درد دلی به پیش تو اظهار میکنم
کارم به جان رسیده به ناچار میکنم
تا از ادیب غم الف آه خواندهام
در گوشه مینشینم و تکرار میکنم
میگویمش که میرسد از آسمان مسیح
زینسان تشفی دل بیمار میکنم
گفتی ز دیده سیل چرا میکنی روان
پست و بلند راه تو هموار میکنم
خواهد نمود خانهٔ همسایه را خراب
این گریهها که در پس دیوار میکنم
ناصح تو دردسر چه کشی در ملامتم
من خود به خود ملامت بسیار میکنم
غربت برد غم از دل آزردهٔ وطن
من هم سفر ز کوی تو یک بار میکنم
واقف به کنج غمکده شبها ز بیکسی
اظهار غم بهصورت دیوار میکنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خود را به عز نام تو برکار می کنم
بخت غنوده را ز تو بیدار می کنم
اندر هزیمه طبل بشارت همی زنم
در کاسدی رواجی بازار می کنم
در شهر فاش گشت که زنهاری توام
[...]
چون من به نفس خویشتن این کار میکنم
بر فعل دیگران به چه انکار میکنم؟
بلبل سماع بر گل بستان همی کند
من بر گل شقایقرخسار میکنم
هر جا که سروقامتی و موی دلبریست
[...]
درمان درد دوری آن یار میکنم
وقتی که میل سبزه و گلزار میکنم
چون شد شکسته کشتی صبرم در آب عشق
خود را به هرچه هست گرفتار میکنم
گر غنچه را ببویم و گیرم گلی به دست
[...]
با هر که راز دوستی اظهار میکنم
خوابیده دشمنی است که بیدار میکنم
درجواب او
هر دم کلاه و کفش ببازار میکنم
دسمال اکثر از سرد ستار می کنم
[...]
زین شکوه ها که دم بدم از یار می کنم
مقصود ذکر اوست که تکرار می کنم
دارم زهر که طالب دنیاست نفرتی
سلطانم از گدا صفتان عار می کنم
ناصح مگو که عشق بتان را ثبات نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.