گنجور

حاشیه‌ها

گرشا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۷ در پاسخ به علی قرائتی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:

من فکر می‌کنم شما هم کمی بیشتر با خیام آشنایی پیدا کنید اگر فکر می‌کنید این شعر از این مفهوم اولیه زیبایی که منتقل می‌کنه چیزی فراتر داره و باتوجه به اینکه مطالعه عرفانی بالایی هم دارید پس تفسیری قابل پذیرش از این رباعی ارائه دهید

Mahmood Shams در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۳:

با سلام و سپاس بیکران بیت دوم فکر می کنم آشنا بود و وفادار درسته و باید اضافه بشه بین آشنا و وفادار برای وزن شعر

حبیب شاکر در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۱۸ در پاسخ به ناپیدا دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹:

سلام تقدیم به نگاه گرمتان 🌷🌷🌷🌷

وجود سبزتان را دوست دارم 

که از باغ و بهاران ارث برده 

ندارد میل بستان دیدگانی 

که از باغ دو چشمت سیب خورده 

بر آرد در میان سروران سر 

کسی کو گوش جان بر تو سپرده

 

جواد نص رتی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

ی‌ک بیت کم نوشته شده

نظری خواست که بیند به جهان جلوه خویش

خیمه در مزرعه آب و گل آدم زد.

بیت زیباست، چرا حذف شده نمیدونم.

جواد نص رتی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸ - انتظار فرج:

یک بیت رو کم کردید.

گر اشک توبه ام به دوات ملک نریخت

بگذار پای من بنویسند گناه تو

این بیت زیباست، چر حذف کردید رو نمیدونم.

آشفته آنم در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

هنوز هم بنده در عجب هستم که چرا بعضی ها عشق حافظ را زمینی می پندارند!!
واقعا اگر همین غزل را انسان بخواند و در معنی عرفانی و صوفیانش تعقل کند خواهد فهمید که اصلا نسبت دادن حضرت حافظ به عشق زمینی یک چیز مضحک و مسخرست 
چه قدر حافظ شکسته نفسی های فاخری می کند و خودش را هیچ جلوه می دهد

زیرِ شمشیرِ غمش رقص‌کُنان باید رفت   کان که شد کشتهٔ او نیک سرانجام افتاد
 چقدر انسان می تواند مخلص و خالص باشد و درونش هیچ چیزی نباشد جز عشق و شیفتگی ؟
فقط در ایران گمان کنم همچین گوهر های سنگین و گرانبهایی پیدا شود
از حافظ چشم برداری سعدی هست از سعدی چشم برداری مولوی هست  باز هم ناشکری کنی سنایی هست از او برداری صاحب سخن عطار است و..................... (بنده قصد مثال داشتم فقط)
1-خواهش می کنم از این گوهر های فاخر به خوبی نگهداری شود و به فرزندان و کودکان و نوجوانان آموزش داده شود
2- خواهشا همچین افراد بلند پایه را با عشق زمینی مقایسه نکنید  و حداقل کاری که ما می توانیم در این عصر کنیم برای همچین افرادی یک مطالعه ی آثارشان است و دوم درست فهمیدم منظور شاعر است
این غزل اگر بهترین غزل حافظ نباشد قطعا یکی از 5 غزل برتر حافظ است

حبیب شاکر در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۴:

سلام بر همراهان یکدل 

گرچه غم و درد من ز حد بیرون است 

وز عیش و طرب چهره تو گلگون است 

بر هر دو ثباتی نبود زیرا چرخ 

گاهی چو رفیق و گاه خصمی دون است 

سپاس از همراهان عزیز

محسن جهان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱:

تفسیر ابیات ۷ الی ۹ فوق:

چه زیبا و بدون تکلف "سعدی عزیز" بیان می‌کند:

ای دوست و برادر به این دنیای خاکی دلبسته نشو، بلکه بایست فقط به آن قدرت مطلق جهان آفرین عشق ورزید.

هیچگاه تکیه گاه و پناه خود را این جهان پست قرار مده، که بسیاری مانند تو را در خود پروراند و به کام مرگ کشاند.

و زمانیکه روح و جان انسان آهنگ سفر به دنیای باقی کند، هیچ فرقی ندارد که بر تخت پادشاهی تکیه زده باشی و یا‌ زاغه نشین و بینوا بوده باشی.

رها آزادی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش ۳۰ - حکایت آن نوخاسته تن به جامه آراسته که جامه هایش نغز و سخن هایش بی مغز بود:

بیا مطربا برکش آهنگ را ره صلح کن نوبت جنگ را

لطف میکنید این بیت رو معنی کنید⁦🙏🏻⁩

ناپیدا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۵ در پاسخ به قهوه سرد دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۴۳:

درود عزیز

بیت آیینه جز اندیشه دیدار چه دارد ... خود را به آیینه تشبیه کرده ، 

مصراع اول بیت داده ست به باد تپشم حسرت دیدار ... ، اگر مرتب کنیم واژگان را : تپشم حسرت دیدار را به باد داده است ، به نظرم باید مصراع اول کنایه داشته باشد یعنی کنایه از شوق و ذوق و منتظر بودن و انتظار و ... 

