گنجور

 
فتحعلی‌شاه

بهر قتل من مسکین ز چه تیغ آخته‌ای

که به یک چشم زدن کار مرا ساخته‌ای

از سر کوی تو هر گه گذرم با دل چاک

هر طرف می‌نگرم کشته‌ای انداخته‌ای

سرو شد با همه زیبایی خود پای به گل

هر کجا آن قد رعنای خود افراخته‌ای

چه طمع داری از این کشور ویران دلم

باج هرگز ندهد مملکت تاخته‌ای

دل خاقان وفاپیشه ز حسرت بردی

تا به غیری صنما نرد وفا باخته‌ای

 
 
نسکبان اندروید
سعدی

ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته‌ای

دشمن از دوست ندانسته و نشناخته‌ای

من ز فکر تو به خود نیز نمی‌پردازم

نازنینا تو دل از من به که پرداخته‌ای

چند شب‌ها به غم روی تو روز آوردم

[...]

رضی‌الدین آرتیمانی

جز غم عشق بهر چیز که در ساخته‌ای

حیف و صد حیف از آن عمر که در باخته‌ای

صائب

چهره را صیقلی از آتشِ می ساخته‌ای

خبر از خویش نداری که چه پرداخته‌ای

ای بسا خانهٔ تقوی که رسیده‌ست به آب

تا ز منزل عرق‌آلود برون تاخته‌ای

در سرِ کوی تو چندان که نظر کار کند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
بیدل دهلوی

ای نفس مایه درین عرصه چه پرداخته‌ای

نقد فرصت همه رنگست و تو در باخته‌ا‌ی

صفحه آتش زده‌ای ناز چراغان چه بلاست

تا به فهم پر طاووس رسی فاخته‌ای

کاش از آینه ‌کس گرد سراغت یابد

[...]

مشتاق اصفهانی

ای که با اهل هوس نرد وفا باخته‌ای

منم آن مهره که در ششدرم انداخته‌ای

محفل‌افروز جهانی تو که داری چون شمع

رخ افروخته‌ای و قد افراخته‌ای

یکره ار جلوه کند سرو تو در باغ وگر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه