در ظل همائی که بر او میل جهانی است
مرغان اولیالاجنحه را خوش طیرا نیست
در حسرت آن طایر بیبال و پر ما
خوش دل شکن آهنگی و دل گاه فغانیست
پر گرم مران ای بت سر کش که به راهت
در هر قدم افتاده ز پا سوخته جا نیست
برتاب عنان خود ازین راه که رد پی
دیوانهٔ بی دهشت گیرنده عنانیست
مستغرق وصل است کسی از تو که او را
از وصل و فراق تو نه سود و نه زیانیست
تمییز من و غیر حوالت به نظر کن
کاندر رخ هر عاشقی از عشق نشانیست
گو قهر به اغیار مکن بهر دل ما
آن شوخ که در هر غضبش لطف نهانیست
آهسته خدنگی زد و از سینه گذر کرد
جنبش این تیر چه پرزور کمانیست
طرز سخن محتشم از غیر مجوئید
کاین لهجه خاصی است که مخصوص زمانی است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات و عواطف عاشقانه خود میپردازد و از عشق و فراق سخن میگوید. او حسرت پرواز طأیف بیبال و پرش را دارد و به زیبایی معشوق و ستمگری او اشاره میکند. در عین حال، شاعر از معشوق میخواهد که بیجهت قهر نکند، زیرا در دل او همواره لطفی نهفته است. او تأکید میکند که عاشق، پیوندی عمیق و خاص با معشوق دارد که فراتر از هر سود و زیانی است. در پایان، شاعر از شنوندگان میخواهد که مشخصههای خاص شعر او را در نظر داشته باشند و به دنبال تقلید از دیگران نباشند.
هوش مصنوعی: در سایهٔ آن مقام والایی که همهٔ دنیا به سوی آن تمایل دارد، پرندگان با بالهای نیکو نتوانند پرواز کنند.
هوش مصنوعی: ما آرزوی پرندهای را داریم که نه بال و پر دارد، ولی دلخوشکننده است و گاهی دل ما را به فغان میآورد.
هوش مصنوعی: ای معشوق سرکش! مرا از خود میران، چون در پی تو هر گام که برمیدارم، پای من سوخته و آسیبدیده است و دیگر جایی برای ادامهٔ راه نمانده است.
هوش مصنوعی: بیا از این راه دور شو و عنان اسب خود را به سمت دیگری ببر، زیرا به دنبال کسی که دیوانهوار در این مسیر حرکت میکند، نمیتوان به نتیجهای دست یافت و او از زمان و مکان بیخبر است.
هوش مصنوعی: کسی که در وصل تو غرق شده، دیگر از وصل و جدایی تو چیزی نمیفهمد، زیرا برای او نه نفعی دارد و نه ضرری.
هوش مصنوعی: به وضوح بنگر که من و دیگران چقدر تفاوت داریم؛ زیرا در چهرهٔ هر عاشق نشانهای از عشق وجود دارد که آنها را به هم شفاف میکند.
هوش مصنوعی: بگو که برای دل ما از محبوب خود قهر نکن، زیرا آن شوخ (محبوب) در هر روزی که خشمگین است، محبت پنهانی دارد.
هوش مصنوعی: تیر آهستهای از کمان رها شد و به راحتی از سینه عبور کرد؛ این تیر به قدری قوی است که نشانهای است از قدرت کمان.
هوش مصنوعی: محتشم کاشانی را در شیوه سخنوریاش تقلید نکنید، چون این سبک و لحن خاصی است که فقط به آن زمان تعلق دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن را که ز عشق تو بلا نیست بلا نیست
آن را که ز هجر تو فنا نیست فنا نیست
سه بوسه همی خواهم منعم مکن ای دوست
تو صوفیی و منع به نزد تو روا نیست
از مرگ حذر کردن دو وقت روا نیست
روزی که قضا باشد و روزی که قضا نیست
در گلشن ایام نسیمی ز وفا نیست
در دیده افلاک نشانی ز حیا نیست
بر خوانچه این سبز فلک خود همه قرصی است
و آن هم ز پی گرسنه چشمان چو ما نیست
آسایش و سیمرغ دو نام است که معنیش
[...]
در گلشن ایام نسیمی ز وفا نیست
در دیده افلاک نشانی ز حیا نیست
بر خوانچه مینای فلک خود همه قرص است
و آن هم زپی گرسنه چشمان چوما نیست
پنهای فلک حبر ندارد که به تحقیق
[...]
موجود حقیقی بجز از ذات خدا نیست
مائیم صفات و صفت از ذات جدانیست
هر جا که تو انگشت نهی آیت حق است
زان نیست معین که کجا هست و کجا نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.