امین کیخا در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:
مدرسه هم از فارسی درست شده به این ترتیب که برای درس یکم مثلا می گفته اند اندرز یکم در گویش و گردانش به عربی الف و نون را بجای الف و لام گرفته اند سپس مابقی انرا برداشته اند و درز یا درس شده است و مدرسه و تدریس درست شده است
امین کیخا در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:
نصرت الله عزیزم مهراب چنانچه فرمودید فارسی است بیافزایم که مسجد هم فارسی است و مزگت بوده است در پهلوی و امروز مانده ان در کردی هست و به مسجد مزگوت می گویند
امین کیخا در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴:
کمین هرچند ریخت فارسی دارد اما فارسی ان نخیز است شعری از عسجدی
یکی اژدهای دمنده چو بادی
یکی از نخیزش گزنده چو ماری
که نخیز یعنی کمین و مکمن
مینا در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
سنایی شوریده غزنه ای اییتکه درقصایدش به مضامین اخلاقی روی آورده و در غزلهایش به مضمون های عاشقانه و عارفانه و حتی الهام .بیت اول اهدنا الصراط المستقیمیست به زبان وی
امین کیخا در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۰ - حکایت کرکس با زغن:
فغ هم که شاهزاده چینی است و نیز بت و فغواره یعنی ساکت و ان بخاطر این است که بتان سخن نمی گویند
امیر در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ رشحه » شمارهٔ ۲۰ - غزل:
سلام،به نظرمن بیت آخرازلحاظ وزن مشکل دارد
امین کیخا در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۰ - حکایت کرکس با زغن:
شکرستان پارسی برای غورباغه و قورباغه لغت های دیگری هم دارد غوک را همه میدانند ولی ابو لفتح بستی شعری دارد که از نخستین شاعران پارسی گو است و ان این است
هر چند که درویش پسر فغ زاید
در چشم توانگران همه چغز اید
یعنی بینوا اگر کودکی شاهوار بیاورد هم در چشم توانگران ان چون غوکی می نماید
و اینجا چغز یعنی غوک
امین کیخا در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۰۸:
البته قصد داشتم بگویم که مولانا اندیشه ای فراگیر و رویه ای انسان دوستانه و نگاهی خدابین داشته است ، درود به شما
محمد از سمنان در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۳۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
سلام:
وقتی این غزل و میخونم انقدر تو رویاهام غرق میشم
محمد در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
با خوندن این غزل به یاد تمام خاطرات خوبم می افتم.
شهریارا روحت شاد و یادت گرامی باد
فاطمه در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:
وزن شعر: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
هزج مثمن سالم
---
پاسخ: با تشکر از تذکر سرکار، وزن تصحیح شد.
سلمان نایین در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:
سلام بسیار زیبا بود
سلمان نایین در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۵۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:
بسیار قسنگ بود
سمیه در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:
بابا افضل مرقی است
عبدالوحید سلیم در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۰:
فکر میکنم این مصراع: (گریه هم بیتو برای سوخته خرمن تیغ است) باید چنین باشد: (گریه هم بیتو به این سوخته خرمن تیغ است).
ارسلان در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:
به شیر بود: همراه با شیر بود. مگر: حتماً، لابد. پیر بود: پیر شد. در چاپ فروغی که همآوازی شوشتری نیز به مانند آن خوانده شده «پیر گشت» آمده است. تغیر: تغییر. معنای بیت: حتماً شور عشق را همراه با شیر به سعدی نوشاندهاند که اکنون که پیر شده است نیز هیچ تغییری در او پدید نیامده و همچنان عاشق است. (برای سعدی عشق چیزی است که با شیر اندرون شده و با جان به در رود).
امین کیخا در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۷۱ - ذکر حسین منصور حلاج قدس الله روحه العزیز:
حمید جان سپاسدارم از اینکه با نازک بینی می خوانید درباره ان سه بزرگوار که نام بردید فروغ ، إخوان و شاملو هر سه را دوست دارم اما مهدی اخوان ثالث با دو سبک سرایش ناهمانند در پیوسته نویسی( نظم) و رسته نویسی ( نثر) همه انچه دوست دارم گفته شود گفته است از دو بزرگوار دیگر بیشتر دوستش دارم او گاهی که نثر می نویسد گویی دیگریست و شعر ها تراشی دارند که ویژه خود اوست او در میان بوستان پارسی گویان به زادسروی می ماند که سر به بلندای اسمان می ساید . درود به تو حمید جان بنویس همه را می خوانم ، درباره بر های بر دارند و بردارد حافظ می پذیرم درست می فرمایید در باره فردوسی هم با همین دلیل گفته تان درست تر می نماید ، خرم و پدرام باشی
محمد سروریان در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:
به نظر می رسد با توجه به مصرع دوم همان "بحر" درست باشد
در بحر بی کرانه جان می سپارند و نه در راه بی کناره
و در باقی مضامین حضرت حافظ، " عشق" به " دریا" مانند شده و نه راه .
و راه بی چاره هم راه بی پایان است نه راه بی کناره.
و البته بعید به نظر نمی رسد که حافض واژه ی "کناره" را برای " بحر به کار برده باشد برای بهتر شدن ردیف بیت و همین باعث ایجاد نسخ مختلف شده است.
پس:
بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست.
{ پی نوشت : تقطیع کلمات در نوشتن توسط فرهنگستان در بسیاری موارد کار اشتباهی بوده است. توضیح بیشتر نمی دهم}
احمد در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
آقا هم این شعر حافظ خیلی قشنگ بود هم این دیالوگ فامیل دور. آقا این گفتگو مال کدوم قسمت کلاه قرمزیه. منو دیوونه کرد
امین کیخا در ۱۳ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴: