گنجور

 
فتحعلی‌شاه

ز سیل اشک من عالم خراب است

فلک در بحر اشکم چون حباب است

روان از دیده‌ام خوناب دل بین

جگر از آتش عشقت کباب است

دلم در پنجه عشق تو ماند

به گنجشکی که در چنگ عقاب است

تنش در زیر پیراهن نهان شد

و یا در پرنیانی آفتاب است

دل خاقان چو کشتی بحر عشقت

ز توفان بلا در انقلاب است

 
 
نسکبان اندروید
عطار

تو را در ره خراباتی خراب است

گر آنجا خانه‌ای گیری صواب است

بگیر آن خانه تا ظاهر ببینی

که خلق عالم و عالم سراب است

در آن خانه تو را یکسان نماید

[...]

مشاهدهٔ ۶ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
مولانا

ببستی چشم یعنی وقت خواب است

نه خوابست آن حریفان را جواب است

تو می‌دانی که ما چندان نپاییم

ولیکن چشم مستت را شتاب است

جفا می‌کن جفاات جمله لطف است

[...]

کمال خجندی

خطت سبز و لبت مشک و گلاب است

دهانت ذره رویت آفتاب است

تو گنج حسن و بس خانه دل

که از شوق چنین گنجی خراب است

دل من بی به روی تو سوزان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه