گنجور

حاشیه‌ها

قطره بقایی در ‫۴ سال قبل، جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۱۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰۵:

بیت اخیر مشکل وزن و قافیه دارد...

سما سمایی در ‫۴ سال قبل، جمعه ۱۳ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۴۹ در پاسخ به باربدشب دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

ولی فرهنگ ایرانی فرهنگ عجیبیه. حتی تا چند سال پیش آقایون که میخواستن خانومشون رو صدا کنن اسم فرزند مذکر خونه رو می گفتن بعد می‌دیدی خانومه می‌گه:بله! یا از اصطلاح خونه‌مون و امثالهم استفاده میکردن.

مسعود فلاحی مطلق در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳ - دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر:

این شعر توسط اینجانب به تصویر کشیده شده و در نمایشگاه عکس تحت عنوان « دزد و مارگیر » به نمایش عموم گذاشته شده است

 

حفیظ احمدی در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹۱:

با سلام و خسته نباشید!

محمد حسین سرآهنگ، از پیشکسوتان موسیقی افغانستان و غزلخوان معروف، این شعر بیدل را در آهنگی سروده است.

با اخترام

حفیظ از افغانستان 

گیو در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

دوست دانا، برگ بی برگی. شرح شما برای من بیش از تمامی توضیحات دیگر منسجم و مناسب با روح عارفانه حافظ آمد. آیا برای چنین تحلیل عمیقی منبع رجوع خاصی در اختیار دارید؟ اگر دارید لطف فرموده نام ببرید بی اندازه سپاسگزار خواهم بود. و اگرنه که نظرات شما واقعا قابل تحسین است. 

پیشنهاد من در استفاده از اصطلاح فُرم به کاربردن «قالب» است که در نوشته های عرفا (مثلا نجم الدین رازی در مرصاد العباد) به همان‌منظور شما به کار برده شده است. 

با سپاس و درود‌. 

محمدجواد چیزفهم دانشمندیان در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان:

بیت نوزدهم بجای ( از) باید ( ار) باشد....غواص اگر پاچیله هم نداشته باشد مشکلی نیست...باز میتواند شنا کند....

عبدالکریم میق رحیمی در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ وطواط » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:

زان پاره ، پاره پاره شود مر مرا جگر

زان خیره ، خیره خیره شود چشم خون فشان

فرزانه پورعلیرضا در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۹ در پاسخ به همایون دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۴:

زیبا بود

 

رادمهر عبادی در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۰:

در بیت 9 صبر و سبو نوش کنم را در یک تصحیح دیده ام که زیباتر می نماید.

مجتبا زنگنه در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:

چو آمد به برج حَمَل آفتاب ...

خداوند واژگان کهن تواند به جای حَمَل بسیاری واژه پارسی به کار آورد.

شاید این(بیت) از ایشان نیست 

محسن جهان در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

تفسیر رباعی فوق:

دانشمند نامی عهد صفوی در این رباعی خطاب به انسان می‌گوید: عقل ( منظور عقل کل ربوبی است) از نادانی و جهالت ما به سبب خود شیفتگی ها و منیت ها، خجالت زده و شرمنده شده است. و نیز به همین دلیل خلق را از خود ناراضی و پریشان کرده‌ایم.

در حالیکه انواع بت های نفسانی و فناپذیر را پرستش می‌کنیم ولی بصورت صوری سر بر سجده گذاشته و تظاهر به دینداری می‌کنیم. و این موجب خنده کافران و ملحدان نسبت به مسلمانی ظاهری ما شده است. 

مازیار در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۴ - صفت رسیدن خزان و در گذشتن لیلی:

بنظر شما بیت ۹۵ ایراد وزنی نداره؟

بهتر نبود اینجوری باشه: 

هر گنج که «در» درون غاریست / بر دامن او نشسته ماریست

 

 

 

دکتر صحافیان در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۳۴ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

درود بر شما....بسیار عالی...تفسیر بهشت به بهترین زبان

امیرحسین آریا در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

از قلم و دیدگاهِ این استادِ سخن انسان به حیرت می ماند :

ابتدا ی غزل نصیحت میکند

میانه ی غزل به خواننده امید می دهد و اورا به حرکت و جهد می خواند و راهِ درستِ جهد را به خواننده نشان میدهد

در انتها با نهیب زدن به خود ( که سعدی اگر این حرف ها و مواعظ را خودت انجام ندهی هرچه خوردی و دیدی و گفتی و خواستی ، ازهمه مهم تر در آینده میخواهی ، حرامت باشد )

در واقع به خواننده آموزش میدهد که اگر روزی خواستی تو هم دیگران را نصیحت کنی ابتدا " اعمال " خودت را اصلاح کن

به زبانی دیگر از مخاطب خواستارِ تفکر نیکو و خیر خواهانه برای دیگران و اعمالِ حساب شده و اصلاح در جهتِ تعالی و رشد فردی است که نهایتا به رشد و تعالی جامعه ختم می شود

 

اما حیرتم زمانی دوصد چندان می شود که بیت نخست را دوباره میخوانم ...

