گنجور

 
فتحعلی‌شاه

آن که با ابرو ستد از چین خراج

آن که با گیسو گرفت از هند باج

آن که برباید ز تار کاکلی

هر زمان از فرق صد فغفور تاج

آن که در عاشق‌کشی شد سنگ‌دل

آن که دل را بشکند همچون زجاج

گر به ببینیش از زبان من بگوی

می‌شدم خاک ره تو کاج کاج

چون گذشتی گفت خاقان آه آه

درد بی‌درمان نشد آخر علاج

 
 
نسکبان اندروید
رودکی

آمد این شبدیز با مرد خراج

دربجنبانید با بانگ و تلاج

حکیم نزاری

اولین تشخیص باید پس علاج

تا بیاید استقامت در مزاج

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
کمال خجندی

دل که شد زآن زلف سودایی مزاج

نیستش غیر از تو معجون علاج

زهر ناب از دست تو عذب فرات

بی تو آب زندگی ملح اجاج

زلفت از دامن فشاند آن خاک پای

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه