فردوسی
»
شاهنامه
»
پادشاهی گرشاسپ
»
بخش ۴ - فرمان زال به رستم برای آوردن کیقباد از البرزکوه و نشاندن او بر تخت شاهی
به رستم چنین گفت فرخنده زال
که برگیر کوپال و بفراز یال
برو تازیان تا به البرز کوه
گزین کن یکی لشکر همگروه
ابر کیقباد آفرین کن یکی
مکن پیش او بر درنگ اندکی
به دو هفته باید که ایدر بوی
گه و بیگه از تاختن نغنوی
بگویی که لشکر ترا خواستند
همی تخت شاهی بیاراستند
که در خورد تاج کیان جز تو کس
نبینیم شاها تو فریادرس
تهمتن زمین را به مژگان برفت
کمر برمیان بست و چون باد تفت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
رستم زال کیقباد
زال به رستم گفت که هر چه سریعتر راهی البرز شو و اونجا با کیفباد دیدار کن و بگو که سپاهیان و موبدان تو را به عنوان پادشاه انتخاب کردند بیا و در این وانفسای جنگ و درگیری، فریادرس باش
زال به رستم گفت که آماده رفتن بشو. (یال: گردن، اندام / کوپال: گرز / بفراز: بالا بیاور)
به کوه البرز برو و لشکری با خود همراه کن. (تازیان: با تاخت و تاز)
کیقباد را ستایش کن و مدتی پیش او بمان (؟)
هوش مصنوعی: در مدت دو هفته باید که بوی خوش شتران از زخمهای آنها پس از دویدن و تاختن به سمت اینجا احساس شود.
هوش مصنوعی: زال به رستم میگوید که اگر بگویند لشکرت خواستار تو هستند، آمادهباش که تخت شاهی را برای تو آرایش کردهاند.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، هیچکس را شایستهٔ دریافت تاج کیان جز تو نمیبینیم؛ تو تنها کسی هستی که میتوانی به داد ما برسید.
هوش مصنوعی: رستم با چشمان خود به زمین نگریست و کمرش را محکم بسته و آمادهی حرکت شد، مانند بادی که به تندخویی میوزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.