گنجور

 
فتحعلی‌شاه

تلخ‌کامی کام‌رانی می‌کند

جسم بی‌جان زندگانی می‌کند

ای صبا گر بگذری بر کوی دوست

آن که با من سرگرانی می‌کند

گر بپرسد حال خاقان را بگو

نیم‌جانی جان‌فشانی می‌کند

 
 
نسکبان اندروید
مولانا

عشق اکنون مهربانی می‌کند

جان جان امروز جانی می‌کند

در شعاع آفتاب معرفت

ذره ذره غیب دانی می‌کند

کیمیای کیمیاسازست عشق

[...]

سعدی

هر که بی‌او زندگانی می‌کند

گر نمی‌میرد گرانی می‌کند

من بر آن بودم که ندْهم دل به عشق

سروبالا دلستانی می‌کند

مهربانی می‌نمایم بر قَدَش

[...]

مجذوب تبریزی

غمزه‌ات ناوک‌فشانی می‌کند

با دلم خوش مهربانی می‌کند

قامتت را یک نظر هر کس که دید

تا قیامت کام‌رانی می‌کند

ساقیا برخیز و در ساغر بریز

[...]

بیدل دهلوی

اینکه طاقت‌ها جوانی می‌کند

ناتوانی‌، ناتوانی می‌کند

گر همه خاک از زمین‌گردد بلند

بر سر ما آسمانی می‌کند

بسکه فطرتها ضعیف‌ افتاده است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه