بخش ۳ - نامهٔ دادگرانه به کارگزاران خراج
یکی نامه فرمود بر پهلوی
پسند آیدت چون ز من بشنوی
نخستین سر نامه کرد از مهست
شهنشاه کسری یزدانپرست
به بهرام روز و بخرداد شهر
که یزدانش داد از جهان تاج بهر
برومند شاخ از درخت قباد
که تاج بزرگی به سر برنهاد
سوی کارداران باژ و خراج
پرستنده شایستهٔ فر و تاج
بیاندازه از ما شما را درود
هنر با نژاد این بود با فزود
نخستین سخن چون گشایش کنیم
جهانآفرین را ستایش کنیم
خردمند و بینادل آنرا شناس
که دارد ز دادار کیهان سپاس
بداند که هست او ز ما بینیاز
به نزدیک او آشکارست راز
کسی را کجا سرفرازی دهد
نخستین ورا بینیازی دهد
مرا داد فرمان و خود داورست
ز هر برتری جاودان برترست
به یزدان سزد ملک و مهتر یکیست
کسی را جز از بندگی کار نیست
ز مغز زمین تا به چرخ بلند
ز افلاک تا تیره خاک نژند
پی مور بر خویشتن برگواست
که ما بندگانیم و او پادشاست
نفرمود ما را جز از راستی
که دیو آورد کژی و کاستی
اگر بهر من زین سرای سپنج
نبودی جز از باغ و ایوان و گنج
نجستی دل من به جز داد و مهر
گشادن بهر کار بیدار چهر
کنون روی بوم زمین سر به سر
ز خاور برو تا در باختر
به شاهی مرا داد یزدان پاک
ز خورشید تابنده تا تیره خاک
نباید که جز داد و مهر آوریم
وگر چین به کاری بچهر آوریم
شبان بداندیش و دشت بزرگ
همی گوسفندان بماند بگرگ
نباید که بر زیردستان ما
ز دهقان وز دینپرستان ما
به خشکی به خاک و بکشتی برآب
برخشنده روز و به هنگام خواب
ز بازارگانان تر و ز خشک
درم دارد و در خوشاب و مشک
که تابنده خور جز بداد و به مهر
نتابد بریشان ز خم سپهر
برینگونه رفت از نژاد و گهر
پسر تاج یابد همی از پدر
به جز داد و خوبی نبد در جهان
یکی بود با آشکارا نهان
نهادیم بر روی گیتی خراج
درخت گزیت از پی تخت عاج
چو این نامه آرند نزد شما
که فرخنده باد اورمزد شما
کسی کو برین یک درم بگذرد
ببیداد بر یک نفس بشمرد
به یزدان که او داد دیهیم و فر
که من خود میانش ببرم به ار
برین نیز بادافرهٔ کردگار
نباید که چشم بد آید به کار
همین نامه و رسم بنهید پیش
مگردید ازین فرخ آیین خویش
به هر چار ماهی یکی بهر ازین
بخواهید با داد و با آفرین
به جایی که باشد زیان ملخ
وگر تف خورشید تابد به شخ
دگر تف باد سپهر بلند
بدان کشتمندان رساند گزند
همان گر نبارد به نوروز نم
ز خشکی شود دشت خرم دژم
مخواهید باژ اندر آن بوم و رست
که ابر بهاران به باران نشست
ز تخم پراگنده و مزد رنج
ببخشید کارندگانرا ز گنج
زمینی که آن را خداوند نیست
به مرد و ورا خویش و پیوند نیست
نباید که آن بوم ویران بود
که در سایهٔ شاه ایران بود
که بدگو برین کار ننگ آورد
که چونین بهانه بچنگ آورد
ز گنج آنچ باید مدارید باز
که کردست یزدان مرا بینیاز
چو ویران بود بوم در بر من
نتابد درو سایهٔ فر من
کسی را که باشد برین مایه کار
اگر گیرد این کار دشوار خوار
کنم زنده بر دار جایی که هست
اگر سرفرازست و گر زیردست
بزرگان که شاهان پیشین بدند
ازین کار بر دیگر آیین بدند
