می فرماید : شکر حق را کان دعا مردود شد / من زیان پنداشتم و آن سود شد / بس دعاها که زیانست و هلاک / وز کرم می نشنود یزدان پاک /
کوروش در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۹ - قصهٔ جوحی و آن کودک کی پیش جنازهٔ پدر خویش نوحه میکرد:
لالای زشت یعنی چی ؟
احسان چراغی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۶:
سعدی در جای دیگری میگوید:
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی؟
سعدی ار عشق نبازد چه کند ملک وجود
حیف باشد که همه عمر به باطل برود
احسان چراغی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶:
سعدی ابیاتی دارد که مشابه بیت هفتم این غزل حافظ است. از جمله:
بیحاصلست یارا اوقات زندگانی
الا دمی که یاری با همدمی برآرد
هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم
احسان چراغی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:
حافظ هم همین را میگوید:
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد
باقی همه بیحاصلی و بیخبری بود
جهن یزداد در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۹ در پاسخ به دکتر امین لو دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد هجده سال بود » بخش ۴ - پادشاهی بلاش پیروز چهار سال بود:
در پارسی پهلوی خ و ف جای هم مینشستند مانند خورنه و فرنه درفش درخش افشان اخشان درخشان و درفشان سفت سخت سوفرا سوخرا خش فش و صدها واژه دگر که در پارسی دری است این از ان بود که در پارسی میان خ و ف واژی میانین بود و امروز تنها در بدخشان به جا مانده - نام سوخرا را تا سده های شش و هفت به گونه سوفرا سوخرای ثوخرای سخراب سهراب سرخاب گفته و نوشته اند نخستین بار که این نام را میبینیم در سنگنبشت بیستون داریوش است انجا که نام بزرگان پارسی را میگوید نام پدر هوتن را ثوخرا میاورد اوتن برادر کساندانا زن کورش است و ثوخرا پدر زن کورش بزرگ است از انجا که نام او را سهراب و سرخاب نیز نوشته اند و میدانیم نام سهراب را سخراب و سرخاب نیز میگفتند گویی این گونه پیشینین سهراب بوده
فرانسوا کاظمینیا در ۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
مجتبی مینوی در لینک زیر، طی مصاحبهای با نجف دریابندری و شفیعی کدگنی میگوید، «شبی خوش است وُصلهاش دراز کنید» درست است. وُصله به معنی «گیسوی اضافی» و مسعود فرزاد به اشتباه «قصه» گذاشته است:
نجوا فرهادزاده در ۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۰:
دلم گرفته و کسی نیست که بتونم باهاش از غمم بگم هرچند شاید یه روزی یه وقتی این غم و دلتنگی دست از سرم برداره ولی الان غمگینم
دلم میخواست یه جایی تو یه حافظه ای حالا چه حافظهی یه گیاه یا آب یا یه سایت فقط یه جایی غممو ثبت کنم
کاش حالم خوب شه حال همه خوب شه
راینا در ۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۷ در پاسخ به محمدرضا دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب: