آنچه یک چند آب حیوان کرد
لب لعلت هزار چندان کرد
چون بدید آفتاب رنگ لبت
لعل را زیر سنگ پنهان کرد
ابر از رشک در دندانت
گوهر خویش را پریشان کرد
تو بت آزری و نقش رخت
آتش سینه را گلستان کرد
تا نروید گلی چو تو در باغ
از دم سرد من زمستان کرد
چشم بن دور از چنان رویی
که از او چشم دور نتوان کرد
عاشقان را نهاد چشم تو بند
وانگه اندر چه زنخدان کرد
دل در آویخت جعد تو به رسن
وانگه از غمزه تیر باران کرد
هیچ روزی نگشت سایه که غم
نه سرم راچوسایه گردان کرد
گشت ویران زگریه خانه چشم
غم چنین چند خانه ویران کرد
دید خسرو خطت چوبالب گفت
که خضرمیل آب حیوان کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و魅力 محبوبش میپردازد و از تأثیر آن بر دل و جان عشق میگوید. او با اشاره به لبی که مانند لعل زیبایی دارد و آفتابی که رنگ آن را میبیند، از عشق و حسرت خود سخن میگوید. همچنین، از نیروی چشم محبوبش و چگونگی دلبستگی عاشقانه به او به تصویر میکشد و بیان میکند که چگونه غم و اندوه به زندگیاش سایه افکنده و درونش را ویران کرده است. در نهایت، شاعر از خسرو و زیبایی محبوبش یاد میکند که تا چه حد میتواند زندگی را برای عاشقش تحت تأثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی: آنچه مدتی آب حیات برای تو انجام داد، لب لعل تو هزاران بار ارزش بیشتری دارد.
هوش مصنوعی: زمانی که آفتاب رنگ زیبای لبهای تو را دید، آن را مانند یک لعل قیمتی زیر سنگ پنهان کرد.
هوش مصنوعی: ابر به خاطر حسادت به دندانهای تو، جواهرات خود را نامنظم و پراکنده کرد.
هوش مصنوعی: تو معبودی از سرزمین آذر که وجودت آتش درونم را به باغی خنک و زیبا تبدیل کرده است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که گلی مثل تو در باغ شکوفا نشود، سردی و سختی زمستان از وجود من به وجود میآید.
هوش مصنوعی: به دور از آن چهره زیبا، نمیتوان از نگاه کردن به آن صرفنظر کرد.
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر جذابیت چشمان تو در دام عشق گرفتار میشوند و بعد از آن، تو با لبخند و زیباییات دلها را میربایی.
هوش مصنوعی: دل من تحت تأثیر زیبایی و جذابیت تو قرار گرفت و سپس با نگاه پر از ناز و فریب تو مانند تیرهایی به قلبم اصابت کرد.
هوش مصنوعی: هیچ روزی نبود که غم به سرم سایه نیفکند و مرا تحت فشار قرار ندهد.
هوش مصنوعی: چشم من به خاطر اشک و اندوهش خانههای زیادی را ویران کرده و به همان اندازه که خودم خراب شدم، دیگران را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: خسرو با دیدن خط زیبایت، به چوبی که به خط تو نقش بسته است، گفت که خضر، نگهبان آب حیات، به آن آب میشود و زندگی میبخشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای بزرگی که رای صایب تو
کارهای عمل به سامان کرد
کار کرد هنر کفایت تو
بر کفاة زمانه تاوان کرد
هر چه تاریک دید روشن ساخت
[...]
ای عمیدی که باز غزنین را
سیرت و صورتت چو بستان کرد
باز عکس جمال گلفامت
حجرهٔ دیده را گلستان کرد
باز نطق زبان در بارت
[...]
به خدایی که کوه و دریا را
خازن در و لعل رخشان کرد
که من از درد فرقت لب تو
آن کشید م که شرح نتوان کرد
به خدایی که ید قدرت او
گردش چرخ را به فرمان کرد
که چنانم ز آرزومندی
که به صد نامه شرح نتوان کرد
خویشتن رفت و روی پنهان کرد
با چنان حربه حرب نتوان کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.