بد و نیک با کارداران بدی
جهان پیش اسبسواران بدی
خرد را همه خیره بفریفتند
بافزونی گنج نشکیفتند
مرا گنج دادست و دهقان سپاه
نخواهیم بدینار کردن نگاه
شما را جهان بازجستن بداد
نگه داشتن ارج مرد نژاد
گرامیتر از جان بدخواه من
که جوید همی کشور و گاه من
سپهبد که مردم فروشد به زر
نباید بدین بارگه برگذر
کسی را کند ارج این بارگاه
که با داد و مهرست و با رسم و راه
چو بیداردل کارداران من
به دیوان موبد شدند انجمن
پدید آید از گفت یک تن دروغ
ازان پس نگیرد بر ما فروغ
به بیدادگر بر مرا مهر نیست
پلنگ و جفاپیشه مردم یکیست
هر آنکس که او راه یزدان بجست
بآب خرد جان تیره بشست
بدین بارگاهش بلندی بود
بر موبدان ارجمندی بود
به نزدیک یزدان ز تخمی که کشت
به باید بپاداش خرم بهشت
که ما بینیازیم ازین خواسته
که گردد به نفرین روان کاسته
گر از پوست درویش باشد خورش
ز چرمش بود بیگمان پرورش
پلنگی به از شهریاری چنین
که نه شرم دارد نه آیین نه دین
گشادست بر ما در راستی
چه کوبیم خیره در کاستی
نهانی بدو داد دادن بروی
بدان تا رسد نزد ما گفت و گوی
به نزدیک یزدان بود ناپسند
نباشد بدین بارگه ارجمند
ز یزدان وز ما بدان کس درود
که از داد و مهرش بود تاروپود
اگر دادگر باشدی شهریار
بماند به گیتی بسی پایدار
که جاوید هر کس کنند آفرین
بران شاه کآباد دارد زمین
ز شاهان که با تخت و افسر بدند
به گنج و به لشکر توانگر بدند
نبد دادگرتر ز نوشینروان
که بادا همیشه روانش جوان
نه زو پرهنرتر به فرزانگی
به تخت و بداد و به مردانگی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
قباد (اشاره) انوشیروان
هوش مصنوعی: شعر از نامهای خطاب به کارگزاران خراج توسط کسری نوشین روان سخن میگوید. او در این نامه به اهمیت داد و انصاف تأکید میکند و بیان میکند که یزدان پادشاهی را به او عطا کرده است. کسری میفرماید که برای حفظ کشور و مردم، باید بر اصول درست و به دور از ظلم عمل کرد و از هرگونه کژی و ستم اجتناب نمود. او بر این نکته تأکید دارد که شاهی باید از طریق خدمت به مردم و نه بر پایه منافع شخصی اداره شود. در نهایت، او آرزو میکند که با رعایت داد و مهر، بتواند کشوری آباد و پررونق ایجاد کند و از نیکوکاران و دادگران به شایستگی یاد میکند.
هوش مصنوعی: کسری به کنایه از نحوهٔ نگارش نامه میگوید که نامهای را آماده کرده است که پسند تو (پهلوی) باشد، به شرطی که آن را از من بشنوی.
هوش مصنوعی: شاه کسری، که به یزدان (خدا) ایمان دارد، ابتدا سر نامه را با اشاره به ماه آغاز کرد.
هوش مصنوعی: به بهرام، که روزی از روزهای بخرداد در شهر به مسئولیت رسیده، یزدان (خدای) بزرگ، تاجی از دنیا به او عطا کرده است.
هوش مصنوعی: برومند، یعنی مردی نیرومند و شجاع، از نسل قباد است که به او تاجی بزرگ، یعنی نماد قدرت و سلطنت، قرار دادهاند.
هوش مصنوعی: به سوی کارگزاران مالیات و خراج، چنین دستور میدهد که فردی شایسته و بایسته به مقام و بزرگی تاج و تخت خود قرار دهند.
هوش مصنوعی: از طرف ما، شما را بسیار سلام میفرستیم، زیرا این سلام به خاطر نیکی و هنر با اصل و نسب شماست.
هوش مصنوعی: در آغاز هر صحبت و کلام، باید خالق جهان را مورد ستایش قرار دهیم.
هوش مصنوعی: خردمند و باهوش، کسی است که میداند باید برای خالق جهان سپاسگزاری کند.
هوش مصنوعی: بداند که او از ما بینیاز است و این راز برای خود او روشن و پیداست.
هوش مصنوعی: کسی را که در مقام و عظمت به او اطمینان دهند، ابتدا به او بینیازی و استقلال عطا میشود.
هوش مصنوعی: مرا حکمرانی و عدالت دادهاند و خود داور خداوند است. او از هر برتری و جاودانگی بالاتر است.
هوش مصنوعی: برای خدا، پادشاه و بزرگترین مقام، یکی هستند و هیچ کس جز به بندگی و خدمت به آنان کاری ندارد.
هوش مصنوعی: از عمق زمین تا آسمان بلند، از آسمانها تا خاک تیره و پست، همه چیز تحت تأثیر خالق و برپا کنندهای است که در اینجا به او اشاره شده است.
هوش مصنوعی: انسان باید همیشه به خود توجه کند و بداند که ما بندگان خداوند هستیم و او پادشاهی بزرگ و برتر از ماست.
هوش مصنوعی: او فقط راستی را بر ما واجب کرده و دیو، یعنی نیروهای بد و شر، باعث ایجاد کژی و ناکامی در کارها شده است.
هوش مصنوعی: اگر به جز باغ، کاخ و ثروت، هیچ چیز دیگری برای من از این دنیا وجود نداشت، زندگی من در اینجا بیفایده بود.
هوش مصنوعی: دل من تنها با محبت و انصاف شاد میشود و برای کارهای درست همیشه آماده و هوشیار است.
هوش مصنوعی: اکنون تمام سطح زمین از شرق تا غرب را بگرد و تماشا کن.
هوش مصنوعی: خداوند یزدان (خدای پاک) به من سلطنت بخشید و این مقام را از نور خورشید تابان تا سرزمینهای تاریک هدیه کرد.
هوش مصنوعی: ما نباید جز داد و محبت انجام دهیم و اگر به کاری مشغول شویم، باید با چهرهای زیبا و پسندیده باشد.
هوش مصنوعی: شبانی که بدخواه و بداندیش است، در دشت بزرگ، میبیند که گوسفندان به دست گرگها میافتند و در خطر هستند.
هوش مصنوعی: نباید برای زیردستان ما، از کشاورزان و دینداران، ظلم و ستم روا داشته شود.
هوش مصنوعی: در این بیت، به مسائلی اشاره شده که افراد باید در زندگی روزمره خود رعایت کنند: در روز باید به کار و فعالیت بپردازند و در شب، زمانی که به خواب میروند، آرامش داشته باشند. همچنین، اشاره به اهمیت تعادل در زندگی و توجه به زمانها و اوضاع مختلف دارد.
هوش مصنوعی: او از بازرگانان که دارای طلا و نقره و نیز از خشک و تر (اجناس مختلف) و همچنین دارای خوشاب (آب خوب) و مشک (عطر معروف) است، برخوردار است.
هوش مصنوعی: خورشید تنها به کسانی که از روی مهر و محبت رفتار میکنند، نور و روشنی میدهد و از کسی که بدی کند، روی برمیگرداند. پس بر آنها از بلندی آسمان نمیتابد.
هوش مصنوعی: فرزند هر پدر باید مانند او از نژاد و خصوصیات خانوادگیاش، تاج و مقام را به ارث ببرد.
هوش مصنوعی: به جز عدالت و خوبی در دنیا چیزی وجود ندارد و یک نفر هم در میان مردم نیست که با وجود ظاهر خوب، در باطن بد باشد.
هوش مصنوعی: ما بر روی زمین مالیاتی گذاشتیم که به خاطر آن درخت گز نمایان است و هدف از این کار، برخاستن از عرش خوب و بلند است.
هوش مصنوعی: چون این نامه را به شما میآورند، امیدوارم که اورمزد، ایزد خوشبختی، بر شما خوشی و سعادت بیاورد.
هوش مصنوعی: کسی که یک درم از حق و حقوق مردم بگذرد و به ناحق به آن دست یازد، در یک لحظه به شمارش و حساب خود گرفتار خواهد شد.
هوش مصنوعی: به خداوندی که تاج و فرمانروایی را به من داده است، من خودم به وسیلهٔ عدالت و راستی در ادارهٔ کارها خواهم کوشید.
هوش مصنوعی: نباید به کارها و نعمتهای ما، حسادت و بدبینی دیگران بیفتد، زیرا این نعمتها از سوی خداوند به ما داده شده است.
هوش مصنوعی: این نامه و رسم را در پیش بگذارید و از این آیین خوشحال خودتان دور نشوید.
هوش مصنوعی: هر چهار ماه یک بار، باید به خواستههای مردم توجه کرده و با انصاف و ستایش به آنها پاسخ دهید.
هوش مصنوعی: در جایی که به خاطر وجود ملخها یا تابش آفتاب، خسارت و زیانی ایجاد میشود، باید تدابیری اندیشید.
هوش مصنوعی: دیگر وزش باد آسمان بلند، آسیبها و زیانهایی را به کشتکاران میرساند.
هوش مصنوعی: اگر در روز نوروز باران نبارد، دشت خرم و خوشبو به خشکی میگراید و نابود میشود.
هوش مصنوعی: در آن سرزمین و دیار، خواستهاید که خراج و مالیات بگیرید، در حالی که باران بهاری بر زمین نباریده است.
هوش مصنوعی: از سرمایهای که بهخاطر تلاش و زحمت کارگران بدست آمده، به آنها پاداش دهید و از ثروتها به آنها ببخشید.
هوش مصنوعی: زمینی که خداوند به آن نظر ندارد، برای انسان و فرزندانش هم هیچ ارزشی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: سرزمین نباید خراب و ویران باشد، به ویژه زمانی که در سرپناه و حاکمیت شاه ایران قرار دارد.
هوش مصنوعی: هر کس که در مورد این کار بدگویی کند، ننگی به همراه دارد، زیرا بهانهای برای جنگ و درگیری فراهم میکند.
هوش مصنوعی: از آن گنجی که باید از آن بهرهمند شوید، بازپسگیری نکنید، زیرا یزدان (خدا) مرا بینیاز کرده است.
هوش مصنوعی: اگر سرزمین من ویران باشد، سایهٔ مقام و عظمت من در آنجا نمیافتد.
هوش مصنوعی: اگر کسی را از چنین مقامی، یعنی مقام برجسته و مهمی که دارد، کار سخت و دشواری را بگیرد، در نظر مردم او خوار و بیمقدار میشود.
هوش مصنوعی: من او را بر دار میزنم (داشتن مقام و موقعیت را از او میگیرم) که در جایی که هست (به خاطر جایگاهش) زنده بماند، اگر سرفراز و با عزت باشد یا اگر زیردست و در مقام پایین.
هوش مصنوعی: بزرگان که شاهان گذشته بودند، به خاطر این اقدام، روش و رفتار متفاوتی در پیش گرفتند.
هوش مصنوعی: بدی و نیکی به دست کارگزاران بد در جهان، مانند بدی اسبسواران بد است.
هوش مصنوعی: با افزایش ثروت، همه عقل و خرد را فریب دادهاند و در نتیجه، بر اثر این ثروت، از ویژگیهای خوب خود دور شدهاند.
هوش مصنوعی: مرا ثروت و امکانات زیادی دادهاند و از کشاورزان هم بهرهمندم، اما نمیخواهم این ثروت را صرف تشکیل سپاه و جنگ کنم.
