فاطمه زندی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
وزن:فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات (بحر رمل مثمّن مقصور)
١- کنایه :به چشم در آمدن(جلوه کردن). صورت بستن:(نقش وبه تصوّر در آمدن) /
آرایه ی تکرار :چشم/ایهام تناسب:بین((صورت)) در((صورت نبندد)) به معنای ((به تصوّر
در نیاید)) با((چشم)) /حاجب:مثل (واژه ای که پیش از قافیه به یک معنی تکرار شده است.)
معنی:هیچ کس در برابر دیدگان ظاهر نمی شود که برایم ارزشی داشته باشد و بگویم او
مثل یار من است، زیرا اصولاً نظیر و مانند دوست به تصور عاشقان در نمی آید.
٢-مستوری:تقوا و پاکدامنی، نجابت و پارسایی/خرابات: -> ٢٨/١
جناس زاید و تضادّ معنوی :مست، مستور/جناس لاحق :رو، جو(در آبرو و آب جو) /
کنایه :آب جو(چیز بی ارزش).
معنی :هر کس با مستان همنشین گردد، باید از پارسایی دست بشوید، زیرا آبرومندی و
خوشنامی در نظر اهل میکده همان قدر می ارزد که آب جوی.
٣-خداوندان معنی:صاحبان حقیقت ومعرفت/غلتاندن:تغییر دادن، دگرگون ساختن/سماع:
نغمه و آواز -> ٧١/٣.
کنایه :خداوندان معنی(عارفان) /مجاز:مغز به علاقه ی اَلیّت(خرد بصیرت) /کنایه :بیرون
آمدن از پوست(از خود بیرون آمدن وترک تعلّقات کردن) /تناسب :مغز، پوست /تشبیه
مرکّب:مصراع اول مشبّه، مصراع دوم مشبّهٌ به.
معنی :سماع صوفیانه فقط اهل معنی را به حرکت و جنبش وا می دارد و آنان را دگرگون می کند، همان طور که باید در زیر پوست مغزی وجود داشته باشد تا بتوان آن را از پوست بیرون آورد، به عبارتی دیگر، ذوق لازم است تا حال ایجاد شود.
٤-کنایه:تاج بر سر نهادن(بزرگ و با قدر گردانیدن) /تبر بر سر نهادن:(خوار و ذلیل کردن، رنج و مشقّت دادن) /تضادّ معنوی:تاج، تبر.
معنی :من بنده و تسلیم تو هستم، خواهی تاج بر سرم نه، خواهی با تبر سرم را بر گیر.
هر چه معشوق بپسندد، برای عاشقان همان نیکوست.
٥-باری:به هر حال،خلاصه /فرهاد:-> ٥٥/٢.
استعاره ی مکنیّه :عقل (به قرینه ی خسروی کردن) /تشبیه :وجود به ملک(اضافه تشبیهی) /ایهام
تناسب :بین((شیرین)) در معنای غیر منظورش، یعنی (معشوق فرهاد) با(فرهاد و خسرو)
معنی :به هر روی روزگاری بود که خرد بر سر زمین وجود من فرمان می راند و پادشاهی
داشت، اما اینک همانند فرهاد شیفته لبان نوشین معشوق گشته و تسلیم عشق شده است.
٦-عنبرین:معطر - > ٥٧/٧/ چوگان و گوی: ->١٧/١/ استقصا: نیکو نگریستن، دقت بسیار کردن.
تشبیه:زلف به چوگان(اضافه تشبیهی)،دل به گوی مانند شده است/استعاره ی مکنیّه :دل
(به قرینه سر گردان بودن) /تشبیه:دل به گوی.
معنی :اگر در پیچ و تاب گیسوان خمیده و خوشبوی او جست و جو کنی، در خواهی یافت که در زیر هر تار موی او دلی سر گشته اسیر مانده است.
٧-حسن:جمال و زیبایی /قیاس:سنجش و اندازه /بسیارگو : پر حرف و لاف زن.
