گنجور

 
مجذوب تبریزی

چه غم دارم غم دلدار دارم؟

چه کم دارم غم بسیار دارم؟

ندانستم دلم را چون ربودند

زیان از گرمی بازار دارم

دلم جمع است با زلف پریشان

مسلمانم ولی زنّار دارم

ز بس در کوچه‌ها بیهوده گشتم

خجالت از در و دیوار دارم

رقیب از خاطرم نگذشته هرگز

شکایت‌گونه‌ای از یار دارم

سلیمان خاتمی افکنده از دست

در این بیغوله هم من کار دارم

ز خصم کج‌زبان اندیشه‌ام نیست

زبان خوش برای مار دارم

سراپا عیبم و نیکم شناسند

کریمی چون خدا ستار دارم

از آنم چشم بر مال کسی نیست

که من هم چشم گوهربار دارم

دل از کف داده‌ای مجذوب و مستم

به غیر از عاشقی صد کار دارم

 
 
نسکبان اندروید
عمادی شهریاری

نگارا روی چون دینار دارم

که بی دینار با تو کار دارم

تو خورشیدی و خورشید جوانی

ز عشقت بر سر دیوار دارم

همی‌پرسی که سرمایه چه داری

[...]

عطار

دلی پر گوهر اسرار دارم

ولیکن بر زبان مسمار دارم

چو یک همدم نمی‌دارم در آفاق

سزد گر روی در دیوار دارم

چو هیچ آزادهٔ داننده دل نیست

[...]

مشاهدهٔ ۱۰ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
شیخ محمود شبستری

سخن در سینه زین بسیار دارم

نمی‌گویم که عمری کار دارم

جهان ملک خاتون

دلا من آرزوی یار دارم

هوای کوی آن دلدار دارم

بتم گرچه ره دیدار دربست

هنوز اندیشهٔ دیدار دارم

اگرچه چشم بختم ماند در خواب

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از جهان ملک خاتون
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه