با رخت شب چراغ نتوان کرد
بی رخت سینه داغ نتوان کرد
پیش تو آفتاب نتوان جست
روز روشن چراغ نتوان کرد
از دو زلفت کمان شده ست تنم
خود کمان از دو زاغ نتوان کرد
باز کن لب که از چنان تنگی
میل سوی فراغ نتوان کرد
گر ز باغ رخت بری بخورم
نظری هم به باغ نتوان کرد
خشم در سر کنی به هر سخنی
با تو زین بیش لاغ نتوان کرد
بوی،خسرو،همی کشی به دماغ
بیش ازاین هم دماغ نتوان کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات عمیق و شدید خود نسبت به معشوق میپردازد. او بیان میکند که بدون حضور معشوق، حتی قدرتی برای برقراری ارتباط یا روشنی در زندگی ندارد و آفتاب نیز در برابر او رنگی ندارد. زلفهای معشوق همچون کمان، تن او را به تنگنای عاطفی دچار کرده و بر این اساس، نگاه و لبخند او میتواند به او آرامش دهد. شاعر همچنین احساس میکند که در مواجهه با خشم معشوق، توانایی تحمل ندارد و به نوعی در بند عشق او گرفتار است. به طور کلی، این غزل تجلی عشق عمیق و پرشور شاعر است که او را در حالت اضطراب و تنگی قرار داده است.
هوش مصنوعی: بدون وجود تو، شب را نمیتوان روشن کرد و بدون تو، قلبی که پر از عشق است، نمیتواند آرام بگیرد.
هوش مصنوعی: در حضور تو، نور خورشید هم نمیتواند به خوبی درخشش داشته باشد و در روشنایی روز نمیتوان چراغی روشن کرد.
هوش مصنوعی: از دو زلف تو، بدنم به حالت کمان درآمده است و نمیتوان با دو زاغ (موهای تیره) این کمان را درست کرد.
هوش مصنوعی: سخن خود را باز کن و آزادانه صحبت کن، زیرا در چنین فشار و تنگی، هیچ راهی برای رسیدن به آرامش و راحتی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر زیبایی تو از باغ بیرون بروم، دیگر نمیتوانم حتی به باغ نگاه کنم.
هوش مصنوعی: اگر خشم و عصبانیت را به هر دلیلی در خود نگهداری، دیگر نمیتوان از تو انتظار رفتار منطقی و آرام داشت.
هوش مصنوعی: بوی خوش خسرو را استشمام میکنی، دیگر نمیتوان انتظار خوشبویی بیشتری داشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.