هر که عمرم خواست ماهی بر تمنایش زدم
هر که کفشی بر سرم زد بوسه بر پایش زدم
هر که گفت امروز و فردا مرغ وصل آرم بدام
خندهٔ بر وعدهٔ امروز و فردایش زدم
عشق زد بر پای سیمین تیشهٔ مرهم بعجز
دیده گشتم تکیهٔ بر خار صحرایش زدم
بیعرض محو جمال او شدم یعنی زرشک
خاک بر چشم تمنای تمنایش زدم
گرچه صد بارم زیان افتاد «طالب» در خرید
فال سودا باز در بازار سودایش زدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.