شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده
همسایه را دردسر از افغان و فریادم مده
از زاری و افغان من گردد دل او سخت تر
ای گریه بر آبم مران ای آه بر بادم مده
چون میرم و کین منش باقی بود ای بخت بد
جز جانب دوزخ صلا زین محنت آبادم مده
زین سان که آن نامهربان شاد است از ناشادیم
گر مهربانی ای فلک هرگز دل شادم مده
هر دم به داد آیم برت از ذوق بیداد دگر
خواهی به داد من رسی بیداد کن دادم مده
هر دم کنم صد کوه غم در بیستون عشق تو
من سخن جان دیگرم نسبت به فرهادم مده
گفتم به بیدادم مکش در خنده شد کای محتشم
حکمت بر افلاطون مخوان تعلیم بیدادم مده



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دلتنگی و اندوه ناشی از فاصله با معشوقش سخن میگوید. او از شبهای هجران و دردهایش مینالد و از همسایه میخواهد که از نگرانی و غم او آگاه نشود. شاعر میبیند که با وجود درد و رنجش، معشوق بیخبر و شاد است و این موضوع دردش را بیشتر میکند. او در نهایت از فلک میخواهد که شادیای برایش نیاورد و در غم و اندوهش باقی بماند.
هوش مصنوعی: در شبهای دوری، غم و یاد معشوق را از یادم نبر. دردسر برای همسایه نیاور، چرا که از گریه و فریاد من آگاه خواهد شد.
هوش مصنوعی: از شدت زاری و نالهٔ من، دل او سختتر میشود. ای اشک، مرا از آب دور کن و ای آه، مرا بر باد نده.
هوش مصنوعی: وقتی که من میروم و کینهام باقی میماند، ای بخت بد، به جز به سوی جهنم دیگر جایی نمیبرم، از این درد و رنج، مرا به آرامش نرسان.
هوش مصنوعی: ای فلک، اگر آن نامهربان (که به من توجهی ندارد) اینگونه شاد است، من نباید به خاطر بیمهریام شاد باشم. هرگز نگذار دل من به خاطر این وضعیت خوشحال باشد.
هوش مصنوعی: هر لحظه از شدت ناراحتی به تو التماس میکنم و از شوقِ بیداد تو ناله میزنم. اگر باز هم به تو پناه آوردن خواستم، دوباره با من بیرحمی کن و رحم نکن.
هوش مصنوعی: هر لحظه غم و اندوهی به بزرگی صد کوه در دل دارم، به خاطر عشق تو. من دیگر جانم را به صحبت با تو مشغول کردهام، اما ارتباطم را با فرهاد (شخصیتی عاشق و دلسوخته) قطع نکن.
هوش مصنوعی: به کسی که به من ظلم میکند، گفتم که مرا نکش، او در جواب خندید و گفت: ای محتشم، حکمت را به افلاطون نسبت نده، زیرا این تعلیم به من نده.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در دام صیاد ای فلک یا ذوق فریادم مده
یا آن که از فریاد من رحمی به صیادم مده
یا در مکافات خوشی ای بخت ناشادم مکن
ورزان که یک سان میکنی چون خاک بر بادم مده
در رهگذار خویشتن با خاک یک سانم مکن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.