شب از یاد لبی چون باده در پیمانه میکردم
بهایاهای حسرت گریهٔ مستانه میکردم
دمی صدره فزون احرام طوف کعبه میبستم
ولی در نیم ره زو جانب میخانه میکردم
ادب شمشیر میزد برسر انگشتان مژگانم
زبس هر سو اشارتهای گستاخانه میکردم
فروغ حسن ز آن میسوخت سامان پروبالم
که با شمع رخی گستاخی پروانه میکردم
بحسرت غوطه میدادم سر انگشتان شوق انگه
سر زلف عروسان غمت را شانه میکردم
زبس افسانه میسنجیدم از سودای زلف او
دمی صدبار شخص عقل را دیوانه میکردم
زپروازم فکند (آشوب) ذوق دام غم ورنی
من آتش غذائی آرزوی دانه میکردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.