ما همه از الست همدستیم
عاقبت شکر بازپیوستیم
ما همه همدلیم و همراهیم
جمله از یک شراب سرمستیم
ما ز کونین عشق بگزیدیم
جز که آن عشق هیچ نپرستیم
چند تلخی کشید جان ز فراق
عاقبت از فراق وارستیم
آفتابی درآمد از روزن
کرد ما را بلند اگر پستیم
آفتابا مکش ز ما دامن
نی که بر دامن تو بنشستیم
از شعاع تو است اگر لعلیم
از تو هستیم ما اگر هستیم
پیش تو ذره وار رقصانیم
از هوای تو بند بشکستیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: مولانا در این غزل به وحدت و همدلی انسانها اشاره میکند و میگوید که همه ما از یک اصل و منبع واحد هستیم و در نهایت باید به شکرانه این پیوند به هم بپیوندیم. او عشق را به عنوان تنها پرستش حقیقی معرفی میکند و بیان میکند که پس از تحمل تلخیها و جداییها، بالاخره از فراق رهایی یافتهاند. غزل همچنین به حضور و تاثیر الهی به عنوان آفتابی میپردازد که میتواند زندگی را روشن کند و اشاره میکند که اگر خدایی وجود دارد، از اوست و ما همگی در این جهت حرکت میکنیم. مولانا میخواهد نشان دهد که در پیشگاه عشق الهی، حتی ذرات کوچک نیز میتوانند سرزنده و شاداب باشند.
هوش مصنوعی: ما همه از یک سرشت و اصل هستیم و در نهایت به تقویت و شکرگزاری از آن اتصال خواهیم رسید.
هوش مصنوعی: ما همه با هم همدل و همرا هستیم و همه از یک منبع شادی و سرمستی بهرهمندیم.
هوش مصنوعی: ما از تمام دنیا و امور آن، عشق را برگزیدهایم و جز این عشق، هیچ چیز دیگری را نمیپرستیم.
هوش مصنوعی: مدتها با تلخی و درد جدایی دست و پنجه نرم کردیم، اما سرانجام از این جدایی رهایی یافتیم.
هوش مصنوعی: نور آفتاب از روزنهای وارد شد و باعث شد ما تا حدی بلند شویم، حتی اگر در موقعیتی پایین قرار داشته باشیم.
هوش مصنوعی: ای خورشید، دامن خود را از ما دور نکن، زیرا ما بر دامن تو نشستهایم.
هوش مصنوعی: اگر ما هستیم و در وجود ما چیزی هست، این به دلیل تأثیر تو و نور وجود توست.
هوش مصنوعی: ما در حضور تو به قدری شادمان و سرزنده هستیم که همچون ذراتی در حال رقصیدنیم و از عشق و محبت تو آزاد شدهایم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ما دگرباره توبه بشکستیم
وز غم نام و ننگ وارستیم
خرقهٔ صوفیانه بدریدیم
کمر عاشقانه بر بستیم
در خرابات با می و معشوق
[...]
گفته با هم کز آن یکی رستیم
چون نگه میکنیم در شستیم
گر تو توفیقمان دهی، رستیم
ور نه، بس مفلس و تهیدستیم
در شهود جمال او مستیم
می ندانیم نیست یا هستیم
دل در آن زلف پرشکن بستیم
لاجرم توبه باز بشکستیم
مدتی عقل درد سر می داد
عشق آمد ز عقل وارستیم
خلوت دیده را صفا دادیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.