گنجور

حاشیه‌ها

رضا تبار در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

معنی ابیات

۱- ای ساقی (خدا/ پیر دانا که به تصفیه دل رسیده ) جام شراب( محبت و معرفت)را بحرکت بیاور و به من برسان،

که عشق الهی در ابتدا سهل و آسان بنظر می آمد ولی بعدا سخت و دشوار شد.

(دل بستن  به خدا ساده است ولی پایداری در عشق و محبت به  او  و دل بریدن از هوای نفس و دنیا طلبی و تحمل سختی بخاطر جلب رضای خدا سخت است ).

 

۲- به امید اینکه باد صبحگاهی (عنایات الهی) از گیسوان مجعد یار(تجلی اسما و صفات الهی)گره ای باز کند و عطری از آن را برایم بیاورد،

چه خون هایی که در اثر اشتیاق در دلهای ما افتاده است(انتظار طولانی  و دلهای ما خون شده است)

 

۳-حتی در منزل جانان(آخرین مرحله عشق  که  وصال حق است)جای امنی نیست و هر لحظه امکان و خطر لغزش وجود دارد.(هر لحظه ممکن است نفس مجددا بر ما غلبه کند و از این مرتبه اعلا هبوط کنیم)

صدای زنگ (زنگوله شتر  که موقع حرکت را به کاروانیان اعلام می کند/ شتر نماد نفس سرکش انسان ) هشدار می دهد که مواظب این خطرات( مواظب نفس سرکش ) باشید.

 

۴- اگر پیر مغان(پیر راهنما و اساطیری خلق شده توسط حافظ که در راه و روش شناخت جهان و هستی اندیشیده و در راه خدمت به انسانها، تجربیاتش را در اختیار دیگران میگذارد)گفت نماز را با می (محبت و معرفت) بخوان،اینکار را بکن،

(تنها عبادت با محبت و معرفت و در غیاب نفس است که موجب وصال  حق میگردد)

زیرا سالک(پیر/رهرو) از راه و رسم و مراحل محبت و معرفت بیخبرنیست  (خبر دارد )

 

۵- در این شب ظلمانی که انسان از هر سویی توسط امواج و گردابهای سهمگین(دنیا طلبی/خواسته های نفسانی)احاطه شده،

کسانی که،(هنوز دل به دریای  محبت و معرفت الهی نزده اند)سبکبار در ساحل امن و آسایش هستند ،از حال ما بیخبر ند.

 

۶- سر انجام در اثر خود سری  و پیروی از هوای نفس به ورطه بد نامی افتادم،

سرانجام این راز(به ورطه بد نامی افتادن در اثر خود سری و پیروی از هوای نفس)آشکار خواهد شد و در هر مجلسی بازگو خواهد شد.

 

۷- حافظ اگر میخواهی همواره به حضور حق (بیرون کردن دلبستگی به چیز ها از دل و گذاشتن خدا در مرکز دل) برسی، از او( خواسته های نفسانی ات)پیروی نکن.

هنگامی که به دیدار کسی که دوست داری رسیدی( وصل الهی ) ، دنیا را واگذار و رها کن.

 

همیرضا در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۱۲ در پاسخ به علی ... دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:

تصویر منبع کاغذی گنجور (تصحیح قزوینی-غنی) زیر شعر مشخص است و روال گنجور حفظ مطابقت متن با همین مرجع است.

ح.ا.ا ا.ا.ه در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۲۸ در پاسخ به داود پورسلطان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

نه عزیز 

بدون علامت سوال هم معنای زیبایی داره 

یعنی من میروم اما سبب رفتن من کشیدن اوست 

از بیرون کسی ک میبیند رفتن مرا میبیند ولی نمیداند ک قلاب یار مرا میکشاند.

رشته ای بر گردنم افکنده دوست 

میکشد هرجا که خاطر خواه اوست

 

 

عرفان خسروی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۲۳ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

کوه‌کن، صفت مشهور فرهادِ عاشق بر شیرین است.

معنای این بیت هم این است که؛ حیف و صد حیف که ما مثل فرهادِ کوه‌کن نشدیم تا اثری چون بیستون، از ما به جا بماند. خوشا آنکس که از خود، اثری بر جای بگذارد...

