مبارکتر شب و خرمترین روز
به استقبالم آمد بخت پیروز
دهلزن گو دو نوبت زن بشارت
که دوشم قدر بود، امروز نوروز
مه است این؟ یا ملک؟ یا آدمیزاد؟
پری؟ یا آفتابِ عالمافروز؟
ندانستی که ضدان در کمینند
نکو کردی علیرغم بدآموز
مرا با دوست ای دشمن وصال است
تو را گر دل نخواهد؛ دیده بردوز
شبان دانم که از درد جدایی
نیاسودم ز فریادِ جهانسوز
گر آن شبهای با وحشت نمیبود
نمیدانست سعدی قدر این روز


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: سعدی در این غزل به شادی و خوشیای که در روز نوروز ایجاد میشود، اشاره دارد و بخت پیروز را به عنوان علت این خوشی معرفی میکند. او از حالاتی که در شب جدایی تجربه کرده و درد آن را توصیف میکند، میگوید و بر این نکته تأکید میکند که وجود دوستان و وصال با آنها میتواند بر درد جدایی غلبه کند. شاعر با اشاره به دشمنانی که در کمینند، نشان میدهد که برخلاف تهدید آنها، دوستی و ارتباطات مثبت اهمیت بیشتری دارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که ناامیدی و اضطراب ناچیز را در مقابل خوشی و شادی واقعی غلبه داده است.
هوش مصنوعی: شبی خوشیمن و روزی شاداب به استقبال من آمد بختی که پیروز است.
هوش مصنوعی: دهلزن را بگو دو بار به نشانه شادی و خوشحالی بزند، زیرا دیشب شب قدر بود و امروز روز نوروز است.
هوش مصنوعی: این موجود که در برابر ماست، ممکن است یک ماه باشد، یا فرشتهای، یا انسانی که مانند یک روح درخشان به نظر میرسد، یا شاید هم خورشید تابان عالم باشد.
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که دشمنان در سایه کمین کردهاند و تو به خوبی عمل کردی، با وجود اینکه این کار میتواند درسهای بدی به همراه داشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر تو با من نیکی نمیکنی و دشمنی، بدان که من با دوستم ارتباط دارم. اگر دل تو نمیخواهد که به من نزدیک شوی، میتوانی چشمانت را ببندی و مرا نبینی.
AI: من میدانم که هنوز نتوانستهام از درد جدایی آرام بگیرم و صدای آتشین جهان مرا رنج میدهد. (تصحیح AI: چه شبهایی به یاد دارم که نتوانستم از درد جانسوز جدایی آرام بگیرم.)
هوش مصنوعی: اگر آن شبهای ترسناک و وحشتانگیز نبود، سعدی هرگز ارزش و اهمیت این روز را نمیدانست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
همین شعر » بیت ۱
مبارکتر شب و خرمترین روز
به استقبالم آمد بخت پیروز
به استقبالت آمد بخت پیروز
شب قدر تو خواهد گشت نوروز
چو بر رزم دلیران تنگ شد روز
یکی غُرم دونده شد یکی یوز
بوره بلبل بنالیم از سر سوز
بوره آه سحر از مو بیاموز
تو از بهر گلی ده روز نالی
مو از بهر دلآرامم شو و روز
درونم را به نورِ خود برافروز
زبانم را ثنای خود درآموز
جوانی را دلی پر خون جگرسوز
مگر بر دار میکردند آن روز
اگر یئی دیر قارینداش یوخسا یاوز
اوزون یولدا سنه بو در قلاوز
چوبانی برک دوت قوردلار اوکوشدور
اشیت بندن قراگوزیم قراگوز
اگر ططسن اگر رومین وگر ترک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.