استعاره ی مصرّحه :گل(معشوق) و بلبل(سعدی).
معنی: ای سعدی،هر قدر که از چهره زیبای معشوق سخن بگویی نیکویی آن چهره بیش
از اوصاف فراوان تو خواهد بود، همان طور که بلبل سالیان درازی با نغمه سرایی خود
نتوانسته است اندکی از وصف روی گل را بیان دارد.
با تشکر از دوست خوبم ،مهربانو پروین اختیارزاده 🙏
منبع : شرح غزلهای سعدی
دکتر محمدرضا برزگر خالقی
دکتر تورج عقدایی
سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟
از گلستان ِ ما بِبَر طبقی
شاد و تندرست باشید .
فاطمه زندی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
غزل ۷۷ سعدی
وزن : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
معنی بیت اول
۱_ خرقه پوشیدن برای من که می بامدادی نوشیده ام ،روا نیست .ای اهل مجلس ، راه خرابات را به من بنمایید تا در آنجا خودی خود را خراب کنم .
[ صبوحی : شراب بامدادی / زدن : نوشیدن ]
معنی بیت دوم
۲_ هر کسی در دنیا به گونه ای به شادمانی سرگرم است ، ولی ای زیبا روی پری چهره ، اندوه عشق تو برای ما کافی است .
[ پری چهره : زیبا رو / تمام : بس /تضاد : خرمی ، غم / استعارهء مصرحه : ماه ( معشوق زیبا روی ) /تشبیه : پری چهره /ایهام تناسب : بین "تمام " که در معنای غیر منظورش ، یعنی " بدر " با " ماه " تناسب دارد .]
معنی بیت سوم
۳_ بر خیز تا برویم و در سایه ء سروی بنشینیم .آری ، هر جا که تو بنشینی ، سرو با همه ء راست قامتی باید کمر به خدمت تو بندد و در پیش تو به پای ایستد .
[ قیام : به خدمت ایستادن / تشبیه مضمر و تفضیلی : تشبیه معشوق به سرو و برتری او به سرو / تضاد : بر خیز و قیام با بنشین .]
معنی بیت چهارم
۴_ خم گیسوانت چونان دامی دل اهل نظر را صید می کند و خال کنار بنا گوشت چونان دانه ای برای فریب دل در زیر این دام نهاده شده است .
[ صاحب نظران : روشن دلان و آگاهان / خم : پیچ و تاب / بنا گوش : نرمه و پس گوش / مگر : قید تاکید است ، همانا ، یقینا / تشبیه : خم گیسو به دام وخال و دانه ء دام ]
معنی بیت پنجم
۵_ اگر محبوبی چون تو در چنین جای مناسبی و در این لحظه ء خوش شراب نوشم ، آن می حرام نه، بلکه مثل شراب بهشتی حلال است .
[ خمر بهشتی : شراب طهور بهشتی ]
معنی بیت ششم
۶_ به مامور احتساب بگویید که مبادا سنگ در مجلس ما بیندازی ، زیرا در این مجلس جام های شکننده وجود دارد . جام شکنی مکن و محفل ما را بر هم مزن !
[ محتسب : اسم فاعل احتساب ، نهی کننده از امور ممنوع در شرع ، ماموری که کار او نظارت در اجرای احکام دین بود./زنهار : شبه جمله است ، بدان و آگاه باش / کنایه : سنگ انداختن ،آزار رساندن مزاحم شدن / تضاد : سنگ ،جام ]
معنی بیت هفتم
۷_ غیرت و رشک به من اجازه نمی دهد تا کُشنده ء خویش را معرفی کنم ، زیرا در آن صورت ، مردم نام معشوق مرا خواهند دانست .
[ غیرت : رشک و حسد / جناس تام : که ( حرف ربط ) که ( ضمیر پرسشی ) ]
معنی بیت هشتم
۸_ دریغا که در این آتش پنهان سوختیم !اما کسی که خام است و آتشی در درون ندارد ، از سوز دل ما آگاه نیست .
[ سوز نهانی : سوز و گداز دل / تضاد : پختن ، خام / تناسب : پختن ، سوز ، آتش / کنایه : پختن ، با تجربه شدن /آتش : غم و اندوه عشق /خام : بی تجربه و نا آزموده ]
معنی بیت نهم
۹ _ ای سعدی ، اندوه به خود راه مده ، زیرا اگر دوست ترا بپذیرد ،حتی در دهان نهنگ هم به آرزوی خویش خواهی رسید .
[ اندیشه بردن : ترسیدن ، بیمناک شدن / کام : (اول ) : دهان ،( دوم ) : مراد و آرزو / نظر : نگاه ، مقابل / جناس تام ( دهان ) ، کام ( آرزو ) ]
منبع : شرح غزلهای سعدی
دکتر محمدرضا برزگر خالقی
دکتر تورج عقدایی
سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟
از گلستان ِ ما بِبَر طبقی
شاد و تندرست باشید .
سید حمیدرضا عباسی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:
فرازکردن در به معنای بستن در است. چنانکه در خانههای قدیم، درها دولنگهای بودهاند و برای بستن در لازم بوده است که دولنگۀ در را فراز کنند. کاربرد فراز در اینجا دقیقاً همانی است که در زبان محاوره برای بستن در امر میشود:
«در را پیش کن»
کوروش در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۱ - حکایت آن مطرب کی در بزم امیر ترک این غزل آغاز کرد گلی یا سوسنی یا سرو یا ماهی نمیدانم ازین آشفتهٔ بیدل چه میخواهی نمیدانم و بانگ بر زدن ترک کی آن بگو کی میدانی و جواب مطرب امیر را:
منظور از وثن چیه ؟
سفید در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۲:
تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم...
سفید در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۲:
درودی چو نور دل پارسایان
بدان شمع خلوتگه پارسایی...
آه از این همه لطافت...
Elika Mousavi در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۴۴ - امتحان کردن شیرین فرهاد را در عشق:
هم اکنون به پایان رساندم این گنجینه ی هنر را .بسیار دلنشین بود و از مطالعه فرهنگ کشورم لذت بردم . به امید روزی که برای این گنجینه ها ارزش قائل شوند . دلم برای این همه فرهنگ و قدمت و تاریخ میسوزد که اینگونه محجور و مظلوم واقع شده . به امید درخشش وطنم و فرهنگ غنی ایران
در ضمن من با خوانش بانو فوژان احمدی از سایت ایران صدا مطالعه کردم خیلی لذت بخش و تاثیر گذار بود .اگر بشه رو متون سایت گنجور قرار داد خیلی خوب میشه . باز هم سپاسگزارم از تمام عزیزانی که در گرد آوری این سایت ناب ، پویا هستند
مجتبی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۹ - آسایش بزرگان:
با سلام
2 بیت در شعر جا افتاده!
بعد از بیت 5 ابیات زیر جا افتاده اند:
"ز تیره روز و تهی دست و خسته پرسیدن
از آنکه هیچ خبر نیست با خبر بودن"
"نخست درسِ هنر را بکودکی خواندن
کدام درس هنر، عیب خلق ننمودن"
سپاس
رضا از کرمان در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۲:
با سلام به گنجوری های گرامی وبا درود به آقای محمدی عزیز
اگر دوستان توضیحی در تفهیم بیت ۷ این غزل مرقوم بفرمایند بر بنده منت گذاشته اند.
با سپاس
بهزاد یاراحمدی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۶۷:
مصرع اول، به صورت زیر هم در برخی منابع آمده :
چون تیشه مباش و جمله ذی خود متراش.
نردشیر در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ - در تعریف عمارت و مدح صاحب ناصرالدین طاهر:
شتر گربه ؛ به گفته استاد کدکتی چیزهای نامتناسب با هم را گویند
ابوالفضل قربانیان در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۷ - کاوهٔ آهنگر و درفش کاویانی و ساخته شدن گرز گاوسر:
بیت ۲۷: همی داد باید «به» هر انجمن
محسن ز در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:
ای کاش کمی و فقط کمی سواد شعری در جامعه افزایش پیدا کند. ای کاش در این حد که مردم وقتی شعری را میخوانند یا برایشان خوانده میشود معنای کلی آن را درک کنند با شعر آشنا میشدند!
