ای پری غم نیست گر مثل منت دیوانه ایست
هر گلی را بلبلی هر شمع را پروانه ایست
مرغ دل گرد لب و خال میگردد بلی
هر کجا مرغیست سرگردان آب و دانه ایست
جان فدای گوشهٔ آن چشم مخمورانه باد
کز قفای هر نگاهش ناز محبوبانه ایست
بادهای کاین هفت خم در خود نیابد ظرف آن
پیش دست ساقی ما در ته پیمانه ایست
درد و غم یک سر به ما پیما که از محنت کشان
شیرخوار مرد خالی کردن خمخانه ایست
خردسالی را گرفتارم که در آداب حسن
یوسف مصری بر او طفل مکتب خانه ایست
دل که میجوید ره بیرون شد از چشم خراب
مضطرب دیوانه سرگشته در ویرانه ایست
داستان محتشم بشنو دم از مجنون مزن
کاین حدیث تازه است و آن کهن افسانه ایست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیبایی میپردازد و تمام طوریهای عاشقانه را از زبانی شاعرانه بیان میکند. او غم و درد عاشقانه را در کنار زیباییهای عشق میبیند و به توصیف وضعیت پر از شوق و دلتنگی خود میپردازد. او میگوید که عشق و زیبایی در هر جایی وجود دارند و در عین حال دلخوشیها و غمها نیز در زندگی عاشقان رنگین شدهاند. شاعر از مضطرب بودن و سرگشتگی خود در راه عشق سخن میگوید و به داستان عاشقانگی خود اشاره میکند که نه داستانی قدیمی، بلکه تجربهای تازه و زنده است.
هوش مصنوعی: ای پری، نگران نباش اگر کسانی چون تو، دیوانهوار عاشق هستند. هر گلی عاشق یک بلبل (عاشق) دارد و هر شمعی نیز پروانهای (عاشق) را به سوی خود میکشاند.
هوش مصنوعی: دل انسان مانند پرندهای است که در اطراف لب و خال محبوب میچرخد و هر جا که پرندهای سرگردان وجود داشته باشد، آب و دانهای برای او هم هست. در واقع، عشق و زیبایی محبوب باعث جذابیت و شگفتی دل میشود.
هوش مصنوعی: عاشق گوشهٔ چشمی هستم که حالت مستی دارد، زیرا هر نگاهی که از آن محبوب میافتد، به ناز و فریبندگی او مربوط میشود.
هوش مصنوعی: این بادهای که در هفت ظرف (خم) جا نمیگیرد، در پایان پیمانهای که در دست ساقی است گنجانده شده است.
هوش مصنوعی: درد و غم کامل و همهجانبه را به ما برسان که رنجکشی که به شیرخوارگی میافتد، در واقع دلیلی بر خالی کردن خمخانه (محل شرابفروشی) است.
هوش مصنوعی: من به دردی گرفتار شدهام که مانند یک کودک کوچک، در آداب و زیباییهای یوسف، زیبایی و لطافت دارم، اما از لحاظ آموزشی و علم، در حد یک بچهٔ مکتبخانهای هستم.
هوش مصنوعی: دل که به دنبال راهی برای بیرون رفتن است، از چشمی خراب و مضطرب خارج شده و مانند یک دیوانه در ویرانهای سرگردان است.
هوش مصنوعی: داستان محتشم را بشنو و دربارهٔ مجنون صحبت نکن، زیرا این داستان جدیدی است در حالی که داستان مجنون یک افسانهٔ قدیمی و کهنه است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر کجا صاحبدلی آزاده و فرزانه ایست
در هوای زلف چون زنجیر او دیوانه ایست
تا نپنداری که آن خال است بر رخسار او
از سویدای دلم بر خرمن مه دانه ایست
آبحیوان پیش لعلش خاکساری بیش نیست
[...]
حیرت دمیدهام گل داغم بهانهایست
طاووس جلوهزار تو آیینه خانهایست
غفلت نوای حسرت دیدار نیستم
در پردهٔ چکیدن اشکم ترانهایست
درد سر تکلف مشاطه بر طرف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.