رند در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۳:

(شاه بیت غزل 473)

با دعای شبخیزان ای شکردهان مستیز

در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی

با نیاز خواهی کسانیکه واقف به نیازمندیشان هستند نباید خصومت ورزید چراکه تمامی توانمندی های جهان هستی به پشتوانۀ قدرت  ادراکه ای است که چون سلیمانی بدان دست یافت.

علی ... در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:

لطفا مصرع اول بیت اول را تصحیح بنمایید. بنده در کتاب ادبیات فارسی یکی از پایه‌های مقطع متوسطه دوم نیز این شعر را دیده‌ام و آنجا "هر آنکه جانب اهل 《وفا》نگه دارد" آمده بود.

قطعا کلمه 《وفا》در مصرع نخست صحیح است؛ نه 《خدا》

تصحیح و ویرایش شود.

حافظ قائمی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۶:

با توجه به الگوی اشعار وحشی، در بیت چهارم سد درست است.

محمدرضا دشتی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

با سلام...این قطعه را استاد میروحید رادفر با تنبور و دف خوانده که بسیار لطیف و زیباست...حتما پیشنهاد میکنم

همیرضا در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۳۳ در پاسخ به قطره بقایی دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۲:

مَتَن فعل امر (نهی) از ریشهٔ تنیدن است و با «می‌بافند» در مصرع دوم تناسب دارد، از لحاظ وزنی هم هم‌وزن پیشنهادتان است.

Pou Yan در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:

زاغِ کِلکِ من به نامِ آی زد چه عالی مشرب است😊

فاطمه زندی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

وزن : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن 

کس این کند که ز یار و دیار برگردد؟!!

کند هرآینه ، چون روزگار برگردد

معنی بیت :آیا کسی از شهر و دیار کس و کار خویش بر می گردد؟ ! آری ، آنگاه که روزگار بر گردد ، او چنین می کند .[ دیار : جمع دار ، خانه ها ، شهر و سر زمین / هر آینه : قید ، البته ، بی شک / جناس زاید : یار ،دیار/ کنایه : روزگار بر گشتن 

۲_  تُنُک دلی که نیارد کشید زحمت گل

ملامتش نکنند، اَر ز خار برگردد

معنی بیت : آن نازک دلی که زحمت ِ رسیدن به گل را تحمل نمی کند ،اگر در اثر خلیدن خار به دستش از موهبت گل چشم پوشد ، کسی او را ملامت نخواهد  کرد .[ یارستن : توانستن / ملامت : عتاب و سرزنش / کنایه : تُنُک دل ( کم صبر و کم تحمل ، رقیق القلب /استعارهء مصرّحه : گل ( معشوق زیبا روی ) خار ( زحمت و رنج فراق )/تضاد : گل ، خار ]

۳_به جنگ خصم کسی کز حیَل فرومانَد

ضرورتست که بیچاره وار  برگردد

معنی بیت : اگر کسی در جنگ با دشمن از چاره باز ماند ، ناگزیر باید مثل در ماندگان از جنگ روی گرداند .[حیل : جمع حیله ، چاره ها / فرو ماندن : عاجز گردیدن و در ماندن / ضرورت است : لازم است : / بیچاره وار : مانند بیچارگان ]

۴_به آب تیغ اجل تشنه است مرغِ دلم

که نیم کُشته به خون چند بار برگردد؟

معنی بیت :دلم همانند مرغی تشنه ء شمشیر آبدار اجل است آخر مرغ نیم بسمل چند بار به خون خویش در غلتد ؟[ اجل : مرگ / نیم کشته : نیم بسمل ، مجروح محتضری که رمقی و نیم جانی دارد /تشبیه : اجل به تیغ و دل به مرغ / تلمیح : اشاره به رسم آب دادن به مرغ قبل از سر بریدن آن ]

۵_ به زیر سنگ حوادث کسی چه چاره کند؟

جز این قَدَر که به پهلو چو مار بر گردد 

معنی بیت : آدمی در زیر سنگ حادثه چه تدبیری می تواند بیندیشد ؟ جز این اندازه چاره گری که مانند ماری در زیر سنگی که بر سرش فرود آمده ، پهلو به پهلو شود تا هلاک گردد .[ تشبیه : حوادث به سنگ / کنایه : چون مار پهلو به پهلو گشتن ( از درد و رنج همچون مار به خود پیچیدن ) / اشاره : یاد آور کوفتن سر مار به سنگ ]

۶_دلم نماند، پس این خون چیست هر ساعت 

که در دو دیده ء یاقوت بار بر گردد ؟

معنی بیت : دلی برایم نمانده است ، پس این چه خونی است که هر لحظه از دو چشم خونبارم به گردش در می آید ؟[ کنایه : دل نماندن ( بیدل و عاشق شدن ) /استعاره ء مصرّحه : یاقوت ( اشک خونین )

۷_گر از دیار به وحشت ملول شد سعدی 

گمان مبر که   به   معنی ز یار   بر گردد 

معنی بیت : اگر سعدی از شهر و دیار خویش دلتنگ گردد، تصور مکن که حقیقتا از محبوب خویش نیز روی گردان میشود .[ملول : آزرده و دلتنگ / به معنی : به حقیقت .]

منبع : شرح غزلهای سعدی 

دکتر محمدرضا برزگر خالقی 

دکتر تورج عقدایی 

سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟

از گلستان ِ ما بِبَر طبقی 

شاد و تندرست باشید ..

 

احسان رحیمی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ آذر بیگدلی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۹ - و له طاب ثراه:

بیت ۲۵ به شرح ذیل اصلاح شود

عاقلان خنده نه از بی خبری

گر کنم گریه نه از نادانی

اولم خنده ز بی دردی بود

آخرم گریه ز بی درمانی

علی ‌ در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۵۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴:

خیلی وقت میشه که دچار یک روزمرگی بی‌معنی شده‌ام. این شعر دقیقا همون چیزی بود که باید می‌شنیدم. پروین بانو، روحت شاد و نامت جاودان باد! 

نسترن محمودی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۶:

میشه لطفا یکی بیت هفت و هشت رو برام معنی کنه؟ 

مسیحا در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۱ در پاسخ به صادق دقتي دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۶:

سپاس از توضیحات کامل

افشار سعدی‌خوانی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱:

خیام:

وَز حاصلِ عمر چیست در دستم؟ هیچ

 

شیرینکام در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۹:

با درود

در بیت 10 سه فعل وجود دارد که دو فعل برآنی در مصرع اول و برآنم در مصرع دوم صیغه های مختلف یک فعل هستند اما فعل برانی در مصرع دوم از مصدر راندن با دو فعل دیگر متفاوت است در عین حال در مصرع دوم رقص ضمیر یا جهش ضمیر مشاهده میشود یعنی «که از پیشم برانی» در اصل «که از پیش برانیم» میباشد 

بنظر بنده ابیات 10 و 11 موقوف المعانی هستند که از جمله «من برآنم» در انتهای بیت 10 حاصل میشود من برآن هستم که «که تا باشم خیالت ....»

محمد علی مشایخی (نافذ) در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۱:

سلام بر همه ادب دوستان عزیز

جند نکته در این غزل سعدی:

۱- غنا به کسر غ درست است. غِناء بر وزن فِعال

۲- معنی احتمال در مصراع «فقر من و غِنای تو جور تو و احتمال من» کشیدن بار جور است. احتمال یعنی حمل کردن.

۳- واو قبل از احتمال باید در واو  تو کشته شود تا وزن از بین نرود.

۴- در بین دکلمه ها از نظر من بهترین آنها مربوط به جناب حمید توانگر بود.

۵- گوینده یا خواننده باید اولاً شکل درست خواندن کلمات را بداند و ثانیا معانی ابیات را بداند تا بتواند حق مطلب ادا کند.

Pou Yan در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:

مکان باش اشاره دارد به آیه اقراء باسم ربّک الّذی خلق

نازگل شیخی در ‫۳ سال و ۹ ماه قبل، چهارشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:

اِی پادِشَهِ خوبان! داد از ...

......

 

۱
…
۱۳۳۹
۱۳۴۰
۱۳۴۱
۱۳۴۲
۱۳۴۳
…
۵۸۵۴