به یادِ این شعر از استاد می افتم

«سعدی! چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو»

ای بی‌بصر! من می‌روم او می‌کشد قلاب را

امیرحسین آریا در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:

جالب است که بدانید اگر این غزلِ به خصوص نبود

شاید اصلا چنین دیوانِ منسجمی از سعدی ، امروز برای ما به جا نمی ماند

این بیت برخواند که «نظر خدای بینان ز سر هوا نباشد»

امیرحسین آریا در ‫۴ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۵۶ در پاسخ به بابک سروستانی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:

بابک عزیز

سعدی از لفظِ نظر کردن در غزلیاتش بیشتر به معنای درک و تعمل کردن استفاده می کند ( گاها بهره ی عارفانه بردن و به فکر فرو رفتن ، اما سعدی انسانی عمل گرا بوده چرا که هم در زندگی نامه هم اشعار این استاد می شود این را به وضوح دید ) ، و این استاد سخن ، افرادی را عارف و صاحب دل می داند که مثل خود او ، از کنار یک سری مسایل به راحتی عبور نکنند و درس بگیرند و از همه مهم تر دست به تغییر بزنند و تغییر کردن بدونِ درد و رنج نبوده و نخواهد بود ( حتی در بیتِ آخرِ همین غزل استاد اشاره میکند که شاید دیگران هم همین حرف ها را به تو بزنند اما تفاوت آنها با من این است که آنها " معاملت " ، که از ریشه ی " عَمَلَ " مشتق شده است ، ندارند )

 

حالا در بیت دوم این غزل ، استاد میفرماید

عارفان ( افرادی که دارای تعمل هستند ) همیشه در حالِ مشاهده ( آموختن و درس گرفتن ) هستند

و عامیان( که منظور مردم و عوام نیست و مقصود جدا کردنِ افرادِ مختلف از نظرِ طبقه ی اجتماعی نبوده

بلکه منظور هرفردیست که در اتفاقات پیرامونش " نظر " نمی کند ) ( در واقع استاد ، متضادی برای عارف آورده است )

یک نظر به هر چیزی می اندازند و بعد هم خود را از تعمل بیشتر معاف می کنند ( دَوَم به معنی پایداری کردن در عملی سخت استفاده می شود ) ( دوام داشتن )

مبارکه عابدپور در ‫۴ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۵ - گفتار اندر گزاردن شکر نعمت‌ها:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آریّ و به غفلت نخوری

 

 

مبارکه عابدپور در ‫۴ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۴ - حکایت اندر معنی شکر منعم:

در تصحیح فروغی بیتی با این مضمون

یکی گوش کودک بمالید سخت

که ای بوالعجب رای برگشته بخت

به جای بیت :

شنیدم که پیری پسر را به خشم

ملامت همی کرد کای شوخ چشم

درج شده

F T در ‫۴ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۲۸ در پاسخ به بهزاد رنجبران دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

با درود و احترام:

از آنجا که مقایسه بین مگس و سیمرغ است، و هر دو توان پرواز دارند، واژه "عرصه" درست به نظر می‌رسد، بدین معنا که:

اوج و سقف پروازی که سیمرغ بدان می‌تواند دست یابد، و پرندگان معمولی حتی شاهین و عقاب هم بدان نمی‌رسند، جایی نیست که مگس بتواند رسید.

اگر واژه حضرت را بپذیریم، باید دید آنگاه مگس با چه موجودی باید رقابت کند برای رسیدن به محضر سیمرغ، و اصلا چرا مگس قصد رسیدن به حضور سیمرغ را داشته‌باشد؟؟؟!!!

شاد و سربلند باشید 

F T در ‫۴ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۱۶ در پاسخ به مهدی"بابایی" دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

با درود و احترام:

واژه "از" درست و معنای این بیت آن است که

از پادشاهان اگر پایه و مقام درخواست می‌کنی، باید به تناسب خدمت و کمکی باشد که به پیشرفت کارها کرده و یا خواهی کرد.

اگر سعی و تلاشی نکرده‌ای (خدمتی در خور پایه و مقام گرفتن نکرده‌ای)، چگونه انتظار پاداش و عطا از سوی پادشاه داری؟

 

شاد و سربلند باشید

 

۱
…
۱۴۱۷
۱۴۱۸
۱۴۱۹
۱۴۲۰
۱۴۲۱
…
۵۸۵۴