از عاشقان حوالی آن خانه پر شده است
دارالشفای عشق ز دیوانه پر شده است
از خود نگشته است به کس آشنا دلی
راه وثاقش از پی بیگانه پر شده است
تاره به جام خانه چشمم فکند عکس
این خانه از پری چو پری خانه پر شده است
از جرعهای که ریخته ساقی به جام ما
گش فلک ز نعرهٔ مستانه پر شده است
رگهای جانم از گرهٔ غم به ذکر هجر
چون رشتهای سجه صد دانه پر شده است
عشاق را به دور تو از بادهٔ حیات
قالب تهی فتاده و پیمانه پر شده است
گردد مگر به وصف تو مقبول اهل طبع
دیوان محتشم که ز افسانه پر شده است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ حال و هوای عاشقانی است که در اطراف یک معشوق جمع شدهاند و همه به عشق او گرفتار شدهاند. این خانه نماد عشق و دیوانگی است که از محبت سرشار شده و روح عاشقان را به خود میکشاند. شاعر با اشاره به مشکلات و غمهای ناشی از عشق و هجران، به ترفندهای ساقی و نشئگی عشق پرداخته و از تأثیرات عمیق آن بر روح و جان خود سخن میگوید. در نهایت، محتشم کاشانی امیدوار است که دیوان او نیز به وصف زیباییهای معشوق مقبول اهل ذوق واقع شود.
هوش مصنوعی: محل مورد نظر، یعنی آن خانه، پر از عاشقانی است که به آنجا آمدهاند. دارالشفای عشق، جایی است که دیوانههای عاشق در آن جمع شدهاند و به همین دلیل آنجا هم پر شده است.
هوش مصنوعی: دل کسی به کسی آشنا نشده و از محبت و ارتباط با دیگران دور شده است؛ بلکه دلش به خاطر گسستگی از عشق واقعی و وابستگی به بیگانهها پر شده است.
هوش مصنوعی: چشم من به جام خانه افتاده و تصویری از این خانه در آن دیده میشود، شبیه به اینکه خود پری، این خانه را پر کرده است.
هوش مصنوعی: از هنگامی که ساقی جرعهای به جام ما ریخته، آسمان از فریاد و نعرهٔ مستها پر شده است.
هوش مصنوعی: رگهای جانم از درد جدایی و غم به ذکر دوری تو مانند رشتههای نخ که پر از دانه شده، متأثر و پر شده است.
هوش مصنوعی: عاشقانی که به دور تو هستند، به خاطر عشق و شوق به تو از زندگی و نشاط خود تهی شدهاند و حالا پیمانهٔ عمرشان پر شده و دیگر نمیتوانند بیشتر زنده بمانند.
هوش مصنوعی: محتشم، شاعر خود را ناامید میداند که آیا توصیف او از محبوب، مورد استقبال اهل ادب و شعر قرار خواهد گرفت یا خیر، زیرا شعر او از داستانها و افسانهها پر شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از تیر غمزه اش دل دیوانه پر شده است
بیرون روم که از پری این خانه پر شده است
خون می خورد ز تنگی جا، حرف آشنا
از بس دلم ز معنی بیگانه پر شده است
بلبل کند به غنچه غلط، خانه مرا
[...]
از دوست قالب من دیوانه پرشده است
جسمم ز جان تهی وز جانانه پر شده است
خون دل از غمت همه در چشمم آمده است
مینا تهی ز باده و پیمانه پر شده است
گردد چگونه سبز بکوی تو آشنا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.