دیدهام آن روی و بازم دل به پرواز آمدست
عشق از سر کرده پروازم بسر باز آمدست
ناز گردون بر گرفتاران خاک از حد گذشت
اینزمان بر چرخ مارا نوبت ناز آمدست
میوهٔ نطق تو دارد لذت جان در مذاق
این ثمر گوئی مگر از باغ اعجاز آمدست
عاقبت بین بوده دل در عشق و ما غافل ز کار
لاجرم انجام او خوشتر ز آغاز آمدست
پر به تعظیمش مکوش این دل همان دیوانه است
کز سر کوی تو صد ره رفته و باز آمدست
صد خراش از ناخنش داریم بر دل چون کنیم
کبک بال افشان ما با چنگل باز آمدست
شهر پر شد از غزلهای جهان افروز باز
«طالبا» سعدی به هندوستان ز شیراز آمدست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.