هوش مصنوعی: شما را در جهان باید از تواناییهای خود آگاه باشید و ارجمند بودن نیاکانتان را حفظ کنید.
هوش مصنوعی: دشمن من، که به دنبال قدرت و سلطنت من است، برایم از جانم عزیزتر است.
هوش مصنوعی: سپهبدی که مردم را به خاطر پول بفروشد، حق ندارد به این دربار راه پیدا کند.
هوش مصنوعی: کسی را در این کاخ و بارگاه احترام و جایگاه میدهند که با عدالت و محبت و برطبق سنتها و قوانین رفتار کند.
هوش مصنوعی: کارگزاران من که دلی بیدار دارند، در دیوان موبد (ریاست دینی و قضائی) گرد هم آمدهاند.
هوش مصنوعی: اگر تنها یک نفر دروغ بگوید، این دروغ باعث میشود که ما از حقیقت دور شویم و نور حقیقت بر ما نمیتابد.
هوش مصنوعی: من نسبت به ستمگر و بیدادگر هیچ علاقه و دوستی ندارم، زیرا همگان، حتی درندگانی مثل پلنگ و جفا پیشهها، در ستم و ظلم برابرند.
هوش مصنوعی: هر کسی که راه خداوند (یزدان) را جستجو کند، به وسیلهٔ آب خرد (عقل و دانش) میتواند روح ناخرسند خود را پاک کند.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که در این کاخ، مقام و مرتبه بلندی وجود دارد و این مکان برای موبدان و دینداران محترم و ارجمند است.
هوش مصنوعی: برای نزدیک بودن به خداوند، باید از دانهای که کاشته شده، پاداشی نیکو در بهشت دریافت کرد.
هوش مصنوعی: ما از این درخواست بینیاز هستیم، چرا که این خواسته به نفرین الهی منجر میشود و روح انسان را کاهش میدهد.
هوش مصنوعی: اگر خوراک از پوست درویش تهیه شود، بدون شک پرورش و رشد آن بر اثر چرم (کیفیت) این پوست خواهد بود.
هوش مصنوعی: بهتر است که پلنگی بر این مقام سلطنت بهتر از پادشاهی وجود داشته باشد که نه از شرم میترسد و نه به اصول دین و آیین اهمیتی میدهد.
هوش مصنوعی: راستی از نظر ما گسترده است، پس چه دلیلی دارد که در نادرستی و ضعف بکوبیم و بمانیم؟
هوش مصنوعی: اگر به کسی که کاری را بهطور پنهانی انجام میدهد، در این مورد چیزی بدهی، ممکن است او به ما خبرهای خوبی بیاورد و گفتوگویی در این زمینه برقرار کند.
هوش مصنوعی: در نزد خداوند، ناپسند است که به این جایگاه ارجمند، اعمال بد انجام شود.
هوش مصنوعی: از سوی خداوند و ما به آن کس درود میفرستیم که زندگیاش بر پایهٔ عدالت و مهر بنا شده است.
هوش مصنوعی: اگر شهریار (شاه) دادگر باشد، در این صورت حکومت او در جهان بسیار پایدار میماند.
هوش مصنوعی: هر کسی که بر شاهی که زمینش آباد است، ستایش کند، جاودانه خواهد بود و این ستایش برای او باقی میماند.
هوش مصنوعی: برخی از شاهان که دارای تاج و تخت و فرمانروایی بودند، در ثروت و قدرت نظامی نیز توانمند بودند.
هوش مصنوعی: نوشینروان، پادشاهی بود که از نظر دادگری و انصاف برتر از دیگران میباشد و همیشه جوان و سرزنده باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که هیچکس به فرزانگی و هنر بیشتر از نوشینروان نیست، او در حکمرانی و مردانگی همواره برتر و برجسته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همین شعر » بیت ۱۲۴
ز نیرو بود مرد را راستی
ز سستی دروغ آید وکاستی
«ز نیرو بود مرد را راستی»
«ز سستی کژی زاید و کاستی»
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.