به دست دیده عنان دل فکار مده
مرا ببین و به چشم خود اختیار مده
ز غیرت ای گل نازک ورق چو دامن پاک
کشیدی از کف بلبل به چنگ خار مده
به رشک دادن من در دو روزه رنجش خود
هزار مست هوس را به بزم بار مده
به غیر کامده زان زلف تابدار به رنج
به غیر شربت شمشیر آبدار مده
غرور سد نگه شد خدای را زین بیش
شراب ناز به آن چشم پر خمار مده
بز جر منصب فرهادیم بده اما
ز حکم خسرویم سر به کوهسار مده
هزار وعدهٔ پر انتظار دادی و رفت
کنون که وعده قتل است انتظار مده
گرفته تیغ تو چون در نیام ناز قرار
نوید قتل به جانهای بیقرار مده
اگر به هیچ نمیارزم از زبون کشیم
به دست چشم سیه مست جان شکار مده
وگر به کار تو میآیم از برای خودم
نگاه دار و به چنگال روزگار مده
غرض اطاعت حکم است محتشم زین نظم
به طول دردسر آن بزرگوار مده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به معشوق خود میگوید که اجازه ندهد دل و فکرش به دست چشم او بیفتد و احساساتش را مدیریت کند. او به زیبایی معشوقش، که شیرین و نازک است، اشاره میکند و از او میخواهد که احساس غیرت را در دلش به وجود نیاورد. شاعر نشان میدهد که میخواهد از رنج و سختیها دور باشد و به دنبال وعدههای توخالی یا رفتارهای ناپسند نیست. همچنین به او میفهماند که تحت تأثیر ناز و غرور او قرار نگرفته و از او درخواست میکند که او را به عدماحترامی نکشاند. در نهایت، شاعر ابراز میکند که تنها به خاطر خود، دست به کاری میزند و میخواهد از درد و مشکلات بزرگ در امان باشد.
هوش مصنوعی: مبادا با نگاهت دل مرا تسخیر کنی و باعث شوی که عشق و علاقهام به تو بیشتر شود؛ فقط مرا ببین و اختیار وابستگی و احساسات قلبیام را به خودت نده.
هوش مصنوعی: ای گل نازک، از غیرت و حساسیت خود دامن پاکت را از چنگ بلبل بکش، اما در عوض به او خاری (عذاب) نده.
هوش مصنوعی: به خاطر غیرت و حسادت من، در دو روز رنج به خاطر ناراحتیام، هزاران آدم مست و پرحرف را به مهمانی و جشن نبر.
هوش مصنوعی: به غیر از کسی که محبوب من است و از زلفهای تابدارش لذت میبرم، به کسی دیگر که در رنج من سهیم نیست، شراب شفاف و گوارا نده.
هوش مصنوعی: غرور مانع میشود که خدا را درک کنیم، دیگر از شراب ناز به آن چشمان خوابآلود نده.
هوش مصنوعی: اگر اجازه میدهی، ما میخواهیم از مقام فرهاد (عاشق معروفی که برای رسیدن به محبوبش، شیرین، تلاش کرد) برخوردار شویم، اما این مقام نباید ما را تحت فرمان خسرو (که در داستانها، شیرین را به فرهاد میسپارد) قرار دهد و ما را مجبور کند به کوهها برگردیم.
هوش مصنوعی: تو هزاران وعدهٔ دلنشین به من دادی و رفتی، حالا که وعدهٔ مرگ و کشتن است، دیگر انتظار نداشته باش.
هوش مصنوعی: تیغ تو مانند شمشیری است که در غلاف قرار دارد و اگر این نوید را به جانهای ناآرام بدهی، نباید آنها را به خاطر کشتن آماده کنی.
هوش مصنوعی: هرچند که شاید از نظر دیگران بیارزش باشم و به چشم آنها کوچک و حقیر باشم، اما به خاطر محبوبی که چشمهای سیاهش مانند شراب مستکننده است، جان و زندگیام را فدای او نکن.
هوش مصنوعی: اگر به تو کمک میکنم، این کار را برای خودم انجام میدهم، بنابراین آن را برای خودت نگهدار و به سختیها و مشقات زندگی واگذار نکن.
هوش مصنوعی: محتشم از این شعر به این موضوع اشاره میکند که هدفش از پیروی از دستورات و احکام این بزرگوار (احتمالاً یک شخصیت مهم یا ولی) چیزی جز اطاعت نیست و در واقع نمیخواهد زحمت و سختیهای این مسیر را بر او تحمیل کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.