گنجور

حاشیه‌ها

رضا از کرمان در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۱۰ در پاسخ به جعفر سرخی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

سلام

تعاریف بزرگان تصوف از صوفی گری با هدفی که حضرتعالی عنوان نموده اید که مبارزه با حاکمان وجانشینان ناخلف امیر المومنین است منافات داشته ودر تعارض است ،شاید در ابتدای پیدایش تصوف هدف همین که فرمودید بوده. 

رضا از کرمان در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۳:

سلام خدمت سرکار خانم حسامی

 دراینجا سعدی علیه‌الرحمه عقل ودانش رابه سرمایه ونقدینگی تشبیه کرده که در کیسه وانبان پندارش ذخیره نموده است و درمقابل ترازوی معشوق قابل توزین نیست وهیچ مینماید.

شاد وسربلند باشید 

ح.ا.ا ا.ا.ه در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱:

به نظر بنده انعطاف زبان فارسی و قابلیت آن در اشعار شعرای بزرگ این مرز معنوی، خود زیبایی آفرین است و لذت بخش.

گر روزی یا از دوری، مهم آنچیزی ست که خواننده باید کسب کند و هر کسی با سلیقه خود در چارچوب زبان میتواند انتخاب کند.

 

 

مسعود بهنود در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۴:

با سلام

من نسخه‌ای از دیوان حافظ و در اختیار دارم که متعلق است به حداقل ۵۰ سال قبل هست و انتشارات امیرکبیر چاپ کرده، با خونویسی استاد جواد شریفی، تذهیب جناب عبدالله باقری و تابلوها و تصاویری از استاد محمد تجویدی.

در این نسخه بیت اول اینطور آمده :

شهریست پر حریفان‌ وز هر طرف نگاری ...

اما شما درج کردید شهریست پر ظریفان !!!

رضا تبار در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

معنی ابیات

 

۱-دیشب (زمان کشف حقیقت در  سیر معنوی حافظ) پیر ما (نماد انسان کامل ) از مسجد (ظاهر حقیقت/ مرحله عبادت زاهد بر مبنای ترس یا انتظار پاداش مادی از خداوند ) به سوی میخانه (باطن حقیقت و معنویت/مرحله عبادت  همراه با عشق به معرفت الهی) آمد. 

- ای همراهان طریقت از این پس چاره و تکلیف ما چیست؟! 

 

پیر = انسان کامل که از تعلقات ذهنی گسسته و به باطن معنویت و حقیقت  رسیده است. عطار، مولانا، حافظ و... نمونه ای از این انسانهای بزرگوار هستند. 

میخانه= باطن حقیقت،معنویت،معرفت(شناخت) 

منازل سه گانه طریقت عبارتند از : شریعت ، طریقت ، حقیقت.

خواجه عبدلله انصاری شریعت را تن ، طریقت را دل و حقیقت را جان می نامد.

عطار در غزل ٧۶ میفرماید:

میان مسجد و میخانه راهی است

بجویید ای عزیزان کین کدام است. 

 

۲-چگونه ما بسوی قبله ( ظاهر حقیقت ) روی آوریم؟

- در حالیکه پیر و راهنمای ما به خانه خمار(باطن حقیقت ) روی آورده است.

 

۳-(نگران نباشید) ما نیز  مسیر طریقت را پیموده و در منزل آخر با پیر و راهنمای خود هم منزل می شویم.

- زیرا تقدیر ما از روز نخست این چنین( وحدت با حقیقت) بوده است. 

 

۴-اگر عقل(هوشیاری جسمی) بداند که که در قید عشق بودن که لا زمه آن هوشیاری حضور است چه قدر خوش است!!!

- صاحبان عقل برای اسیر شدن در زنجیر عشق، مثل ما دیوانه خواهند شد.

 

۵-جمال تو(زیبایی تو/جلوه ای از لطف و مهربانی تو ای پروردگار)چنان ما را تحت تاثیر خودش قرار داده

- که از همان زمان ما همه آیات را از جنبه لطف و مهربانی تو تفسیر میکنیم (نه از جنبه ترس و وحشت).

 

۶-(خدایا)آیا این آه سوزناک همچون آتش  ما در سحر گهان،

- شبی در دل سنگین تو اثر خواهد کرد؟!

 

(حافظ رندانه سعی دارد معشوق الهی را به نرمخویی و عنایت بیشتر جلب کند).

 

۷-(حافظ بخود می گوید) : تیر آه ما عاشقان بسیار اثر بخش است و از آسمان نیز عبور خواهد کرد،

 

- (حافظ) آرام و خاموش باش و بیش از این اسرار عرفانی را فاش نکن ،بر جان خود رحم کن و از پیامدهای ناگوار آن (بر سر دار رفتن همچون حلاج)  بر حذر باش!

 

 

 

عذرا حسامی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۳:

لطفا معنی بیت سوم را میفرمایید؟.

 

رضا آذرپیرا در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۹:

أرد در عربی به معنای آشفته و پریشان می‌باشد . 

رضا تبار در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

معنی ابیات

۱- ای صوفی(ریاکار)،جام(آینه دل) صاف و بدون گره است،به آن نگاه کن

تا صفا و بی آلایشی شراب(عشق)را در جام(دل)ببینی.

 

۲- اسرار بین عاشقان و خالق هستی را از عاشق پاکدل بپرس.

زیرا زاهد(خشکه مقدس)عالی مقام(با طعنه و تمسخر)چنین حالی را تجربه نکرده است.

 

۳-سیمرغ(محبوب ازلی)  را (با حیله و نیرنگ) نمی توان شکار کرد.

با این کار چیزی جز باد نصیب تو نمی شود.

(شاید بتوانی با حیله و ریا خلق را فریب دهی ولی خالق را نمی توان فریب داد).

 

۴- وقتی در مجلس عیش زندگی(دنیا) نوبت به تو رسید، لذتی ببر و آماده رفتن شو!

طمع عیش و لذت دایمی را نداشته باش!

 

۵- ای دل جوانی تمام شد و نتوانستی گلی از گلستان زندگی بچینی(شادی و نشاط واقعی را  تجربه نکردی)

بنابراین در پیری دست به هنر نمایی نزن!

(اکنون که پیر شدی نیازی نیست تا خود را به آب و آتش بزنی ، زیرا حاصلی نخواهد داشت) و خود را بی آبرو نکن(به همین وضع قانع باش چون جوانی دیگر بر نمی گردد.).

 

۶- سعی کن از زندگی فعلی موجود لذت ببری،

وقتی نصیب و قسمت به پایان رسید،حتی آدم که پدر بشریت است (تا وقت معینی در بهشت بود) ناچار شد بهشت را ترک کند.

 

۷- خدایا ما در درگاه تو خیلی خدمت کرده ایم و حقوقی داریم.

ای بزرگوار از روی ترحم این بنده را مورد لطف و کرم قرار بده.

 

۸- ای باد صبا(پیک عاشقان)، حافظ شیفته باده(عشق الهی) است،

برو مراتب بندگی ما را به شیخ جام(کنایه از جام باده عشق) برسان.

 

سیاووش در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۳۱ در پاسخ به M Bagheri دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۲۸ - ویران کردن اسکندر آتشکده‌های ایران زمین را:

اینکه از احکامشون بوده با دختران تازه ازدواج کرده رابطه داشته باشند رو میشه منبع تاریخیش رو بفرمایید!

پیمان شجا۵ی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۵۳ - داستان مشغول شدن عاشقی به عشق‌نامه خواندن و مطالعه کردن عشق‌نامه در حضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذموم:

این شعر فقط از عشق زمینی عاشقان نسبت به معشوقی می گوید که غرق عشق ذوالجلال است می گوید غذفه نوری که او لم یولد است لم یلد لم یولد آن ایزدست این شعر بر ادعاهای گزاف کسانی که ترانه می 7وانند و دم از 5ش2 می زنند و ناله می کنند 7ط می کشد که وقتی نوبتشان شد فقط به فکر چیزی نبودند معشوق بود 5اشق 8الی نه 5اش2 بر منی بر امید 8ال بر من می تنی منتها نبود که موقوف است او منتظر بنشسته باشد 8ال 9و در مورد زیبایی و جذابیت شما خواهد شد 

یوسف شیردلپور در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۱۰ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۸ - زمانه:

شعرش هم درس وهم پند است 

فوق‌العاده پرمحتوا وامیدوارکننده

وچه زیبا خانم روشنک باآن کلام گیرا ودلنشین شان این شعردر گلهای رنگارنگ 402 دکلمه کرده اند با  اجرای غزلی زیبا از حضرت حافظ

اجرایی قدرت مند از استاد شجریان 🌿🌱

 

صفورا a۶۱ در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۴:

سلام و نور

به نظر بنده، 4 بیت آخر مربوط به این غزل نیست! در ساختار یک غزل، فقط مصرعهای بیت اول هم‌قافیه هستند. همچنین تخلص در بیت آخر یا ماقبل آخر میاد. بنابراین 4 بیت آخر اضافه ست. کما اینکه ادبیاتش با زبانِِ شعر صائب متفاوته!

