با جذبهٔ عشق تو سر عقل نداریم
دستی، بهوس در کمر عقل نداریم
ما را حرم کعبه سرکوی جنونست
پرآمد و رفتی بدر عقل نداریم
برما گذرت چون فتد احوال جنون پرس
کز بی خبریها خبر عقل نداریم
ما را شرفی گر بود از نسبت عشق است
ز آن مرتبهٔ در نظر عقل نداریم
چون مغز جنون در سرما جای گرفتست
من بعد چو « طالب » خبر عقل نداریم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.