ندانم کز کدامین خاک و آبم
که نا میسازدم گردون خرابم
قرین ناله چون گوش سپهرم
رهین گریه چون چشم سحابم
بیاد دامن مژگانی از هم
فرو ریزم مگر قصر حبابم
بر آتش طعنه بارد سوز دردم
برافعی نکته گیرد پیچ و تابم
پی آیزهٔ گوش عدم کرد
سپهر از هفت دریا انتخابم
مه روی که تسخیر نظر کرد
که از طاق دل افتاد آفتابم
فلک تا تلخ سازد عیش من ریخت
نمک از شور بختی در کبابم
عرق ریزم چو سیماب از مسامات
زبس چون نبض دل در اضطرابم
بوادی نگذرم بی موج، ترسم
خس طوفان کند موج سرابم
منآن بد گوهرم کز تیره بختی
گنه را خنده آید بر ثوابم
عنان چون سوی محشر تابم (آشوب)
رودصد فوج عصیان در رکابم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.