بیت دوم این شعر ظاهرا برای بیشتر خوانندگان بسیار عجیب و سخت و نامفهوم است در حالیکه معنای بسیار واضحی دارد و فقط کافی است که آن را درست بخوانیم تا معنای آن آشکار شود ولی ظاهرا حتی صحیح خواندن آن هم برای عدهای واقعا مشکل است!
حرف «ی» در کلمه «حاضری» یای نکره است یعنی «یک شخص حاضر» مثل اینکه بگوییم «دانش آموزی» یعنی «یک دانش آموز ناشناس» که صرفا دانش آموز بودنش برایمان مهم است نه هویت شخصی اش. پس «حاضری» یعنی ناشناسی که حضور دارد.
اما حرف «ی» در کلمه «هستی» را هم میتوان یای سجع درنظر گرفت که در اینصورت کلمه «هستی» همان «هست» یا «وجود دارد» معنا میدهد (چنانکه در جمله «و آن راه چنان دراز بودی که آن را پایان نمینمود»، فعل «بودی» همان «بود» است که با یک حرف یاء بصورت آهنگین و مسجع درآمده است) و مفهوم مصراع «هرجا که هستی حاضری از دور بر ما ناظری» چنین است : «هرجا که کسی حاضر هست (یعنی بندهای از بندگان تو حاضر است و بعبارت دیگر، یعنی هرجا که ما بندگانت حضور داریم)، تو از دور (یعنی بطور نامحسوس برای ما) برما ناظر هستی» و هم میتوان آن را یای استمراری درنظر گرفت که در ادبیات کهن در بسیاری از مواقع بجای آوردن «می» بر سر فعل، با آوردن «ی» در آخر فعل آن را تبدیل به فعل استمراری میکردند مثل معنای عبارت «چنان گفتی» که «چنان میگفت» است و در بیت ششم همین شعر، «فرستی» ، «میفرستد» معنی میدهد. با این فرض، معنای مصراع اینطور است که «هرجا که همیشه حاضری وجود دارد تو از دور (یعنی بطور نامحسوس برای ما) برما ناظری» یعنی جایی که بطور مستمر حاضرانی هستند و چون در این عالم همیشه حاضرانی وجود دارند (یعنی نوع بشر) پس خدا هم بطور مستمر (و البته بطور نامحسوس) بر آنان ناظر است.
مامیترا در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۱۶ در پاسخ به علی میرزایی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
ما ز فلک بوده ایم
کوروش در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۸ - استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را به وقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث. می در خم اسرار بدان میجوشد؛ تا هر که مجردست از آن مینوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو میخوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی»:
سپاسگزارم آقا رضا
حفیظ احمدی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۴۵ دربارهٔ مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۳:
با سلام و خسته نباشید.
زنده یاد رحیم مهریار غزلخوان پرآوازه افغانستان این شعر مشتاق را در قالب آهنگی خوانده است.
Saghi در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ الهامی کرمانشاهی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸:
درود فراوان بر شما بزرگواران.
به گمانم واژهی (( که )) در مصرع دومِ بیت دوم ، دوبار آمده که دومی به نظر اضافیه. با توجه به وزن ابیات.
جهن یزداد در ۴ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۴ - جنگ کاموس با گیو و طوس تا شب، رسیدن رستم به هماون و آرایش دو سپاه:
ز تیر و ز پیکان جهان تیره گشت
همی افتاب اندران خیره گشت
farhad heshmati در ۴ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ فایز » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۲:
درود🙏
در مصرع وفا در خطهی ارمن زمین است، منظور از (ارمن زمین) ارمنستان است.
فاطمه زندی در ۴ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۵ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳: