گنجور

 
طالب آملی

با آنکه نیم سوختهٔ عشق خام نیست

چون شمع تا تمام نسوزد تمام نیست

هردم هزار ناله روان می‌کنم بعرش

تا زین میان کدام قبول و کدام نیست

از عجز بس که قابل خصمی نیم ز ننگ

با من سپهر در صدد انتقام نیست

گفتم غبار زلف بیفشان بناز گفت

درخورد این عبیر ملایک مشام نیست

در حیرتم که شادی عالم زمان زمان

بهر چه می‌گریزد از این دل غلام نیست

گلچین و باده نوش که در بزم روزگار

دوری بذوق دور گل و دور جام نیست

در چین سنبل تو دلم داد ناله داد

هر چند مرغ صبح خروشان بشام نیست

نامش مبر که ننگ وجود است در جهان

آزادهٔ که مرغ دل او بدام نیست

«طالب» رهی که نیست امید نهایتش

دریای شوق گرم‌روان نیم‌گام نیست

 
 
دیوان مرور اشعار فارسی
حکیم نزاری

محنت سرای دهر چو جای مقام نیست

آسایشی در او ز حلال و حرام نیست

بی سور و ماتم و غم و شادی در این جهان

شامی به صبح رفته و صبحی به شام نیست

گر ملک کائنات به خورد کسی دهند

[...]

قاسم انوار

بی جام عشق عیش دل ما تمام نیست

فوزالنجات ما بجهان غیر جام نیست

نادیده ذوق لذت مستی و عاشقی

بر عاشقان ملامت رسم کرام نیست

جور حبیب و طعن رقیب و جفای خلق

[...]

ابن حسام خوسفی

خوشتر ز آستان تو ما را مقام نیست

کوی تو کم ز روضهٔ دارالسلام نیست

گفتم که خاک راه توام ملتفت نشد

بیچاره من که اینقدرم احترام نیست

گفتم بیا که از غم لعل تو سوختم

[...]

بابافغانی

خوبی همین کرشمه و ناز و خرام نیست

بسیار شیوه هست بتان را که نام نیست

کامی ندید از تو دل نامراد من

جایی که نامرادی عشقست کام نیست

ماییم و آه نیم‌شب و نالهٔ سحر

[...]

صائب

در نامجو شرافت ذاتی تمام نیست

یاقوت چون عقیق مقید به نام نیست

از عشق می توان به حیات ابد رسید

بی جوش عشق شیره جان را قوام نیست

عشاق را درستی دل در شکستگی است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه