گنجور

 
فتحعلی‌شاه

نرگس مست نگر واله و حیران شده است

کز شقایق چمن امروز زرافشان شده است

زاهد مست ز میخانه برون می‌آید

بت‌پرستی‌ست همانا که مسلمان شده است

رحم کن بر دل بیمار من زار که او

دردمندی‌ست که محتاج به درمان شده است

بلبل از عشق گل امروز به گلشن گویا

همچو من شیفته و بی‌سر‌ و سامان شده است

از غم هجر تو مردیم و بهار است بیا

بی‌توام گل به چمن خار مغیلان شده است

از جفا و ستم زهره‌وشی ماه‌جبین

آه و افغان من امروز به کیوان شده است

آفت از دیدن روی تو ز بس دید مرا

به نگه مردمک دیده نگهبان شده است

مژده قتل مرا داد به من یار و نکشت

چه سبب داشت خدایا که پشیمان شده است

نوبت سلطنت از جمله خوبان بگرفت

کشور حسن مسخر به سلیمان شده است

گنهش را تو به من بخش به شکرانه وصل

هجر امروز به من دست به دامان شده است

جای جانان شده در جان و دل من خاقان

دشمن جان مرا جا به دل و جان شده است

 
 
نسکبان اندروید
مولانا

مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است

که چنین مشک تتاری عبرافشان شده است

مگر از چهره او باد صبا پرده ربود

که هزاران قمر غیب درخشان شده است

هست جانی که ز بوی خوش او شادان نیست

[...]

صائب

دل به یک آه سراسر رو مژگان شده است

مغز این نافه به یک عطسه پریشان شده است

بید گل می کند از پرتو صاحب نظران

سر دار از سر منصور به سامان شده است

جمع چون غنچه به شیرازه محشر نشود

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
جویای تبریزی

عالم از جوش بهاران چه بسامان شده است

شش جهت نام خدا یک گل خندان شده است

غالب دهلوی

از فرنگ آمده در شهر فراوان شده است

جرعه را دین عوض آرید می ارزان شده است

چشم بد دور چه خوش می تپم امشب که به روز

نفس سوخته در سینه پریشان شده است

در دلش جویی و در دیر و حرم نشناسی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه