فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۶ - نبرد نهایی با مازندران، کشتن جویان و شاه جادو و سپردن تاج به اولاد
که اکنون به درد جگر مادرت
بگرید بدین جوشن و مغفرت
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۴ - شب دیدار رستم و تهمینه، پیمان ازدواج و سپردن مهره
بجُستم همی کفت و یال و برت
بدین شهر کرد ایزد آبشخورت
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۷ - نبرد گردآفرید با سهراب، آشکار شدن روی و موی و رهایی به فریب در دژ
نماند یکی زنده از لشکرت
ندانم چه آید ز بد بر سرت
فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۷ - گفتوگوی سهراب با هومان، پیشنهاد آشتی، و رهایی رستم در کشتی نخست به فریب
مرا آرزو بد که در بسترت
برآید به هنگام هوش از برت
فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۲۰ - تاخت افراسیاب و پیران دربند، ستیز با باژخواه، و گذر کیخسرو و گیو و فرنگیس از جیحون
اگر من شوم غرقه گر مادرت
گزندی نباید که گیرد سرت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۲ - خواست تاج و تخت از لهراسپ، رنجش گشتاسپ و گریز شبانهاش به هند
کنون من یکی بندهام بر درت
پرستندهٔ اختر و افسرت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۱ - خواستگاری اهرن از دختر کهتر قیصر، شرط اژدهای سقیلا و چارهجویی از میرین و هیشوی
به من ده کنون دختر کهترت
به من تازه کن لشکر و افسرت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی لهراسپ » بخش ۱۷ - تاجگذاری گشتاسپ نزد زریر، آمدن قیصر و کتایون، و سپردن تخت از لهراسپ
نوشته چنین بد مگر بر سرت
که پردخت ماند ز تو کشورت
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱۹ - بزم نیمروز نزد اسفندیار، پند آشتی رستم و پیمان نبرد فردا
گر از گرز من باد یابد سرت
بگرید به درد جگر مادرت
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۸ - تیر گز بر چشم اسفندیار، افتادن رویینتن و گفتگوی واپسین با رستم
هماکنون به خاک اندر آید سرت
بسوزد دل مهربان مادرت
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳۰ - تشییع تابوت آهنین اسفندیار، خشم مهان ایران و نکوهش گشتاسپ به دست پشوتن و خواهران
ز رویین دژ آورد ما را برت
نگهبان کشور بد و افسرت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲ - نامهٔ اسکندر به مادر روشنک و خود او: وصیت دارا و فراخواندن به شبستان
نوشتیم نامه بر مادرت
که ایدر فرستد ترا در خورت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۶ - تعبیر خواب کید هندی: اندرز مهران به پرهیز از رزم و سپردن چهار چیز به اسکندر
یکی چون بهشت برین دخترت
کزو تابد اندر زمین افسرت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲۳ - دیدار اسکندر در کسوت بیقطون با قیدافه و شناخته شدن او با حریر نگاشته
بدو گفت قیدافه گر خنجرت
حمایل بدی پیش من بر برت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۷ - شکار بهرام گور: زخم شگفت تیر و تیغ، بخشش گوران و باژ، آراستن شبستان در اصطخر
مگر باشد این را گشاد برت
که جاوید بادا سر و افسرت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۴۴ - بهرام گور: اندیشهٔ مرگ و شمار گنج، برداشتن خراج و فرمان کشت و آبادانی
فرستادهای نیز کاید برت
ز شاهان وز نامور کشورت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد هجده سال بود » بخش ۴ - پادشاهی بلاش پیروز چهار سال بود
بفرمان یزدان ببرم سرت
ز خون همچو دریا کنم کشورت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۳ - دیدار بامدادی خسرو با هرمزد نابینا، سه آرزوی پدر و دریغ از کین بر گستهم
گر ایدون که فرمان دهی بر درت
یکی بندهام پاسبان سرت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۴ - شنیدن بهرام از داغ و مرگ هرمز، تاختن به نهروان و تدبیر آشتی خسرو بیسپاه
اگر بسته گر کشته او را برت
بیاریم و آسوده شد لشکرت
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۵۲ - آمدن تبرگ به پیام خاقان چین، کشتن او به دست گردیه و شکستن لشکر ترک
ازین ننگ تا جاودان بر درت
بخندد همی لشکر و کشورت