ولی مصراع دوم در حد توان بنده نیست و من نیز خوشحال میشوم دوستی توضیحی دهد 

ناپیدا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۱۸ در پاسخ به احمد ابو دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۰:

درود عزیز

پاره در این جا یک تکه نان است 

ولی از نظر من اینجا آرایه استعاره یا مجاز میتواند وجود داشته باشد ... ؟!

یعنی منظور از نان پاره یا همان تکه نان ، شاید مهر و محبت یا روزی باشد

یا چیزی در کل غیر از معنی واژه ؛

چون ترس از اشتباه گفتن دارم فقط نظرم را میگویم تا بزرگان تصحیح کنند !

از نظرم این شعر عرفانی است و در رابطه با خدا سروده شده است ... 

همین بیت اول هم ، میگوید : 

اگر روزی را از من بستانی ، یا اگر خوشی ها یا مراد دلم را از من بگیری ، در عشق تو از راه نخواهیم رفت ... دور نخواهیم شد 

ناپیدا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۱۱ در پاسخ به حبیب شاکر دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹:

دیدن کسانی که هنوز به ادبیات علاقه دارند بسی مایه شادمانی ست و از آن بهتر اینکه اشعاری هم می‌سرایند ... وجود دوستی که شعر بسراید را مقدور نبود که الان یافتم هرچند ``ناپیدا``هستم و شما هم از دیدگان پنهان ولی اعشارتان درست روبه روی من است !

 

گنجور برایم آشیانه ای دنج است که اگر در آن دوستانه باشند که با آنها بتوان معاشرت کرد و آموخت خرسند میگردم ... بسیاری از اشعار هست که خالی از درج حتی یک حاشیه هست و فکر کنم کسی حتی سری هم به آنها نزده ... 

اگر دوستان دیگر نیز موافقت کنند ، شما و من و عزیزان دیگر، به این اشعار سری زده و حاشیه ای بنگاریم ... البته پیشنهاد این را دادم چون به شخصه برای خود من فهم برخی شأن واقعا سخت است ... 

احمد ابو در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۰:

سلام عزیزان.میشه لطفا بیت اول و مصرع اول رو واسم توضیح بدید؟

عرشیا غلامی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۷۰ - این هم نماند:

سلام و عرض ادب این شعر باید ترجیع بند باشد نه قطعه و قرار گرفتنش در بخش قطعات ملک الشعرا نادرست است.

حبیب شاکر در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۳:

سلام بر یاران 

کم تا نشود طمع نیاید شادی 

شادی دهدت ز رنج و غم آزادی 

آزاد زغم نباشی اندر بندی 

در بند کجا و طمع آبادی؟!

سپاس از همراهان

محمد کیال در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۵:

گر ذره‌ای دارد نمک، گبرم اگر آن بشکنم

محمد کیال در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۵:

عرض ادب و احترام؛

در بیت هفتم «من نشکنم جز جور را یا ظالم بدغور را

گر ذره‌ای دارد نمک گیرم اگر آن بشکنم»

در ده جلدی استاد فروزانفر به جای گیرم، «گبرم» آمده است.

پریسا رفائی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ نیر تبریزی » آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی) » بخش ۴۱ - در ختم کتاب:

سلام و ارادت
به نظرم در بیت هفتم «مرغ نحول» در اصل «مور نحول» باشد. چون مورچه است که پای ملخ ا برای سلیمان می برد.
چون به دیوان نیر دسترسی ندارم از صاحبنظران خواهشمندم که نظر بدهند

مرتضی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:

نُخُستینِ فِطرَت پَسینِ شُمار ...

درود بر اساتید و بزرگواران.

در توضیح این بیت به دست دکتر محمد جعفر یاحقی چنین آمده است (نقل به مضمون) 

 

نخستینت(سکون بر نون دوم) : فکرت، پسینت‌‌‌‌‌: شمار 

تو مر خویشتن را به بازی مدار

 

از نخست خرد و شعور و قوه ی تمیزدهی به انسان داده شده است و بدین سان در آخر می بایست در روز شمار یا حساب حاضر گردد و پاسخگوی اعمالش باشد. و تو این خلقت خویش را سبک منگر. 

 

این نگاه بخصوص با بیت بخش قبلی دارای قرابت معنایی است، آنجا که حکیم درباره ی حیوانات می فرماید:

 

نداند بد و نیک فرجام کار

نخواهد ازو بندگی کردگار

 

از این رو از ‌آنجا که پروردگار در ابتدا خرد را به انسان عطا نموده در روز حساب در آخر از او بازخواست خواهد نمود.

 

البته تایید صحت این تفسیر به باور حقیر در گروی رد یا تایید اعتبار کلمه ی شمار به مانای روز حساب در کلام فردوسی است.

 

با مهر. 

محسن جهان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۵ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:

تفسیر بیت ۵:

جناب عطار در وصف ذات اقدس الهی می‌فرماید: 

به جز عشق به پروردگار عالم‌، هر آنچه که در دو جهان فانی و باقی می‌توان تصور کرد مانند بازی و خیالی است که در پرده ذهن پنداشته می‌شود.

۱
…
۱۵۱۶
۱۵۱۷
۱۵۱۸
۱۵۱۹
۱۵۲۰
…
۵۸۵۵