مهدی عبداللهیان بهابادی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

عجیبه می بینم عده ای از دوستان از انتساب این شعر به جناب سعدی تعجب می کنن 

وقتی سعدی در جائی دیگه میگه :

"هشیار کسی باید کز عشق بپرهیزد " 
پس عجیب نیست اگر بفرماید : " خوشا و خرما آن دل که هست از عشق بیگانه "

 

همیرضا در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۳۵ در پاسخ به شهزاد امیری دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:

با سپاس، خواهشمند است عنوان بفرمایید این موارد مستند به متن خاصی است یا بر اساس نحوهٔ خوانش «رباب» در منطقهٔ خاصی صحبت می‌فرمایید. من در فرهنگهای لغت به تعدد و تکرار «رباب» را در معنای «ساز موسیقی» به فتح «را» حرکت‌گذاری‌شده دیده‌ام.  نمونه:

پیوند به وبگاه بیرونی

همچنان که استاد فرح‌اندوز نیز در خوانش این شعر (در دسترس زیر متن شعر) همین نحوهٔ خوانش را انتخاب کرده‌اند.

امیرالملک در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵:

این غزل از شاهکارهای غزل سنایی است 

فقط همین مصرع را ببینید

باز در کار آر نوک ناوک کین‌توز را

دکتر صحافیان در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷:

هر که را با زیبایی گونه‌هایت و موهای لطیف تازه رسته آن، سودای عشق درگیرد، تا زنده هست از دایره فرمان عشق( و فرمانبرداری معشوق) بیرون نرود‌.
۲- آنگاه که چون لاله سر از خاک گور بردارم، داغ عشق در حقیقت جان و ژرفای دل هویداست(نجم رازی: هفت طبقه دل: صدر، قلب، شغاف، فواد، حبه‌القلب، سویدا و مهجه‌القلب. سویدا: طور ششم و آن معدن مکاشفات غیبی و علوم لدنی است و منبع حکمت و گنجینه خانه اسرار الهی و محل علم اسما... مرصاد العباد، ۱۹۷)
۳- ای گوهر زیبا و یگانه! کجایی؟! از غم عشقت چشم همه مردم از اشک چون دریاست!( در این بیت و بیت اول و تا حدودی بیت ۶ عشق عرفانی مورد نظر است و معشوقی که همگان با کشش درونی خالق و مخلوقی به دنبالش هستند)
۴- اگر خواهان تماشا و نشستن لب جوی هستی، بیا در کنارم که از عشقت، از پای هر مژه‌ام آب جاری است.
۵- چون گل از پرده غنچه و چون شراب از خم( خانلری: چون دل من)، لحظه‌ای بیرون آی و به دیدار شتاب کن، که شاید دیدار دیگری فراهم نشود.
۶- سایه گسترده موهای زیبایت همیشه بر سرم باشد! که آرام جان عاشق در خنکای این سایه است.
۷-چشمان زیبایت از روی ناز به حافظ نگاهی نمی‌اندازد، آری بی اعتنایی ویژگی چشمان خمار زیبای توست‌.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

  پیوند به وبگاه بیرونی

بیدل بی نشان در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:

از خواب نباشد مگر انگشت ِ گزیده ...

 

سعدی جانم دورررت بگردم 

همیشه همیشه همیشه شعراتو که می خونم آروم می گیرم

حتی نظامی هم که عمر خودشو در عاشقانه سرایی صرف کرد ، تو کیفیت کار به گرد پات نمیرسه 

مهدی فصیحی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۲۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:

از دست اندرکاران محترم گنجور توقع داریم حاشیه های بی ربط و گاه مزخرف و خالی از ارزش رو حذف کنه . دوستان اهل ادب هم هرجا حاشیه ایی ناپسند دیدند درخواست حذف بدهند . مانند مزخرفاتی که ناشناس در حاشیه این شعر درج کرده که بسیار سست و بی ارزش و خالی از وجاهت است.

مهر و ماه در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۸ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹:

حافظ از دولت وصل تو سلیمانی شد (یافت)

یعنی از وصل تو اش نیست به جز باد بدست

 

و در اینجا هم چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست... 

از دولت هر وصلی جز باد در دست نیست...

 

اما نظر دوستانی که میفرمایند چون نیست ز هر چه نیست جز باد بدست...

این نظر هم هرچند جسارتاً به شدت غیر فنی و بی ارتباط، اما من کمی ربطش میدم که اون دوستان هم خوش باشند:

در مصراع آخر فرمود پندار که هرچه نیست در عالم هست...

ای بسا این اشاره ای به شیوه ی خلقت داشته باشه

شیوه ی خلقت خدایان نه

شیوه ی خلقت من و شما

 

از آنچه نیست هم یک باد در دستت هست:

در ‌پندار خویشتن پدیدارش کن، تا مانند هستی بشه...

تا هستی بگیره...

 

پس مراقب باشیم که فقط ‌و فقط رویایی کامل در پندار داشته باشیم.

۱
…
۱۳۳۶
۱۳۳۷
۱۳۳۸
۱۳۳۹
۱۳۴۰
…
۵۸۵۴