چون دماغ از نامهٔ جانان معطر ساختم
گل بدستم بود پیش باغبان انداختم
سنبلستانی شد از هر گوشه، صحرای دلم
در سراغ زلف او از بس پریشان تاختم
سرگذشتی خواست از من منهم از درد فراق
سینهٔ خالی نمودم، خاطری پرداختم
کیسه عمرم تهی از بعد ماه و سال گشت
با حریف دور از بس نرد غفلت باختم
چتر دانش بر سرم «طالب» صفت نگشوده بال
رایت بیدانشی از بس بلند افراختم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.