بی روی توأم ز اشک ماتم
گیرد گل آفتاب شبنم
بی لعل تو آب گوهر دل
آمیختهام بآتش غم
کارم همه نالهٔ پیاپی
شغلم همه گریهٔ دمادم
دور از تو بگلشن دلم نیست
یک نرگس چشم داغ بی نم
با پشت دوتا نمایم از ضعف
بر ابروی خود نیابت خم
هجر تو چو مردمک سیه ساخت
در چشم ترم فضای عالم
دور از تو مباد چشم زخمم
آلوده به توتیای مرهم
من بیتو چو برگ در خزانم
ای جنت را بهار خرم
حقا که گر آیدم اجل پیش
بر جبهه گره بر ابروان خم
جانم نهد از دریچه لب
سر در قدمش که خیرمقدم
رفتی تو بجنت وز دنبال
میآیم عنقریب من هم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از بهر چه این کبود طارم
پر گرد شده است باز و مغتم؟
زیرا که درو خزان به زر آب
بر دشت نبشت سبز مبرم
گشت آب پر از تم و کدر صاف
[...]
آمد رمضان بخیر مقدم
دیشب بسلام خان اعظم
جمشید زمان سکندر وقت
مقصود وجود نسل آدم
ای امر تو چون نفاذ تقدیر
[...]
مرداد مهست سخت خرم
می نوش پیاپی و دمادم
از گردون طبع خاک پر تف
وز باران چشم ابر پر نم
بر دشت لباسهای رو نیست
[...]
ای چهرهٔ تو چراغ عالم
با دیدن تو کجا بود غم
شد خلد به روی تو سرایم
بی روی تو خلد شد جهنم
ای شمسهٔ نیکوان به خوبی
[...]
ای زرین نعل آهنین سم
ای سوسن گوش خیزران دم
ای باد صبا گرفته در گل
با آتش تو چو ساق هیزم
سیر تو به گرد خط ناورد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.