گنجور

 
فتحعلی‌شاه

ای غمت مونسم به تنهایی

چاره‌ای نیست جز شکیبایی

زینت و زیور همه عالم

به چه زیور تو خویش آرایی

در میان بشر به تو زیبد

دعوی واحدی و یکتایی

گشته مشهور در گلستان‌ها

همچو بلبل دلم به شیدایی

نرساند خدا اگر باشد

جز وصال توام تمنایی

سال‌ها شد که در سرم جانا

جز خیال تو نیست سودایی

داد خاقان به بوسه‌ای جان را

خوش‌تر از این نکرد سودایی

 
 
نسکبان اندروید
مسعود سعد سلمان

این دو شغل برید و عرض به تو

یافته خرمی و زیبایی

روی این را همه بیفروزی

صدر آن را همه بیارایی

چون پدید آمدی تو بر هر کس

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
عمعق بخاری

چند پویی به گرد عالم چند؟

چند کوبی طریق پویایی؟

تا کی از بهر قوت و شهوت نفس

همچو کاسانه می‌نیاسایی؟

وطواط

خسروا، از کمال دانایی

روی دولت همی بیارایی

گاه مال زمین همی ‌بخشی

گاه فرق فلک همی سایی

حرب جویان نهان شوند از بیم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از وطواط
انوری

این همه چابکیّ و زیبایی

این چنین از کجا همی‌آیی

چون مه چارده به نیکویی

چون بت آزری به زیبایی

مه نخوانم تو را معاذالله

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از انوری
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه