آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است
میتواند کرد با او آن چه با من کرده است
عنقریب از گریه نابینا چو دیگر چشمهاست
دیدهای کان سست عهد امروز روشن کرده است
کرده در چشم رقیب بوم سیرت آشیان
شاهباز من عجب جائی نشیمن کرده است
یک جهت تا دیدهام با غیر آن بیدرد را
غیرتم از صد جهت راضی به مردن کرده است
مردهٔ ما راهنوز از اختلاط اوست عار
کان مسیحا دم ز وصلش روح در تن کرده است
وه که شد آلوده دامان آن که در تمکین حسن
خنده بر مستوری صد پاکدامن کرده است
محتشم رخش ترقی بین که آن رعنا سوار
آهوی شیرافکنش را روبه افکن کرده است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عواطف و احساسات خود نسبت به معشوقی میپردازد که باعث رنج و غم او شده است. او با ذکر تصاویری نمادین، از حالتی پردهبرداری میکند که عشق به غیر او، باعث نابودی و درد در دلش شده است. شاعر به تضاد میان پاکدامنی و آلودگی اشاره میکند و شگفتزده است که چگونه عشقی غیرمستقیم میتواند بر پاکدامنی دیگران تأثیر منفی بگذارد. در پایان، شاعر به زیبایی معشوق اشاره میکند و تأثیر آن را بر اطرافیانش بررسی میکند.
هوش مصنوعی: کسی که جشن و سرور دیگران را مانند یک باغ پرگل روشن و شاداب کرده، میتواند با او همان کاری را انجام دهد که با من کرده است.
هوش مصنوعی: به زودی از گریه مانند نابینایی بدون چشم، سرانجام روزی میرسد که این چشمِ زیرکی که به فردای وفا امیدوار است، با عهد سست و بیثبات خود، روشنایی را به ارمغان آورده است.
هوش مصنوعی: دشمن، چهره و شخصیت من را مانند پرندۀ بلندپرواز (شاهباز) در نظر گرفته و سرزمین و منزلتش را در چشمان من تغییر داده و به گونهای عجیب جایگاه خود را ساخته است.
هوش مصنوعی: چند وقتی است که با کسی غیر از محبوب خودم دیدهام و این موضوع باعث شده غیرتم از جهات مختلف به شدت نگران باشد، به طوری که راضی به مرگ شدم.
هوش مصنوعی: عشق ما هنوز به خاطر نزدیکی با او زندگی دارد، چرا که مسیحا (نماد شفا و زندگی) به ارتباط با او روح را در بدن زنده کرده است.
هوش مصنوعی: وای بر آن کس که به دامان او آلوده شده است، کسی که برای رسیدن به زیبایی و خوشی، بر مستوری و پوشش صدها پاکدامن تاثیر گذاشته است.
هوش مصنوعی: محتشم، پیشرفت و ترقی خود را ببین که آن جوان خوشچهره، سوار بر آهو، غم و اندوه را به دور انداخته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تیغ بر کف سرتراشم قصد کشتن کرده است
عاشقان را فوطه زاری به گردن کرده است
قسمتش هرگز نمی گردد سر مویی زیاد
گرچه در دوکان خود از موی خرمن کرده است
آنچه از جرم محبت دوست با من کرده است
کافرم کافر اگر دشمن به دشمن کرده است
تا برای غارت آرام من بستی کمر
هر کجا موریست قصد خرمن من کرده است
خامشان را صحبت اهل سخن گویا کند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.