امشب که به سر شراب داری
مشکن دل ما که تاب داری
تقصیر نکرده در هلاکم
با غمزه چرا عتاب داری
آشوب قیامتش غباریست
این فتنه که در رکاب داری
در دعوی فتنه گاه مستی
صد عربده با شراب داری
گر لذت ناوک تو این است
وز خون ملک ثواب داری
داری به دلم نگاه گرمی
گویا هوس کباب داری
در سینهٔ گرم هر که بینم
آتشکدهٔ خراب داری
عرفی دل خود به باد دادی
گر غم طلبد، جواب داری؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احوالات خود در شب و تأثیر شراب بر روح و دلش صحبت میکند. او از معشوق میخواهد که دلش را نشکند و به خاطر غمزههایش او را عتاب نکند، زیرا او تقصیری ندارد. احساساتی چون آشفتگی و سرمستی را توصیف میکند و به لذتی که از نگاه معشوق میبرد اشاره دارد. شاعر ضمن ابراز آتش درونیاش، شفافیت احساساتش را در مواجهه با غم و شوق بیان میکند و از دلبستگی و پاسخ به غم یاد میکند.
هوش مصنوعی: امشب که مشغول نوشیدن شراب هستی، دل ما را نشکن چون تاب تحمل آن را داریم.
هوش مصنوعی: چرا به من که بیدلیل در عذابی هستم، خشمگین هستی در حالی که از من هیچ خطایی سر نزده است؟
هوش مصنوعی: فتنهای که تو با خود به همراه داری، تنها گرد و غبار قیامت است که جهان را دچار آشوب کرده.
هوش مصنوعی: در موضوع جدل و اختلاف، در جایی که مستی به اوج میرسد، تو میتوانی با هزاران فریاد و غوغا به شکستن سکوت بپردازی.
هوش مصنوعی: اگر لذت تیر تو این است و از خون پادشاهی پاداش میگیری، این توجیهی برای عمل تو نیست.
هوش مصنوعی: تو با نگاهت به دل من گرمی میبخشی و به نظر میرسد که دلت برای کباب تنگ شده است.
هوش مصنوعی: هر کسی را که میبینم، در دلش شعلۀ عشق و هیجان وجود دارد، حتی اگر ظاهرش خراب و آشفته باشد.
هوش مصنوعی: اگر دل خود را به باد سپردهای، وقتی که غم به سراغت بیاید، جواب آن را داری؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جانا ، لب چون شراب داری
رخساره چو آفتاب داری
در پیش ضیای آفتابت
از ظلمت شب نقاب داری
جمله نمکی و جان ما را
[...]
بر لب اثر شراب داری
وز غمزه خیال خواب داری
شب خسپی و ما کنیم فریاد
آگه نشوی، چه خواب داری؟
نارسته ز پوست می نماید
[...]
ای دل تو چه اضطراب داری
پیوسته مرا خراب داری
دنبال که می روی ندانم
ای عمر عجب شتاب داری
مستانه روی به خانهٔ غیر
[...]
در دیده زباده خواب داری
بر چهره ز طره تاب داری
چون زلف پریش خویش بر خویش
پیچیده و اضطراب داری
در سر هوس قتال داری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.